سلام
نمیدونم با چه رویی بنویسم ولی دیگه نمیدونم چیکار کنم و مجبورم اینجا مشکلم رو مطرح کنم . من 21 سالم هست و یه برادر کوچکتر دارم که 17 سالش هست . حدود دو سه ماه میشه وقتی خونه باهم تنها میشیم میاد منو بغل میکنه و بوسم میکنه و دستشو به بدنم میکشه و . . . بعضی وقتا هم که خوابم میاد رو تختم میخوابه و بغلم میکنه و . . .
گریه میکنم ازش خواهش میکنم بهش میگم یه دوست دختر برات پیدا میکنم ولی آدم نمیشه و میگه تو رو میخوام
چندبار دعواش کردم باهاش قهر کردم گفتم به بابا و مامان میگم ولی گوش نمیکنه و کار خودشو میکنه
چندبارم مامانم رو صدا زدم و زود خودشو جمع کرد ولی باز میاد و . . .
هر روز صد بار ارزوی مرگ میکنم . آخه چرا من ؟ من هیچوقت تو این مسائل اشتباهی نکردم و هیچوقت حاضر نشدم با پسری دوست بشم چه برسه به این وضعیت
کم کم داره وضعش بدتر میشه و حرفای خیلی بدی باهام میزنه و کارای بدتر انجام میده
نمیدونم چیکار کنم دارم دیوونه میشم . به کی بگم ؟ چی بگم ؟ چیکار کنم ؟
متاسفم این حرفای بد و شرم اور رو اینجا نوشتم مجبور شدم بنویسم ببخشیدم






نكته: انجام كارهاي مذهبي، از قبيل نماز محافظيه تا ديگران جرات نكنند با شما حتي سر بحث اين روابط رو باز كنند و به قول معروف دور شما رو خط بكشند و رو شما تو اين موارد حساب باز نكنند. اگر انجامش نميدين، حتما شروع كنيد. خوبه....


علاقه مندی ها (Bookmarks)