عزیزم من درکت میکنم و حق داری .
اما تو این موارد طوری رفتار نکن که بعدا بگی کاش فلان چیزو نمیگفتم یا فلان کارو نمیکردم، منم موقع لباس عروسم، که میدونی هر دختری دوس داره لباس عروسش رو خودش انتخاب کنه مادر شوهرم میگفت فلان مدل باشه و با مدلی که من انتخاب کردم فرق داشت واسه اینکه یه جوری حلش کنم که بهش برنخوره گفتم باشه تا فردا. تو این مدت با شوهرم صحبت کردم که هر دختری لباس عروسش واسش خیلی مهمه و من دوس دارم خودم انتخاب کنمف گفتم مامانت که عروسی کرده قبلا و گذشته الان این انتخاب با منه و بهش گفتم موقع کت و شلوار دامادی هم حق با توئه و درست نیست مثلا پدر من بگن فلان مدل رو بخیر، گفتم پدرم اینجوری بگه خوشت میاد؟ گفت نه !! فرداش که رفتیم تا شوهرم ببینه همون که خودم پسندیدم رو گفت بیشتر بهت میاد و به مادرامون گفت منم دوس دارم شب عروسی تو این لباس ببینمش . الان که چندین ماه گذشته با خودم میگم خوب شد مستقیم تو روی مادرشوهرم نگفتم . کلا بعدا این چیزا خاطر آدم میمونه، باید خریدا به خیر و خوشی بگذره و خاطره خوب بمونه.
در مورد یخچال هم اگه یه چیز الکی هست خب دو روز دیگه خراب میشه دوباره شوهرت باید عوض کنه یا قرار نیس که تا اخر زندگیتون همون باشه، خب عوضش میکنید بعدا.
البته من قبل خریدام به همسرم گفتم دکوراسیون خونم واسم خیلی مهمه و ازش نظر میپرسیدم مثلا اتاق خواب چه رنگی یا مبل چه رنگی خوبه؟ اونم موقع خریداشون نظرمو میپرسید.
ولی این مشکلات رو تو دوران عقد حل کن، نذار احساست خراب شه، نذار همه چی رو هم جمع شه که یه جایی حس کنی داری منفجر میشی، یا مثلا با کوچیکترین بدرفتاری یاد تمام مشکلاتت بیفتی. این چیزا رو درس کن و از عروسی و مراسم و خریدات لذت ببر.
قدرتِ کلماتت را بالا ببر نه صدایت را؛
این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق !!
علاقه مندی ها (Bookmarks)