یکشنبه 06 خرداد 97, 23:30
سلام. این ممنون از این دعای قشنگ و به موقع.
منم از خدا میخوام واسه نفر بعدی که همیشه بهترین راه رو انتخاب کنه و ارامش سهم دل مهربونش باشه
پنجشنبه 30 شهریور 96, 14:25
نه تلخم ، نه شیرین ، مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزا ، جنس حالم زیاد مرغوب نیستشاید برایت عجیبست این همه آرامشم!
خودمانی بگویم؛
به آخر خط که برسی فقط نگاه می...
پنجشنبه 11 خرداد 96, 11:50
سلام زندگی موفق عزیز
خیلی خوشحال شدم که بالاخره مزد تلاش و صبوریت رو گرفتی
وقتی بعد مدتها اومدم تالار و تاپیکت رو دیدم همش منتظر بودم بگی جدا شدی چون شرایطت خیلی سخت بود و واقعا فقط یه زن قوی مثل...
چهارشنبه 28 مهر 95, 23:34
ممنونم ویس عزیز
امروز همش دنبال فرصت بودم بیام بنویسم که کمی تخلیه بشم. اینقدر عصبی شدم و فشارهای زیادی رو تحمل می کنم که دلم میخواد از ته دل فریاد بزنم.
یه مادرشوهر آلزایمری که هر سوالشو باید ده...
چهارشنبه 24 شهریور 95, 14:10
ممنون که به فکرم بودید. هکیشه میام میخونم ولی دیگه انگیزه ای ندارم. نه برای نوشتن و نه برای تلاش.
زندگیم هم خدا رو شکر در ظاهر خیلی هم خوبه.
چیزهایی که شاید تا چند سال پیش آرزوم بود .شوهرم دیگه با...
چهارشنبه 26 اسفند 94, 23:57
الان که آخره سال و مهدها تا یه مدتی فعلا تعطیلن می خواستم بذارمش دارالقرآن که گفتن سن زیر 3و نیم سال قبول نمی کنن.
فیلم ترسناک نمی بینه یا عمو پورنگ میبینه یا برنامه کودک شبکه دو.
چون خیلی گریه می...
چهارشنبه 26 اسفند 94, 22:40
مرسی از پاسخگوییتون
خیلی کم پیش میاد که به تنبیه بدنی برسه ولی بیشتر مواقع سرش داد و بیداد می کنم
کی متوجه شدم؟ قبلا کمی بهتر بود تنهایی توی اتاق بازی می کرد ولی الان بدون من پاشو توی اتاق ها...
چهارشنبه 26 اسفند 94, 21:45
سلام
دختر من سه سال و یک ماهشه. بی نهایت بهم وابسته است به طوری که بدون من از این اتاق به اون اتاق نمیره. خیلی مراعاتش رو می کنم همش به خودم میگم امروز سعی می کنم کمتر سرش داد بزنم اگر یه روز دعواش...
یکشنبه 09 اسفند 94, 00:38
نمیتتونم دلبستگی و وابستگی رو از هم جدا کنم. چند روزی مثلا خواستم دلبسته بشم. میخواستم دوستش داشته باشم ولی باز وابستگی اومد سراغم. همون حس های قدیم . همون افکاری که مدام تکرار میکنه دوستت نداره و...
سه شنبه 31 شهریور 94, 14:08
سلام
ممنون گیسو جان
شوهرم مستقیم تا حالا چیزی نگفته برای بچه فکر نکنم هم بگه و اگر هم بگه من آدمی نیستم که این حرفو بگم. :sad:
اسم بچه دار شدن که میاد حرص می خورم و عصبی میشم. چون یادم میفته که...
یکشنبه 22 شهریور 94, 14:27
بازم سلام.
یه مدتی بود اصلا دستم به نوشتن و حتی کارهای دیگه نمی رفت.
اتفاقای خیلی خاصی نیفتاد همه روزها معمولی بود. فقط حس و حال من تغییر کرده. خیلی کم حوصله و عصبی و پرخاشگرم. فکر کنم زیادی...
یکشنبه 11 مرداد 94, 11:42
بازم سلام.
این روزها همه چی تقریباً رو براهه.
هر جا بهش بگم منو می بره.
خوش اخلاق تر شده
مسئولیت پذیرتر شده
هفته پیش ازم خواست رابطه داشته باشیم . پیامک فرستاد، شرایطم جسمیم اصلا آماده نبود نه...
سه شنبه 19 خرداد 94, 23:48
سلام
ممنونم از دوستان.
مدتیه خیلی حواس پرت شدم هرجا میرم محاله چیزی رو جا نذارم، یا گوشیمو نمیبرم یا یادم میره گوشیمو بیارم ، یا وسایل دخترمو جا میذارم یا توی خونه وسایلی که جابجا کردم رو فراموش...
دوشنبه 31 فروردین 94, 11:52
سلام مینای عزیز.
شاید راهنمایی واست نداشته باشم ولی کاملا دردت رو حس می کنم.میتونم تجربه خودم رو بهت بگم.
من حالت رو درک می کنم. روزهای سختیه. منم یه زمان هایی این حال رو داشتم. داغون بودم. ...
پنجشنبه 13 فروردین 94, 00:51
ممنون از همه دوستان حالم خوب نیست نمیتونم جواب بدم.
همش سر دخترم داد می زنم دیگه رعایت هم نمی کنم کسی باشه یا نه از خودم بیزارم. مگه اون چند سالشه؟ دارم کمبود های خودمو سر اون خالی می کنم انگار توی...
یکشنبه 09 فروردین 94, 23:40
سلام. سال نو همه مبارک باشه.
کلی با خودم کلنار رفتم که بیام یا نیام، آخه هیچ چیز جدیدی بدست نیاوردم. تغییری نکردم هنوزم همونم. فقط توی ظاهر بینهایت آرومم.
ممنون خانم یک قربانی عزیز.
نه دیگه دخترم...
یکشنبه 03 اسفند 93, 13:44
معمولی بود. با اینکه تازه ازدواج کرده بودیم ولی زیاد گرم هم نبود. صبحا که از خواب پامیشدم یادمه که مادرش همیشه می گفت برو حموم (منظورش غسل بود) و نمیذاشت دستمو به چیزی بزنم. ولی خب اتفاقی بینمون...
یکشنبه 03 اسفند 93, 12:48
سلام
هنوزم حالم خوب نشده. بشدت عصبی و پرخاشگر شدم. بمحض کوچیکترین چیزی از دست دخترم عصبانی میشم و دعواش می کنم. مادرشوهرم میگه اینجوری که تو سر این داد می زنی منم ازت میترسم. دست خودم نیست. روز...