سلام استاد
نگو که تاپیک جمع شده!
منم اومدم جواب بدم!
به نظر من جواب سوالت سادست...
راه پیشگیری از ناراحتی و اندوه زیاد، شناخته...
شناخت درست.
هرچه شناخت درست تری از یه شی ء داشته باشیم، انتظاراتمون متناسب با قابلیت های اون شی ء می شه. و از طرفی وقتی اون شی ء کاری که قابلیتش رو نداشته، انجام نده، کمتر و کمتر ناراحت می شیم.
من با اینکه نباید از دیگران توقع داشت، موافق نیست.
باید توقعات بجا داشت.
و برای این منظور باید شناخت درست و همه جانبه ای از اون شخص پیدا کرد. برای شناخت درست هم باید آرامش و دید باز داشت.
مثلا اگه تو یه لیوان رو درست بشناسی، اولا می دونی که ازش نمی شه انتظاری غیر از نگهداری آب داشت. و نمی شه انتظار داشت دمای آب رو ثابت نگهداره... یا خنکش کنه، یا گرمش کنه یا ... دوما می دونی چه حجمی از آب رو نگهداری می کنه... بنابراین هیچوقت به خیال اینکه می تونه دو لیوان رو نگهداره، بهش تکیه نمی کنی. و اگرم یه وقتی سرریز شد، خیلی ناراحت نمی شی.
وقتی هم یه روز صبح خواستی توش چایی بریزی و شکست، حس نمی کنی اتفاق غیر منتظره ای افتاده. هرچند که قرار نبوده که بشکنه، اما شکستنش ناراحتت نمی کنه.
برای آدما هم همینطوره. مثلا درسته که قرار نیست بهمون دروغ بگن، اما به هرحال یه وقتایی دروغ می گن. و خیلی چیزای دیگه.
وقتی شناخت درست باشه، توقعات به جا شکل می گیرن.
و بعد هم اگه همون توقعات بجا برآورده نشن، واکنش های احساسی قابل کنترل خواهند بود. یعنی ناراحت می شی، اما نه در حد این اندوه زیاااااادی که الان هست.
و به افراد دیگه هم تعمیمش نمی دی. چون می دونی هر انسانی مثل خودشه.
البته تجربت بیشتر میشه. یعنی می دونی که جماعت انسان ها، تحت یه شرایطی لبریز می شن و ... یا هرکدوم یه نقطه ضعف ها و یه نقاط جوشی دارن و ...
همه اینهایی که نوشتم رو خودت می دونستی، درسته؟ استاد مبااداااااااا ذهن سطحی محترم باز شلوغ شده باشه!
راستی استاد جون، فکر نکنی دارم تو تاپیکای مشاوره جولان می دمااااااا
شدیدا تکذیب می کنم!
چون استادم بودی برات پارتی بازی کردم...
راستی قدرت جون سلام می رسونه، می گه به بهار بگو بیخود با این تاپیکای اندوه زیااااااااااااااد مظلوم نمایی نکن، من میشلمو بیش از این حرفا دوست می دارم که به کس دیگه ای فکر کنم!!![]()














علاقه مندی ها (Bookmarks)