ساناز خانم،
دست از سر اون خدایی که تو ذهنت ساختی بردار.
یکی نشسته اون بالا ببینه من کی کار خوب می کنم بهم پاداش بده و کی دست از پا خطا می کنم منو سنگ کنه.
اگر اونطور بود که الان دنیا پر از ظلم و جور و فساد و ... نبود. هر کی دست از پا خطا می کرد سزاش را می دید و همه خوبان هم در خوشی و نعمت و آرامش بودند.
یه مدت کمتر به این سیستم پاداش و تنبیه الهی که توی ذهنت داری فکر کن. اگه می شه بذارش کنار.
برای آرامش خودت می تونی اعمال دینیت را انجام بدی و با خدای خودت دوست باشی و رابطه داشته باشی.
بدون این انتظارات اشتباه.
خیلی قابل پذیرش نیست که شما نماز بخونی و انتظار داشته باشی چون نماز خوندی منتی سر خدا هست و باید در ازاش یه شوهر خوب بفرسته پشت در خونتون. خدای تو چه نیازی به نمازت داره که بعد بخواد بخاطرش بهت پاداش بده؟ گیرم تو نماز نخونی چی می شه و چی از خدای تو کم می شه؟ فرض کنیم نظم سیستمش را به هم بزنی و دنیا را با رفتارهات خراب کنی، خب تو را از بین می بره تا سیستمش روی همون روالی که می خواسته کار کنه. اون قدرتمند تر از اینه که وابسته و نیازمند تو و خوب یا بد بودن تو باشه. پس دیگه لازم نیست واسه راضی نگه داشتنش و گول زدنش و دل خوش کردنش بهش باج بدی و بعد هم طلبکار باشی و توی این بده بستونهای خیالی بمونی.
پدرت بدبینی و وسواس داره. همونطور که گفتی بیماره.
خودت هم علایمی ازش داری. (متخصص نیستما. از حرفهای تکراری و وسواس گونه ات می گم. با روانشناس صحبت کن بررسی کنه بهت می گه )
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)