به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 49
  1. #31
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط zzzz نمایش پست ها
    خب ینی فکرای منفی میکنید؟راجب خودتون یامن؟:-((

    سلام ، ببخشید دیر جواب میدم ................ حاضر جواب نیستم ........

    باغبان ها کارهای مهمتری دارنند .

    15 سالم بود یه برگه برداشتم ، آرزوهامو نوشتم ..... تقریبا 100 مورد شد .....

    سال ها پیش با عارفی آشنا شدم ، تصمیم گرفتم آرزویی جز شادی مردم نداشته باشم.

    پس شاد باش ای کبوتر دلواپس پرواز ........... و شاد بمان ............. و دیگران شاد کن.............

  2. 2 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    یاس پاییزی (شنبه 17 مرداد 94), zzzz (دوشنبه 21 اردیبهشت 94)

  3. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 خرداد 94 [ 02:09]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    511
    سطح
    10
    Points: 511, Level: 10
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 42 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چرا از ذهنت پاکش نمیکنی؟ ببین وقتی یکی میمیره تو خودتو بکشی هم زنده نمیشه هر چی تو سرت بزنی بازم زنده نمیشه
    خیلی سخته میدونم ولی باید فکر کنی مرده و اگه اینطور باور کنی فراموش کردنش خیلی راحت میشه, من خودم همین کارو کردم
    عکساشو نبین هر چیزی که تورو به یادش میندازه رو بزار کنار میدونم سخته ولی اگه نکنی حالا حالاها رنگ شادی رو نخواهی دید , اون لیاقتش کمتر از این حرفاست و به تو نمیرسه لیاقت اون دخترای پایین تر از تو ا

    اینارو من تو یه تاپیک دیگه نوشتم برو اون تاپیکم بخون و از حرفای بچه ها استفاده کن
    نقل قول نوشته اصلی توسط hvldk نمایش پست ها
    فقط یه چیزی بهت بگم اونم این که این آخره همه چیز نیست! حالا حالا ها تو فراز و نشیب زندگی میوفتی و کلی تجربه کسب میکنی
    من خودم تازه از بحران عاطفی دارم میام بیرون , وقتی تو بهران بودم فک میکردم دیگه هیچ دختری مثل اون نمیشه هیچ وقت دیگه عاشق نمیشم دنیام تموم شده همه چیز دیگه مثل قبل نمیشه , ولی الان که کم کم دارم به خودم میام میبینم این عشق فقط یه تجربه بود برام و اینطوری نیست که زندگیم مابود شه یا کلا افسرده شم و... فقط یه تجربه بود با همه خوبی ها و بدی هاش
    تو هم سعی کن اولا اروم باشی دوما حتما توصیه میکنم با یه مشاور حتما مشورت کنی و ببینی که حرفای یک مشاور چقدر حالتو خوب میکنه و سوما یه کتاب هست به اسم "شکست در عشق" یه جلد بنفش رنگ داره اونم بخر بخون کمک زیادی میکنه که حس ناراحتیت بره
    اینو بدون که تو تا ابد قرار نیست تو این حس ناراحتی بمونی و این حسا بالاخره یه جا تموم میشن و وقتی تموم شدن میتونی واقعیتو ببینی , ببینی که این رابطه واقعا اونطور مهم هم نبود و ارزش چندانی نداشت چون اگه میخواستت حتما میومد دنبالت , ادما عوض میشن خود تو هم بری دانشگاه کلی عوض میشی حالا نمیگم طرفت عوض شده ولی سعی کن بیخیالش باشی
    من خودم تا دو ماه پیش این سوالارو میکردم:
    مگه ممکنه بتونم باز عاشق بشم؟! جواب بله الان میبینم که میتونم
    مگه ممکنه مثل اونو پیدا کنم اون فرشته بود!! جواب بله الان میبینم که واقعا کسانی هستن که از اون حتی یه کمم بهترن!!
    مگه ممکنه رابطه بعدیم اون جذابیت و شیرینی این رابطه رو داشته باشه؟! جواب بله دقیقا خواهد داشت شاید بهترم باشه!
    مگه میشه حالم بهتر شه؟! جواب بله! حتی با صحبت با یه مشاور روند بهبودم خیلی سریعتر شد
    و...
    اینا چیزایی بود که من شدیدا نهی میکردم و تو این باور بودم که هیچ وقت دیگه عاشق نمیشه هیچ کس مثل اون نمیشه دیگه این لذت تموم شد و هیچ وقت دیگه تجربه نمیکنمش این رابطه خیلی ارزشمند بود و... و این فکرا عذابم میدادن!الان که یه کم حسم کمتر شده میتونم به رابطهم به صورت واقعی نگاه کنم و میبینم که همه نگرانیام بیخود بود
    حتما اون کتابی که گفتمو بخون تاثیرش فوقولادست و حتما حتما با یه مشاور حرف بزن و ببین حالت از این رو به اون رو میشه
    این راه پرپیچ و خمیه که هر شخص باید ازش عبور کنه میدونم که تو هم ازش عبور میکنی شاید یه کم سخت ولی بالاخره تو هم از این حال در میای


    http://www.hamdardi.net/thread38246-2.html

  4. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اسفند 95 [ 03:59]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    10,581
    سطح
    68
    Points: 10,581, Level: 68
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    1,164

    تشکرشده 917 در 282 پست

    Rep Power
    87
    Array
    ‎ ‎“‎خواستم بهت بگم بابای من حتی پولدارترینوبهترین پسردنیاهم راه نمیده خونمون چون مشکل ‏بدبینی‎ ‎و وسواس داره فکرمیکنه میریم بدبخت میشیم درحالیکه ازصبوری چیزی کم ندارم از ‏احساس مسیولیت از اشپزی از‎”…‎

    دوست خوبم شما در اين تاپيك و تاپيكي ديگر از اعضاء تالار به اين موضوع ‏اشاره داشتيد كه احساسات منفي پدرتان را مانع ازدواجتان مي دانيد .

    ‏ اين را بدانيد كه نه تنها پدر شما بلكه اكثريت قريب به اتفاق پدرها در برابر ‏ازدواج دخترهايشان احساس مسئوليت مي كنند ......... حتي اين موضوع بار ‏سنگيني بر دوش خيلي از پدرهاست كه دلشان نمي ايد دختر عزيزشان را به هر ‏كسي بدهند ........‏ ‏

    خيلي از اين بابت احساس نااميدي نكنيد و تصور نكنيد هيچ وقت نمي توانيد ‏زندگي مشتركي تشكيل دهيد ......... اين موضوع احساس مسئوليت در پدرها ‏شدت و ضعف دارد ........... حالا اينكه پدرتان وسواس فكري دارد ............ ‏اگر واقعا چنين باشد متقاعد كردن ايشان به راه دادن خواستگاران مشكل است اما ‏غير ممكن نيست.‏

    اين را گفتم تا احساس نااميدي نكنيد.......... البته براي بعد كه از بحران عاطفي ‏بيرون امديد.......... فعلا ازدواج برايتان زود است.‏

    گفتيد خانواده شما افسرده هستند ........... مي دانم و درك مي كنم در هر خانه ‏يك نفر هم كه وسواس فكري يا افسردگي دارد براي بقيه ي اعضاء خانواده حس ‏منفي ايجاد مي كند.‏

    شما بايد اين جو را از بين ببريد ............ براي اين كار بايد ابتدا افسردگي ‏خود را درمان يا كلا فراموش كنيد .

    ‏ ‏ اگر خانه تاريك است و نور چشمان اعضاي خانواده را اذيت مي كند لااقل ‏پنجره ها را باز كنيد .‏

    شروع كنيد تفريحاتي براي خودتان و خواهرتان ايجاد كنيد و هر كدام از اعضاي ‏خانواده را كه مي توانيد با خود همراه كنيد .

    اين تفريحات را هم در بيرون از ‏خانه اگر ميسر بود و هم داخل خانه براي خود داشته باشيد .‏ ‏ به هر چيز كه علاقه داريد حتي كارهاي تحقيقي و مقالات علمي بپردازيد ‏‏........ به تنهايي و يا با همكلاسيهايتان گروهي تشكيل دهيد ........يا كار ‏تحقيقي انجام دهيد....... يا هر تفريح سالمي كه مي توانيد ايجاد كنيد .‏

    من نمي دانم خواهرتان چند ساله است و اصلا چند دختر در خانه هستيد ‏اما شما مي توانيد خودتان چراغ خانه باشيد و فضاي خانه را براي پدر و مادر و ‏خودتان روشن كنيد .‏

    حتما حتما به هر طريق كه مي توانيد پدرتان را براي بهبود شرايط خودشان و ‏خانواده نزد روانشناس و روانپزشك ببريد .‏

    شروع كنيد به نزديك كردن خودتان به پدر و مادر .........به مرور زمان وقتي ‏وضعيت بهتر شد و شما و پدر و مادرتان روحيه تازه اي گرفتيد ............ ‏خيلي منطقي بايد با انها در مورد ازدواح صحبت كنيد و به انها اطمينان دهيد كه خيلي روي انها ‏حساب مي كنيد و نظر انها برايتان اهميت دارد و با كسي كه راضي نباشند ازدواج نمي ‏كنيد ....... اما بخواهيد اجازه دهند اگر موقعيتي پيش امد اجازه ي ورود ‏خواستگار به خانه را بدهند و بررسي كنيد.

    ‏ اگر اجازه دادند كاملا عاقلانه رفتار كنيد و در حد معقول به حساسيت پدر و مادرتان هم توجه ‏لازم را داشته باشيد ........ انتظاراتي كه از همسر اينده داريد مشخص كنيد ‏‏.........با خانواده در مورد معيارهايتان مشورت كنيد ......... مخصوصا به ‏پدرتان نشان دهيد كه خيلي نظرشان برايتان اهميت دارد و حمايت و راهنمايي ‏ويژه اي از ايشان طلب كنيد .‏

    ايجاد اين وضعيت واقعا ممكن است.......... بايد تلاش كنيد ........ در تمام ‏مراحل تا جايي كه امكان دارد از مشاور ،اعضاي خانواده و هر شخص عاقل و ‏فهيمي مثل دايي و عمو و .... كمك بگيريد .

    ‏ موفق باشيد و سعادتمند

  5. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-2-06
    نوشته ها
    339
    امتیاز
    15,253
    سطح
    79
    Points: 15,253, Level: 79
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    700

    تشکرشده 557 در 227 پست

    Rep Power
    72
    Array
    خانم اعجازعشق متاسفانه ما بافامیلای پدرو مادریم کلا کات هستیم .بابای من فقط خودشو قبول داره مثا پدرای دیگه نیسکه بفکرجهیزیه باشه ویابخواد دامادشوتحمل کنه ما میگه بزارید من بمیرم هرکاردوس دارید بریدبکنید بعداز مرگم حتی نمیذاره داداش ازدواج کنه خواستگاری نمیره براش داداشم27سالشه استخدام دولتیه ارشده اما دقیقا همین حسو به اونم داره میگه دختره بدبختت میکنه من نمیتونم بهش حرف بزنم اصلاحرف کسیوقبول نمیکنه چه برازدواج چه کارای دیگه دوتا موقعیت شغلی خوب داشتم رفتم باهاش مشورت کردم گفت نرو هزارتادلیل اورد هرکارمیخواییم بکنیم میگه نه.گواهیناممه خواستم برم گفت نه میزنیدم میکشی باورتون نمیشه یواشکی ایین نامه رو میخوندم.حتی واس ادامه تحصیلمم مشوقم نبود هیچکس مشوقم نبود همش میگفتن بسته .یاهمین الانشم واس دکتراکه میخونم داداشم میگه چون تو نمیتونی ازدواج کنی چون قیافه نداری بادکترشدن میخوای پسرارو جذب خودت کنی اخه این چه حرفیه یه پسربه ابجیش میزنه واس جذب کردن پسرا کارای راحت تری هست نیاز نیس به خودم سختی بدم.تازه سرکوفتم میزنن.راستش من خودمم افسره م سعی دارم یجوری خودموازین وضعیت نجات بدم که بعدا افسوس نخورم بادرس خوندنم.
    حتما خدامیخواد ماتنهابمونیم حتی اگم اون پسر عاشقم میشد بابام اصن قبولش نمیکرد تازه اگه خوب بود حالاکه بده.همچی دس به دست هم داده تا ما مجرد بمونیم.
    من نمیدونم تا چه مرحله ای بایدحرف پدرموگوش کنم انقد ازش عصبانیم که نگو یه کار دولتی واسم جور شد گفت. نروگفتم باشه.
    بابای من کلابیخیاله مامانمم بیخیاله .کلاس اول ابتدایی که اوینباررفتم مدرسه هیچکی باهام نیومد .هرجارفتم تنهابودم اونم من که انقد کمرو بودم ببینید چقد عذاب میکشیدم.
    بابای من فکرمیکنه ماهی فلان قدر بمن پول بده فقط مسوولیتشوانجام داده اونم چه پولی . موقع ثبتنام دانشگام بودمن ادمی بودم براولینباراز خونه میرفتم بیرون تنها کمرو رفتم ثبت نام کردم گیج شده بودم .کلاخیلی سختی کشیدم فاصله خونمون تا دانشکدم دو ساعت بود به بابام گفتم بیا ستاد دانشگاه صحبت کن بهم خوابگا بدن نیومد درحالیکه دوستم با باباش رفته بود بهش دادن اما چوندمندتنهابودم ندادن .اما بااینکه میدونم هیچوق نمیتونم ازدواج کنم نرفتم خونش میتونستم برم حالموکنم میتونستم دختر خراب بشم لذتموببرم ....فقط بخاطر خدا نرفتم که تو زندگیم کمکم کنه اما بدبختیم اینه خداهم رهام کرده دلم ب چی خوش باشه .هرموقع چراغای خونرو روشن میکنیم میگن خاموش کن اصن نمیتونیم تو خونه بخندیم میگن صداتوبیارپایین همسایهامیشنون فقط ارامش همسایها واس بابام مهمه .من همه ایناروتحمل کردم تاحالا هیچ بی احترامی نکردم همش میگم بابا ناهرمیخوای؟بابا چای میخوای؟دارم عین یه پرستارازش مراقبت میکنم بخاطرخدا.اخه چقد صبرکنم همکلاسیام دارن با ارشد میرن سرکار دوستم با مدرک ازادش داره درس میده دانشگاه اما منکه انقددرسخون بودم وضعیتم اینه بخدامعدلمم بالای18هست گاهی کم میارم واقعا میبرم.هم سنای من خیلی شادن میخندن میگردن اما من چی جالبه هرموقع بخواب با ابجیم برم بیرون گیر میدن میگن واس پیدا کردن پسر میریدبیرون منم بهم برمیخوره نمیرم الان دو ماه تو خونه هستم .حتی فرصت درس خوندنم ندارم اخه بدبختیام کم نیست مامانم بی مسوولیته نه اشپزی نه گردگیری نه هیچی همه کاراو ما میکنیم منو ابجیم که21سالشه دانشجوهست .

  6. #35
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مبعث مردی از جنس فولاد ، که فقط خدا را شناخت ، مبارک.

    موفق باشی.

  7. 2 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    zzzz (شنبه 26 اردیبهشت 94), اعجاز عشق (شنبه 17 مرداد 94)

  8. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط zzzz نمایش پست ها
    اما بااینکه میدونم هیچوق نمیتونم ازدواج کنم نرفتم خونش میتونستم برم حالموکنم میتونستم دختر خراب بشم لذتموببرم ....فقط بخاطر خدا نرفتم که تو زندگیم کمکم کنه اما بدبختیم اینه خداهم رهام کرده دلم ب چی خوش باشه .
    دوست عزیز
    چندین بار در تاپیکای مختلف ( واحتمالا هزاران بار در ذهنت ) این موضوع رو تکرار کردی که می تونستی با اون پسر رابطه داشته باشه باشی و لذت ببری،
    اما به خاطر خدا نکردی و . . .

    منتش رو به سر کی میذاری ؟!
    گناه نکردی،
    عقلت رو زائل نکردی،
    به جسم و روح خودت صدمه نزدی،
    شخصیت خودت رو به لجن نکشوندی،
    حالا از کی طلب داری ؟!

    برو ببین چه صفت خوبی داری که در ازاش خدا چراغ عقلت رو روشن نگه داشته.
    والا عشق (یا هوس ) چشم آدم رو کور میکنه.
    فکر نکن این تویی که نلغزیدی، خدا دستت رو گرفته.
    بزرگترین نعمت خداوند عقل هست، خدارو شاکر باش که بهت داده.

    اگر اینجوری به زندگیت نگاه کنی، این نگاه متوقعانه وطلبکارانه ( نسبت به خدا، خونوادت و . . . ) از بین میره و به آرامش میرسی.

    موفق باشی
    وقتی تو نیستی
    نه هست های ما
    چونانکه بایدند
    نه بایدها . . .

    هر روز بی تو
    روز مباداست!



  9. 3 کاربر از پست مفید meysamm تشکرکرده اند .

    (آسمانی آبی) (دوشنبه 28 اردیبهشت 94), alireza198 (یکشنبه 27 اردیبهشت 94), fahimeh.a (چهارشنبه 23 تیر 95)

  10. #37
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-2-06
    نوشته ها
    339
    امتیاز
    15,253
    سطح
    79
    Points: 15,253, Level: 79
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    700

    تشکرشده 557 در 227 پست

    Rep Power
    72
    Array
    اقا میثم من از خدا طلب دارم هرچی بیشتر تایپیکای مراجع سایت اینجارو میخونم بیشتر از خدا طلب دارم 90درصدشون ادمایی بودن که دختره رفته با مرد متاهل و ....
    من از خدا هیچی نگرفتم جز غصه و ناراحتی و...
    بلاخره باید یفرقی داشته باشم باکسای دیگه که رفتن حال کردن
    خود شما یا دیگران چقد با اون خانم صحبت میکردید که نره با اون اقای متاهل صیغه شه ؟مگه به این راحتیاس اگه به این راحتیا لود که این همه ادم عقل دارن و گناه نمیکردن
    ایا برگناه نکردن فقط داشتن عقل کافیه؟؟؟
    میدونی چیه یدوست دارم که خیلی با ظاهر نامناسبی میگرده با هزارتا پسرهم دوس بوده وگشته و کارای دیگه اما این شخص به تازگی ازدواج کرده تو رفاه زندگی میکنه پولداره
    اما من چی من گاهی شک میکنم شاید راه درستو نمیرم شایداشتباه کردم نمیدونم
    میدونی تونمیتونی جای من باشی .هرموقع یه دختر خوشکل که خیلیم دوسش داری بهت گفت میثم بیا باهام هرکار میخوای کن بعدتوکه خیلیم دوسش داری اما میگی نه.هرموقع تو تون شرایط قرار گرفتی بیابگوبمن که نباید چیزی بگم .

  11. کاربر روبرو از پست مفید zzzz تشکرکرده است .

    meysamm (یکشنبه 27 اردیبهشت 94)

  12. #38
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    ساناز خانم،

    دست از سر اون خدایی که تو ذهنت ساختی بردار.

    یکی نشسته اون بالا ببینه من کی کار خوب می کنم بهم پاداش بده و کی دست از پا خطا می کنم منو سنگ کنه.
    اگر اونطور بود که الان دنیا پر از ظلم و جور و فساد و ... نبود. هر کی دست از پا خطا می کرد سزاش را می دید و همه خوبان هم در خوشی و نعمت و آرامش بودند.

    یه مدت کمتر به این سیستم پاداش و تنبیه الهی که توی ذهنت داری فکر کن. اگه می شه بذارش کنار.
    برای آرامش خودت می تونی اعمال دینیت را انجام بدی و با خدای خودت دوست باشی و رابطه داشته باشی.
    بدون این انتظارات اشتباه.
    خیلی قابل پذیرش نیست که شما نماز بخونی و انتظار داشته باشی چون نماز خوندی منتی سر خدا هست و باید در ازاش یه شوهر خوب بفرسته پشت در خونتون. خدای تو چه نیازی به نمازت داره که بعد بخواد بخاطرش بهت پاداش بده؟ گیرم تو نماز نخونی چی می شه و چی از خدای تو کم می شه؟ فرض کنیم نظم سیستمش را به هم بزنی و دنیا را با رفتارهات خراب کنی، خب تو را از بین می بره تا سیستمش روی همون روالی که می خواسته کار کنه. اون قدرتمند تر از اینه که وابسته و نیازمند تو و خوب یا بد بودن تو باشه. پس دیگه لازم نیست واسه راضی نگه داشتنش و گول زدنش و دل خوش کردنش بهش باج بدی و بعد هم طلبکار باشی و توی این بده بستونهای خیالی بمونی.

    پدرت بدبینی و وسواس داره. همونطور که گفتی بیماره.
    خودت هم علایمی ازش داری. (متخصص نیستما. از حرفهای تکراری و وسواس گونه ات می گم. با روانشناس صحبت کن بررسی کنه بهت می گه )
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  13. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    (آسمانی آبی) (دوشنبه 28 اردیبهشت 94), fahimeh.a (چهارشنبه 23 تیر 95), meysamm (یکشنبه 27 اردیبهشت 94)

  14. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اسفند 95 [ 03:59]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    10,581
    سطح
    68
    Points: 10,581, Level: 68
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    1,164

    تشکرشده 917 در 282 پست

    Rep Power
    87
    Array
    ساناز خانم ، دوست خوبم

    متاسفم بعد از صحبتهاي دوستان دوباره برگشتيد سر خانه ي اول .......... انگار همگي تمام مدت آب در هاون مي كوبيده اند ...

    شما اگر كارهايي كه مي گوييد انجام داده بوديد الان با احساس پوچي و پشيماني تاپيك مي زديد چرا خدا مرا به حال خودم واگذاشت تا پاكي ام را به بهايي ناچيز از دست بدهم.

    شايد بهتر باشد از ابتدا اعتقاداتتان را براي خودتان مرور كنيد و يك بازنگري داشته باشيد.

    به جاي شكرگذاري هزارباره بابت پاكي و عقلي كه خدا به شما بخشيده خودتان را با شخصي مقايسه مي كنيد كه به همسر و رفاه و ....... رسيده؟

    عقل داريد دوست خوبم اما از آن براي مقايسه خودتان با ديگراني كه صد و هشتاد درجه با شما فرق مي كنند استفاده مي كنيد.

    ارزش اين پاكي اگر برايتان در همين حد هست كه از خدا فقط اين چيزهاي بي اهميت را طلب مي كنيد......... بايد بگويم كه بر خلاف آنچه وانمود مي كنيد پاك بودن در تصوراتتان خيلي خيلي ناچيز است و در حدي نيست كه حتي بهش افتخار كنيد ......... چه رسد به اينكه با خدا بخواهيد وارد معامله شويد.

    پاكي شما لطف خدا بوده و عوضش را هم خدا بهتان داده ولي نمي بينيد ........... خدا شما را از آسيبي كه تبعاتش تا آخر عمر گريبانتان را مي گرفت نجات داده ........

    احساس ارزشمندي كه الان با خودتان داريد كه از دوستتان شما را متمايز كرده كم است در مقابل اين پاكي؟

    لطفا به روانشناس مذهبي مراجعه كنيد هم بخاطر طرزفكر و اعتقاداتتان هم به خاطر افسردگي كه از آن رنج مي بريد.

    حتما حتما پدرتان را هم به بهانه ي افسردگي خودتان به نزد روانشناس ببريد تا درمان شوند.

    صرفنظر از مسئله ي ازدواج و ادامه تحصيل و ......... به نعمتهايي كه خدا به شما داده فكر كنيد و خدا را شاكر باشيد .

    اگر قدر كمترين داشته هايمان را ندانيم ......... اگر بابت نعمتهايي كه خدا بهمان داده شكر گذارش نباشيم .......... شايد به همين دليل است كه به بيشتر از اينها نمي توانيم دست پيدا كنيم ........چرا كه آنوقت مي شويم مثل بعضي ادمها كه همه چيز دارند اما حس خوشنودي ندارند ........ كساني كه به چشم ما همه چيز دارند اما از در واقع هيچ چيز ندارند.


  15. 2 کاربر از پست مفید اعجاز عشق تشکرکرده اند .

    meysamm (یکشنبه 27 اردیبهشت 94), zzzz (یکشنبه 27 اردیبهشت 94)

  16. #40
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ، خانم دکتر

    از اینکه احترام پدر – مادر – برادر – خواهر و ............ نگه میداری ممنونم. ( خیلی سخته آدم نظر مخالف را تحمل کنه )
    نشون دادی میتونی در آینده همسر خوبی برای شوهرت – مادر خوبی برای فرزندانت ، باشی . ( ان شالله )

    سه دلسوز واقعی انسان :
    1) خدا 2) پدر و مادر 3) همسر

    در مورد 1 بنده توانایی صحبت کردن را ندارم ......چون سواد وصف خداوند را دارا نیستم.

    مورد دوم : پدر و مادر هر اخلاقی داشته باشند – بالاخره آرزوی خوشبختی فرزندشان را دارنند. برادر – خواهر یا حتی فرزند باز هم نمیتونند جای پدر و مادر بگیرند – برادر ازدواج می کنه می ره ، دنبال زندگیش – خواهر هم همینطور- نه که بهمتون کمک نکنند – نه – ولی زندگیش ، میشه همسرش و فرزندان خودش. دلسوزی میکنند – کمک می کنند ولی نه دلسوزی واقعی.......
    کاشکی این شعر را می تونستیم اجرا کنیم :

    به هر جا و هر لحظه دارم برادر ، هوای برادر
    نشد یک نفس کم گذارد برادر برای برادر
    مَرام ، حسین و حسن ، چیست؟ برادر ، فدای ، برادر ( خیلی معنی داره )

    فرق نمیکنه : خواهر فدا ی خواهر- خواهر فدای برادر ...........بگذریم.

    مورد سوم : خیلی مهمه . چون تو برای او - و او برای تو ، میشید . نفر سوم .
    شاید بعضی ها مورد دوم را نداشته باشند.
    ولی دعای پدر و مادر بعد از مرگ هم وجود داره.......این دلسوزی همیشه هست .

    مورد دوم را ، ما انتخاب نمیکنیم .... خداوند از روی حکمت این کارو میکنه ......!
    ولی مورد سوم را خودمان انتخاب میکنیم ( نمی دونم ....؟)

    پس همسری را انتخاب کن که در آینده ، همیشه در کنارت باشه – پدر خوبی در آینده برای فرزندانت باشه ......... تو را به خاطر دلت بخواد .
    همسری را انتخاب نکن که فقط نیاز خودت را برطرف کنی – همسری را انتخاب کن که در آینده نیاز فرزندانت را هم تامین کنه..
    خدای نکرده شما رو با دو تا بچه بزاره بره ......... در این صورت به بچه های آینده ات ظلم میکنی. ( در مورد ما ، مردها هم این صادقه )
    زندگی باید تعادل باشه – همش زیبایی نیست . بعد میگیم خدایا : تو منو ، دوست نداشتی !
    ولی خداوند همه چی را در قرآن بیان کرده .

    زیبایی یه امانت مثل خیلی چیزها ..........مثل علم ...........مثل هوش .........!
    تقسیم میشه ! بر اساس حکمت . هر چند همه زیبا هستند .......مال بد بیخ ریش صاحبش......!

    زن و شوهر مراعات یه مسائلی را نمیکنند بچه ناقص میشه ..... درسته ، بچه گناه نداره – به من بگو گناه خدا چیه ؟
    مشرکین میگفنند : خدا می خواد ما کافر بشیم – یه نفر به این نادان ها باید بگه ، چرا خدا نخواد ما مومن بشیم !
    خداوند در قرآن می فرماید ( لا یعقلون == عقل مشرکین عقل ندارنند ) نگفته لا یعلمون

    در اوایل ازدواج و زندگی زناشویی چیزی که شاید مهم باشه نیازهای طرفینه. ولی چند سال که بگذره دیگه شاید مثل اوایل زیاد مهم نباشه - یه چیزی خیلی مهم میشه – به نظرم اینه اینکه زن باور کنه – شوهرش فقط او را دوست داره – تو خیابون میره – به دیگران به چشم
    هوس نگاه نکنه - فقط به من محبت کنه . (مرد هم همین طور .)

    زیبایی ظاهر از بین می ره - ولی زیبایی دل از بین نمی ره ........
    زن و شوهر وقتی به سنین بالا میر سند –محبت لازم دارنند – محبت عاطفی - نه فقط رابطه ج
    اگر زن و شوهر نا اهل باشند .... تو سنین بالا کم می یارنند.
    پسرها دنبال آنجلینا جولی هستند - و دخترها دنبال تام کروز . ( نمی دونم .... همین جوری ذهنم رسید )
    چون سلیقه ها عوض شده – متاسفانه .

    وقتی مردی با خانومش بیرون می ره – مثلا بر حسب اتفاق اون خانم دوستش را در خیابان دید و سلام علیک کرد – و شوهرش سرش پاین باشه یا چشم چرانی نکنه – اون برای خانمش از هر رابطه ی ج براش مهم تر و لذت بخش تره. چون میگه شوهر من فقط به من نگاه میکنه .
    کسی که شما در پی آن هستید – این جوریه ؟ یعنی تو خیابون سرس پایینه ؟ یا هر روز با یکیه ؟
    سر یه عمر زندگیه . شاید برای یکی مهم نباشه – اگر شما همچنین شخصی بودی هیچ وقت وارد بحث نمیشدم.

    پسر و دختری که چشم و گوش بسته باشند – بعد ازدواج از هر رابطه ای لذت می برنند – از هر رابطه ای (زناشویی ) .......حتی در فاصله 2 متری کنار هم بشینند. ولی الان بیشتر طلاق ها برای چیه ؟ ..........
    دخترها دنبال دوست پسر هستند – پسرها دنبال دوست دختر ( بلا نسبت خیلی ها ) . بعد تو ازدواج به مشکل می خورنند.

    برو تحقیق کن و آمار طلاق را بگیر. بعد میگیم خدایا قسمت ما این بود ! .

    دوستان شما ازدواج میکنند .....فقط بگو ان شاالله خوشبخت باشند.....
    شما فرض کن یه انسان تا 100 سالگی عمر کنه – برا چی میگن در روز قیامت همه به غم و غصه های خودشان راضی هستند و آرزو نداشتند مثل دیگران بودن........ مثلا دوست شما ازدواج کرده – ما نمی دونیم که تا آخر عمر چه مشکلاتی داره – میدونیم ؟
    شاید تا 50 سالگی کیف کنه – بعدش خداینکرده مشکل پیدا کنه ! ما نمی دونیم .....
    ما که تو زندگی مردم که نیستیم .

    به قول یه بنده خدایی ، من ، به شما کلید دادم ....قفل را باز کنی .....می دونی کلید چی بود ؟
    وقتی میگم از قفس دنیا رها پیدا کن – بر فراز ابرها پرواز کن .... یعنی باید از نظر خداشناسی اینقدر خوب باشی که غم و غصه را نعمت بدونی ! روز قیامت خوشحال هستی به خاطر غم و غصه ! چون از اونا استفاده کردی برای پیشرفتت ؟ ولی سخته ...میدونم.
    اون موقع تا 100 سالگی شادیم . حتی بعد از مرگمان.

    از خداوند چی خواستی بهت نداده ؟ ازش چیزی خواسستی ، که با حکمتش جور نبود؟ ..............
    من الان قدرت دارم شیشه را بشکنم – آیا این کار درسته ؟ – شما از قدرتت وقتی استفاده میکنی که حکیمانه باشه. خداوند هم همینطوره .

    خداوند قدرت داره خیلی کارها را بکنه
    مثلا قدرت داره شما را به او بروسونه ..... ولی حکمت داره - چون شما نمی دونی بعدش چی میشه ولی او میدونه !
    باید مراقب باشیم ، کلمه ای به نام تلاش از بین نره – ولی تلاش برای چی ؟ برای کی ؟ برای چه ارزشی ؟ فقط زیبایی ؟

    بعضی موقعا آدم لازم ، سرعتش را کم کنه ..... دوم شه .....یا آخر شه !........بزاره قهرمان یکی دیگه باشه ! .

    بچه های همدری – بچه های قوی و خوبی هستند ( به جز من )
    مدیران سایت خیلی باهوشند – اینو تو مقاله قبلیم فهمیدم . می تونی ازشون راهنمایی بخوای ......
    کاربر اعجاز عشق و دیگر دوستان به نظرم میتونند هم دردی خوبی برایت باشند. استفاده کن – رایگان !

    شما خانم ها ، اگر یه ازدواج موفق داشته باشید – زبونتونم یه خورده کنترل کنید – میشه گفت تو آخرت از ما مردها موفق ترید .


    فکر منفی زیاد نکن ..... به جاش بشین سئوالاتی مانند اینو . حل کن :
    دقیق ترین روش برای اندازه گیری پروتئین تام در csf چیست ؟ ( اگر گفتی)



    در مورد کار هم بنظرم حتما نباید در دانشگاه خودت تدریس کنی – یه دانشگاه سطح پایین تر را انتخاب کن......
    نمی دونم ... اگر دوست داشتی میتونی معلم خوبی برای بچه ها در دبستان باشی ...... کیف میکنی اگر بری ! وقتی شادی بچه ها ببینی.
    ولی چرا این بچه ها وقتی بزرگ میشن افسرده میشن ! ..........برو بهشون بگو همیشه شاد باشند ....حتی بزرگ شدند..
    حتی اگر بیکار شدند ---- حتی اگر در آینده دیر ازدواج کردنند - حتی اگر مورد توجه قرار نگیرند.
    آدم با تلاش و توکل بر خداوند ، میتونه همه چیز را جبران کنه ...تو هر سنی ...فقط نباید امیدش را از بدست بده.
    اگر بتونی یه کار ....یه کاری که خانواده موافق باشند پیدا کنی ...بیشتر مشکلاتت حل میشه.....
    امکان داره دختری یا پسری دیر ازدواج کنند ......ولی چیزی بهش برسه که دیگران حاضر بودند مثل او باشند.
    پس نامید نباید باشیم .
    مسئله کاری ، یه مسئله ای هست که به تلاش فرد بستگی داره.


    دو سه سال بیشتر از شما بزرگتر نیستم ---- خجالت میکشم شما را نصیحت کنم ، ولی یادتون باشه :

    الخیر فی ما وقع
    حالا دوست داری مشورت پذیر باش
    یا شاگردی روزگار را کن
    خدا به انتخاب شما احترام می زاره.


    حکایت شما حکایتی که ، رفتید تو یه ارتفا 500 متری و می خواید خودتونو بندازید پایین ، بعد به خدا میگید ، خدایا یه کاری کن نمیرم .
    خدا قدرتش را داره – ولی حکمتم داره. چون قانون طبیعت میگه انسان از اون ارتفاع میمیره.
    اگر حرکت سقوط آزاد را یادت باشه در پیش دانشگاهی ، فکر این کار را هم نمیکنی ، چه برسه به انجامش.


    مستند ( نه دستی ، نه پایی ، نه غصه ای ) را از اینترنت دانلود کن ببین.
    نمی دونم ..........شاید دیگه طلب کار نباشیم .
    نمی دونم .........؟
    ببخشید .........طولانی شد.
    از کلمه ی من زیاد استفاده کردم ....ببخشید..........نیم منم نیستم.

    به قول یه بنده خدایی (هم دردی!!! سعی کردیم انجام بدیم.)



    شاد باش ..........شاد بمان ...........و دیگران را شاد کن.
    و این باغبان رهگذر را ببخش.




    حضرت حافظ می فرماید :

    مشکل خویش ، بر پیر ، مُغان بردم دوش / کو ، به تایید نظر ، حل معما می‌کرد
    دیدمش ، خُرم و خندان ، قَدح ، باده به دست / و اندر آن ، آینه صد گونه ، تماشا می‌کرد
    گفت آن یار کز او گشت ، سر دار بلند / جرمش این بود ، که اسرار هویدا می‌کرد
    فیض روح القدس ار ، باز مدد فرماید / دیگران هم بکنند ، آن چه مسیحا می‌کرد
    سال‌ها دل ، طلب ، جام جم از ما می‌کرد / آن چه خود داشت ، ز بیگانه تمنا می‌کرد....

  17. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    اعجاز عشق (سه شنبه 29 اردیبهشت 94)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.