چهارشنبه 15 فروردین 97, 20:59
دوستان خوبم سلام:72::72::72:
شاید خیلیها منو یادشون نیست.از دوستان شیدا. و پاییز عزیز حضورشون هنوز فعال هست.امیدوارم حال تک تک دوستانم خوب و زندگی به کامشون باشه
چهارشنبه 15 فروردین 97, 10:48
ممنون از شما اقای امیر.کلی نوشتم ولی ارسال نشد
من احساس میکنم شما فکر میکنید من هر روز در حال چک کردن گوشی شوهرم بودم اصلا چنین چیزی نبوده.ازادی ایشون هیچ وقت گرفته نشده .مساله خصوصی با صحبت کردن...
چهارشنبه 15 فروردین 97, 10:17
از شما سپاسگزارم گیسو کمند عزیز.
من برای رفتن به مشاور مشکلی ندارم اتفاقا خیلی هم دوست دارم .شوهرم ممکنه قبول نکنه.سعی خودمو میکنم
سه شنبه 14 فروردین 97, 23:51
ممنون از شما آقای امیر که از دیدگاه یه مرد متاهل پاسخ دادید.
بله من بارداری اولم هست.اقای امیر تا قبل از بارداری هیچ وقت مشکلی از این بابت نبود که من به گوشی شوهرم دست بزنم.البته رمز گوشیش رو بلد...
شنبه 11 فروردین 97, 22:53
با سلام .واقعا به کمکتون احتیاج دارم.نمیدونم چکار کنم
اینم ادرس تاپیکم هستhttp://www.hamdardi.net/showthread.php?t=45145
با شوهرم کلی صحبت کردم ولی هنوز رفتارهای مشکوک در مورد گوشیش داره و نمیخواد...
پنجشنبه 24 اسفند 96, 21:44
ممنون از راهنمایهای خوبتون باغبان:72:
من نمیخوام به چشم متهم به شوهرم نگاه کنم و هربار که متوجه میشم با گوشیش چت میکنه به خودم اینو القا میکنم که فکرهای منفی سراغم نیاد اما کنترل فکرهای درونم کار...
چهارشنبه 23 اسفند 96, 19:48
ممنون از پاسخگویی شما:72::72::72:
من اصلا گوشی شوهرمو چک نکردم ولی ازش توقع داشتم که برای آرامش من بصورت اتفاقی خودش گوشیشو دستم بده.
بعد از اینکه بهش احساسمو گفتم چت کردنش خیلی کمتر شده و...
پنجشنبه 03 اسفند 96, 20:45
ممنون عزیزم.ولی رفتار شوهرم هم مثل قبلا نیست.اخه قبلا گوشیش رو میداد دستم و منم بخاطر همین بهش نگفتم رمز گوشیتو بهم بگو.الان واقعا کلافه ام .از یه طرف میگم دلیلی نداره دستم نده از یه طرفم هم نمیتونم...
چهارشنبه 21 بهمن 94, 17:38
خداروشکر مشکل جدی واسه دخترون بوجود نیومد.
با مادرشوهرتون توی یه خونه زندگی میکنید؟
اول اینکه موضوع رو خیلی بزرگش نکنید.بهرحال دیروقت بوده و هم شما و هم مادرشوهرتون چون از خواب بیدار شدین دچار...
چهارشنبه 21 بهمن 94, 12:20
یادمه اون موقع ها که مجرد بودم هروقت این تاپیک رو میخونم و دوستان از خاطراتشون مینوشتن ناخوادگاه لبخند رو لبام مینشست....حالا که میخوام در مورد خاطرات خودم بنویسم خیلی ذوق دارم...
دقیقا سال قبل...
سه شنبه 20 بهمن 94, 11:41
سلام اقای مهرزاد.اولین چیزی که میخوام به شما بگم تحسین شما هست و ایکنه چقدر مرد مسولیت پذیر و پدر مهربانی هستید:104::104::104:
اقای مهرزاد بهتره بجای اینکه گذشته و اتفاقات رو یاداوری کنید تمرکز...
پنجشنبه 01 خرداد 93, 21:48
خدایا ازت ممنوم.:323::323::323:
خدایا ازت ممنوم از اینکه هیچ وقت تنهام نگذاشتی و همیشه حواست به بنده ی حقیرت بوده....
خدا جونم دوستت دارم و به خاطر همه ی نعمت هایی که بهمون دادی شاکرم.
چهارشنبه 31 اردیبهشت 93, 22:20
سلام پونیو عزیز.:72::72::72:
عزیزیم خداوند هر کسی رو به یه شکل افریده اما یک لحظه فکر کن که اون دختری که هم سن شما هست و نمیتونه راه بره یا دنیای اطرافشو ببینه .
هرکسی یه شکلی داره و یه طاهر...
یکشنبه 28 اردیبهشت 93, 14:54
ببین عزیزم یه توصیه بهت میکنم پرونده اون اقا رو برای همیشه ببند .میدونم بهش هیچ احساسی نداری و اینو مطمینم اما اینو هم تفهیم خودت کن که اون فرد لیاقت تو رو نداره.شاید تا جایی تصمیم به ازدواج با شما...
یکشنبه 28 اردیبهشت 93, 14:28
سلام صبوری جان:72::72::72:
تولدت مبارک دوست خوبم.
برات ارزو میکنم که خداوند بهترینها رو برات فراهم کنه .:312:
با اینکه از هم فاصله داریم ولی مهم نیست چون دوستت دارم دوست خوبم:46::46::46: