nardil عزیز سلام

من با حرف شما موافقم و استخر مثال خوبی بود ولی این در شرایطی هست که پای یه طفل معصوم وسط نباشه همون مثال استخر رو برات بزنم فرض کن با دخترت رفته باشی و سمت بزرگسالان آب نداشته باشه اما سمت استخر کودکان آب و اسباب بازی باشه و تو خنده بچت رو ببینی آدم می تونه انقدر خودخواه باشه که وسط بازی بچش دستشو بگیره از استخر بره که چی من لذت نمی برم که آب نداشت حداقل می تونه چند ساعتی صبر کنه که بازی بچش تموم شه (بچه یکم بزرگتر شه که خوب و بد رو بفهمه و مادر رو درک کنه ) اونموقع با هم با وجدان و رضایت خاطر از استخر برن بیرون . مطمئنا وسط بازی بچه استخر رو ترک کنه دو حالت داره بچه بدون مامان باید بمونه اونجا که بازی واسش بی معنی می شه یا با مامانش بره که همیشه حسرت باستخر رو می خوره و اینکه مامانم خودخواه بود ونذاشت و هیچ وقت ممکنه مادر رو درک نکنه .

من به شخصه اگر دوستمون رو تشویق به موندن و مشغولیت درست کردن می کنم واسه اینه که بچه سن رشدش بگذره و درک کنه مادرشو شاید در آینده خودش بگه مامان ول کن بریم دوتایی زندگی کنیم . این خیلی مهمه بچه خیلی حساسه و با کوچکترین کمبود وناراحتی می تونه عقده به هم بزنه اما بعد از بلوغش حساسیت ها به مراتب کمتر می شه و درک و فهم بالاتر می ره