یکشنبه 15 شهریور 94, 08:27
سلام من ساعتهای خوب و خاطرات خوب زیاد دارم بگذریم که گاهی با غرغرهام خیلی تلخشون میکنم :323:همسرم عاشق مسافرت یهوییه منم که پایه ام همیشه
تازه جدیدن من یهو پیشنهاد میدم .:311: اوایل ازدواجمون یه...
چهارشنبه 11 شهریور 94, 18:13
همدان . منتظر ورود به غار علیصدر. من خسته از سفر طولانی و اجباری. ابراز گلایه از جانب من . دلخوری همسر از به اصطلاح غر زدن من. شروع یک سکوت .
توی غار توی قایق هر چی می خواست عکس سلفی بگیره از من و...
چهارشنبه 11 شهریور 94, 18:00
بعد از دو هفته سفر ایران گردی با کلی تجربه وخاطره. همه چیز درهم بود.
وقتی خاطراتو مرور می کنم با اینکه یک سفر متفاوتی بود و خیلی اذیت شدم اما پر بود از خاطرات عاشقانه.
مشهد که بودیم به ذهنم...
چهارشنبه 11 شهریور 94, 10:58
همین الان ک دارم مینویسم از همسرم به خاطر بحثی که دیشب داشتیم ناراحتم ...
ولی چندتا پست اخری (مخصوصا اون تولد :**) رو که خوندم یاد یه خاطره ی خودم افتادم..
تولد منو همسرم فقط چند روز فاصله هست...
یکشنبه 08 شهریور 94, 14:14
انگار قراره اینجا رو من بچرخونم،
قبلاً فقط اعضای انجمن آزاد می تونستن پست بزارن و من از مدیر خواستم که دسترسی اینجا رو برای افراد عادی هم آزاد بگذارند چون خیلی از رفتار های درست رو میشه اینجا فهمید...
یکشنبه 18 مرداد 94, 14:16
سلاااااااام.ببخشید دیر امدم.هول باید از هنه که به تاپیکم سر زدن وراهنمایی کردن تشکر کنم.وخواهش میکنم از این به بعد رو هن راهنمایی کنید.بعد اشتیمون همه چی خوب گذشت خانوادمو شوهرم خیلس صمیمی شدن.از...
یکشنبه 18 مرداد 94, 08:57
سلام عزیزم خیلی جالبه دقیقا شوهر منم شبیه شوهر شماست تاپیکم هست دوست داشتی یه سر بهش بزن (با بد دهنی و فحاشی همسرم چه کنم؟)
به نظر من سعی کن توی مشاجراتتون باهاش بحث نکنی و سکوت کنی میدونم خیلی سخته...
دوشنبه 12 مرداد 94, 19:04
درود بانو سعی کنید نوشته تان حالت درودل را نداشته باشه طوری نباشه که خسته کننده بشه و باعث بشه تا دوستان از خواندن پست های شما خسته بشوند:72:
در اکثر زندگی ها این مشکلاتی که شما نوشتید کم و زیاد...
دوشنبه 12 مرداد 94, 12:47
درود بانو
به سایت وزین همدردی خوش امدید :72:
بشخصه نظرم اینه شما زندگی مشترک را با میدان جنگ و طناب کشی اشتباه گرفتید چون تو نمیای خونه مادرم پس منم نمیام خونه مادرت و باهاشون کاری ندارم!!!...