پنجشنبه 27 آبان 95, 21:29
سلام
اگه همسرتون قبول می کرد که به خواسته و نظر و آرامش شما هم اهمیت بده خوب بود.
اگه بقیه خواهر برادرها اینقدر انصاف داشتن که سهم خودشون را از این موضوع خانوادگی انجام بدن خوب بود.
اگه مادر...
یکشنبه 07 شهریور 95, 14:16
سلام
همونطور که دوستان گفتند نقاط قوت همسرتون و زندگیتون ظاهرا اونقدر خوب هست که جدایی گزینه مناسبی برای شرایط استرسی که توش هستید نباشه.
شما درگیر شرایط سخت پایان نامه و اتمام دکتراتون هستین....
یکشنبه 07 شهریور 95, 08:19
سلام،
چقدر خوب توضیح دادی. چه ذهن خوب و منظمی داری خانم دکتر. ... درک میکنم که در چه شرایطی هستی. و میتونم تصور کنم اگر شرایط کاری همسرت بهتر بود، بار مشکلاتت خیلی کمتر میشد.
ببین من فکر نمیکنم...
سه شنبه 02 شهریور 95, 12:57
سلام....منم دانشجوی دکترا هستم و هم همسرم.....هر دو شرایط مالی خیلی بدی رو پشت سر گذاشتیم وداریم میگذرانیم....تازه ما بچه هم داریم و هر دومون شاغل هم هستیم....اینار و گفتم که یه همزادپنداری کرده...
سه شنبه 02 شهریور 95, 06:22
با این چیز هایی که شما گفتید اصلا نمی ارزه حرف طلاق هم بزنید شوهرتون مشکلی نداره فقط مشکلات مالی و فشار به پایان رسوندن تحصیلاتتون هست که آدم اینجور موقع ها میخواد از مشغله فکری خیلی زیاد فقط کل...
یکشنبه 31 فروردین 93, 15:38
خواهرخوب زندگی مشترک بین دو نفرهست.
هر دوعلایق،آرزوهاباورهاتجارب،دغدغه هاومهمترازهمه اولویتهایی دارندکه باید دسته بندی شوند.دغدغه ی اصلی شماکاملا قابل درک هست این نیازهای عاطفی به همدیگر دوطرفه...
یکشنبه 31 فروردین 93, 13:57
سلام.
مشکلاتی وجود دارد اما ذهن شما هم آشفته است.
ابتدا آرامش خودتون رو حفظ کنید.معمولا ما دنبال این هستیم که اول مشکلات حل شود بعداحساس خوب راتجربه کنیم درصورتی که برعکس قضیه هم امکانپذیره...
یکشنبه 31 فروردین 93, 13:16
سلام.
دانشجوی چه مقطعی هستین و سال چندم؟
پنجشنبه 27 بهمن 90, 13:11
ممنون از همه شما بزرگواران :72:
گمان کنم حرف های من موجب برداشت اشتباه از شخصیت همسرم شد.
ایشون کاملا مسئولیت پذیره
و خودش رو از هر نظر در برابر تامین اقتصادی و حتی روانی همسرش، مسئول و...
سه شنبه 25 بهمن 90, 12:28
سلام :72:
مدت یک سال و اندی است ازدواج کرده ام. هر دو تحصیلکرده و بیکاریم و همه مشکلات، ناراحتی ها و برخورد های ما از همین موضوع ناشی می شود و در باقی جنبه ها، علی رغم مشابه نبودن طرز فکر هایمان،...
پنجشنبه 27 خرداد 89, 10:23
همینطوره ... به گمانم بهتره با عروسشون بیشتر حرف بزنم در این مورد ... هر چند دوست داشتم با سوال های معکوس از خودش یه چیزایی دستگیرم بشه ...
نه، چندان فرد تاثیر پذیری نیست. دست کم در برابر من که...
چهارشنبه 26 خرداد 89, 23:29
آقا حامد یا هادی!
به نظرم این جور نادیده گرفتن ها و رفتار ها از طرف اون خانوم برای شما این پیغام رو داره که مایل به ادامه نیست. اگر راهی دارید از خودش یا خانوادش روشن این رو بپرسید و تکلیف خودتون...
چهارشنبه 26 خرداد 89, 23:21
مهتاب عزیزم
این بار دومه که من دارم ازهمفکری شما استفاده می کنیم. ممنونم ازت که نوشتی :72:
دوست من که مستقیم ، ایشون رو اینو نگفت. من نگرانم که ایشون هم مثل بقیه باشن ...
تا حالام نه، مورد خاصی...
چهارشنبه 26 خرداد 89, 15:11
دوست بزرگوارم!
فرمودید دقت در رفتارها ... تلاشمو کردم اما به گمان من در اینجور موارد ، تا وقتی دو طرف در شرایطی شبیه زندگی قرار نگیرن و درگیر تفاوت دیدگاهها نشن ، نمی تونن ارزیابی درستی از رفتار...
چهارشنبه 26 خرداد 89, 00:09
غزاله ( درست می گم دیگه؟! ) عزیزم!
ممنون که جواب دادی:72:
قبلا می دونستم که روابط بین بچه ها و پدر و مادر توی این خانواده بسیار از سر احترام و محبت و خیلی قویه.
ولی انگار طرف این دوستم، جزو...
سه شنبه 04 خرداد 89, 15:51
مهتاب عزیزم :
اجازه ارسال پیغام برای "مدیر همدردی" و "keyvan" رو ندارم ...
باید چیکار کنم؟
همین جا می نویسم و امیدوارم دیده بشه :
مدیر گرامی تالار :
لطفا این تاپیک را حذف کامل کنید. ...