سلام
من نقاش هستم و بطور حرفه ای نقاشی میکشم. حدودا شش ماهه ازدواج کردم و تقریبا از بعد از ازدواج مادرشوهر من شدیدا داره به من فشار میاره که باید کار دولتی پیدا کنی و این کار نقاشی (به قول خودش کاغذ و آبرنگ بازی) رو کنار بگذاری. حتی وقتی آشنایی رو می بینه مرتب میگه عروسم بیکاره دنبال کار میگرده اگه سراغ دارین بگین. من نمیفهمم مشکلش با کار من چیه آخه
این یک ماه گذشته فشارهاش زیاد شده و هروقت منو میبینه مرتب کار منو مسخره می کنه بهم میگه برو مربی مهدکودک بشو به بچه ها نقاشی یاد بده.من چیکار کنم که دست از سرم برداره؟ آخه کار دولتی چی داره که این داره هی بهم میگه برو کار دولتی پیدا کن.
میشه بهم کمک کنین؟








) مادرشوهرم هم کلی ماچ و بوسه تحویلم داد اما همون لحظه به همه فک و فامیلش زنگ زد که وای این دختره پسرمو بدبخت کرده حالا بچم تنهایی چیکار کنه.چطور از پس زندگیش و قسطاش بربیاد(درحالیکه هیچ اطلاعی از وضعیت مالی ماندارنو هیچ کمکی هم نکردنو و خداروشکر قرار نیست بکنن.ضمنا وضع زندگی ما هم بد نیست که بخوان به این فکرا بیفتن....)

علاقه مندی ها (Bookmarks)