به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 مرداد 93 [ 21:14]
    تاریخ عضویت
    1393-3-03
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    156
    سطح
    3
    Points: 156, Level: 3
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام....ممنون که برایپستم وقت گذاشتی....و ممنون بابت مقاله ها.....میدونم زیادی پر حرفی میکنم ولیمیخوام مساله رو یکم بیشتر باز کنم ......همه چیو واضح میگم چون واقعا به همفکریدوستان نیاز دارم......مشاور بهم گفت شوهرم از نظر اعصاب و آرامش روان آدم نرمالی نیست.....درسته30 سالشه....ولی کودک دورنش به اون فرمان میده......پدر و مادرش هردو بددهنهستن.....من از اولین دعوای زندگیمون همیشه در مقابل بددهنی و رفتاراش سکوتکردم.....مثلا میرم تو یه اتاق و درو میبندم .....خودش اینقدر بددهنی میکنه تاخسته میشه و میاد عذر خواهی میکنه....منم سریع قبول میکنم.....تو این 2 سال احساسمیکنم اینقدر ریختم تو خودم و سکوت کردم که خودم دارم خورد میشم.....شوهرم مشکلاترو اصلا درک نمیکنه.....و تا مشکلی پیش میاد به باباش زنگ میزنه.....اصلا نمیتونمبهش به عنوان تکیه گاه نگاه کنم.......میدونم آدمی نیست که بتونه پشتوانه من و بچههام باشه......راستی یادم رفت بگم تو عقد هم یه بار منو زده......ولی حاضرم قسمبخورم با وجود بددهنی هاش من به خونوادش توهین نکردم و همیشه سکوت کردم......اولیندعوامون 2ماه بعد عقد بود.....تا حدی که با بابام دعوا کرد.....سر این مساله بودکه رفته بودیم مسافرت شمال.....من گفته بودم این سگ چقدر جیگره.....اون مسافرت روبرام جهنم کرد....میگفت من اجازه نمیدم سگ بخری.....هرچی بهش میگفتم من فقط گفتماین خوشگله نگفتم بخریم......ولی اون اصلا نمیفهمیید....حتی الان هم میگه تو زن زندگینیستی چون سگ دوست داری!!!!!!!بابام اون موقع بهم گفت طلاق بگیرم....ولی من گفتمشاید ازدواج کنیم این مسایل حل میشه......1 سال باهاش زندگی کردم تا درست کنمزندگیمو و بعد پشیمون نباشم که بدون فکر طلاق گرفتم......ولی میبینم درست که نمیشههیچ،خودم دارم داغون میشم تو این زندگی.......معذرت پر حرفی کردم


    - - - Updated - - -

    سلام....ممنون که برایپستم وقت گذاشتی....و ممنون بابت مقاله ها.....میدونم زیادی پر حرفی میکنم ولیمیخوام مساله رو یکم بیشتر باز کنم ......همه چیو واضح میگم چون واقعا به همفکریدوستان نیاز دارم......مشاور بهم گفت شوهرم از نظر اعصاب و آرامش روان آدم نرمالی نیست.....درسته30 سالشه....ولی کودک دورنش به اون فرمان میده......پدر و مادرش هردو بددهنهستن.....من از اولین دعوای زندگیمون همیشه در مقابل بددهنی و رفتاراش سکوتکردم.....مثلا میرم تو یه اتاق و درو میبندم .....خودش اینقدر بددهنی میکنه تاخسته میشه و میاد عذر خواهی میکنه....منم سریع قبول میکنم.....تو این 2 سال احساسمیکنم اینقدر ریختم تو خودم و سکوت کردم که خودم دارم خورد میشم.....شوهرم مشکلاترو اصلا درک نمیکنه.....و تا مشکلی پیش میاد به باباش زنگ میزنه.....اصلا نمیتونمبهش به عنوان تکیه گاه نگاه کنم.......میدونم آدمی نیست که بتونه پشتوانه من و بچههام باشه......راستی یادم رفت بگم تو عقد هم یه بار منو زده......ولی حاضرم قسمبخورم با وجود بددهنی هاش من به خونوادش توهین نکردم و همیشه سکوت کردم......اولیندعوامون 2ماه بعد عقد بود.....تا حدی که با بابام دعوا کرد.....سر این مساله بودکه رفته بودیم مسافرت شمال.....من گفته بودم این سگ چقدر جیگره.....اون مسافرت روبرام جهنم کرد....میگفت من اجازه نمیدم سگ بخری.....هرچی بهش میگفتم من فقط گفتماین خوشگله نگفتم بخریم......ولی اون اصلا نمیفهمیید....حتی الان هم میگه تو زن زندگینیستی چون سگ دوست داری!!!!!!!بابام اون موقع بهم گفت طلاق بگیرم....ولی من گفتمشاید ازدواج کنیم این مسایل حل میشه......1 سال باهاش زندگی کردم تا درست کنمزندگیمو و بعد پشیمون نباشم که بدون فکر طلاق گرفتم......ولی میبینم درست که نمیشههیچ،خودم دارم داغون میشم تو این زندگی.......معذرت پر حرفی کردم


    - - - Updated - - -

    میدونم درست نیست حرف طلاقو اینجا بزنم......ولی من تصمیمم جدیه واسه جدا شدن.....خونوادم پشتم هستن.......نامه پزشک قانونی که منو کتک زده دارم......ولی نمیدونم چجوری جدا شم......توافقی حاضر نیست.......الان شکاک شده.......فکر میکنه من با مرد دیگه ای قول و قرار گذاشتم......خودش داره مدرک جمع میکنه که بگه من ناشذه هستم و داره مدرک جمع میکنه که ثابت کنه من روانی ام......یه شب به زور منو برد دکتر اعصاب......نسخه رو به عنوان مدرک نگه داشته......بخدا نمیدونم چیکار کنم.......من صبر کردم تو این زندگی که درستش کنم......ولی الان هم داره تهمت فاحشه بودن بهم میزنه،هم روانی بودن.......مامان بابام دارن پیر میشن سر ازدواج من.....

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 09 آبان 99 [ 11:16]
    تاریخ عضویت
    1392-10-21
    نوشته ها
    406
    امتیاز
    13,219
    سطح
    74
    Points: 13,219, Level: 74
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 547 در 219 پست

    Rep Power
    76
    Array
    سلام دوست عزيز
    من يه بار تجربه طلاقو دارم فقط ميدونم خيييلي سخته همه ي نگاه ها بهت يه طور ديگه ميشه ، ببخشيد كه اينو ميپرسم مطمئني اهل زن بازي نيست ، يا اعتياد چون اينا باعث بد عنقي و بد اخلاقي ميشه

  3. کاربر روبرو از پست مفید Sahar51 تشکرکرده است .

    khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ازدواج با همسر سوم
    توسط سید علی شاه در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 36
    آخرين نوشته: سه شنبه 08 مهر 93, 13:09
  2. حرف های نفر سوم من را نسبت به ازدواج 2 دل کرد
    توسط aramesh1390 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 شهریور 91, 15:19
  3. نظرتون درمورد رسم و رسومات مراسم ازدواج چیه
    توسط فروغ در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 15 مرداد 87, 22:45

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.