به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 35 از 36 نخستنخست ... 515252627282930313233343536 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 341 تا 350 , از مجموع 351
  1. #341
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 دی 94 [ 23:14]
    تاریخ عضویت
    1393-7-24
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    1,608
    سطح
    23
    Points: 1,608, Level: 23
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    83

    تشکرشده 39 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فدایی یار نمایش پست ها
    سلام به همه ی دوستان عزیزم در تالار...نمی دونم چرا خیلی جاهای تالار واسه کم رنگ ها مجاز نیست ولی این جا مجازه ؟! ولی خب اینم خوبه دیگه و غنیمته...

    راستش من هر وقت میام همدردی محاله کم تر از دو سه ساعت وقت نذارم...محاله از تاپیکی که حس می کنم می تونم کمک کنم به فردی ساده بگزرم و روش زوم نکنم و......کلا حس خوبی هم بهم دست میده وقتی می تونم به کسی کمک کنم....ولی فکر می کنم این شده برام یک عادت درسته عادت خوبیه شاید...ولی فکر می کنم خیلی وقته به یک نفر اصلا هیچ کمکی نکردم به طوری که داره موقعیتش به خطر می افته در نگاه بقیه...(تازه بماند در هیچ شبکه اجتماعی دیگه هم عضو نیستم و وقت براشون نمی ذارم)
    منظورم خودم هستش ... خیلی وقته فرصتی برای خلوت با خودم پیدا نکردم...راه کار واسه مشکلاتم... و کلی مسائل دیگه....هر چند میدونم در گذر زندگی باید یاد گرفت و یاد داد ولی یه وقتایی توی یک مراحلی از زندگیم دوست دارم استپ کنم ببینم کجام...قرار بود کجا باشم اصلا...قراره کجا برم..اگه رسیدم یا نرسیدم چرا ؟! ولی کلی سوال بی جواب دیگه که مثل همیشه توی ذهنم هست...

    همدردی رو دوست داشتم و دارم...واسه خاطر عزیزانش...عزیزانی که به تالار رنگ و هویت دادند و بهانه ای بودند و هستند برای ماندن و ادامه دادن...
    من یک زمانی کلا از خداحافظی های این جوری دلم می گرفت..ولی یاد گرفتم اینم جزئی از زندگی هستش... راستش راجب دو موضوع مهم خیلی دوست داشتم تاپیک بزنم که راجب ازدواج و انتخاب همسر هم بود...واقعا در تاپیک اخیرم دوستان سنگ تمام گذاشتند و کلی بهم یاد دادند که تا اخر عمر مدیونشون هستم...
    ولی بنا به دلایلی غیر قابل نوشتن فعلا از ازدواج منصرف شدم...هر چند دلگیرم..ولی خب چاره ای جز صبر نیست و شکیبایی....شاید با دعای شما دوستان خیلی زود دوباره از این حال خارج شدم و البته لطف خدا و تلاش خودم...

    دلم واسه همه ی دوستان خوبم تنگ میشه...که خیلی دوست دارم ازشون اسم ببرم ..ولی شدیدا ااعتقاد دارم به این که میگن دل به دل راه داره...اونایی که می دونند به یادشون هستم و خواهم بود حتما خودشون می دونند...همشونو از صمیم قلب دوست دارم... و به یادشون خواهم بود...

    امیدوارم این خداحافظی من موقتی باشه ... و دوباره اون قدر به روزای اوج برگردم و دوباره به همدردی برگردم..روی که مشکلات کمتر والبته فرصت بیش تری برای کنار هم بودن داشته باشیم.
    از تک تک عزیزان حسابی التماس دعا هم دارم اگه عزیزی رو رنجوندم که مطمئن هستم ناخواسته بوده بنده رو حلال کنید.
    به امید روزی که در همدردی جمع بشیم فقط برای تبادل اندیشه برای زندگی بهتر و بهتر تر.


    در این دنیایی که قحطی انسانیت موج میزننه خیلی خوشحالم که از شما کمک گرفتم .
    حیف که نیستید
    به امید حضور دوباره تون و برطرف شدن مشکلاتتون

  2. 5 کاربر از پست مفید voroujak تشکرکرده اند .

    miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), mohamad.reza164 (چهارشنبه 09 دی 94), paiize (یکشنبه 20 دی 94), فدایی یار (چهارشنبه 23 دی 94), باغبان (چهارشنبه 09 دی 94)

  3. #342
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام دوستای خوبم

    فضای همدردی برای من انقدر آشنا و دوست داشتنی بود که دلم نیومد بی خداحافظی برم حتی اگه برای بیشترتون ناشناخته باشم.

    وقتی که توی تالار میومدم دوست داشتم بیشتر با جوش آشناشم و با بچه هاش صمیمی تر بشم ،نمیدونم شد یا نه .

    از همدردی درس های زیادی گرفتم که برام خیلی ارزش داره .بچه ها می خوام با یه خبر خوووووب این جمع صمیمی رو ترک کنم

    من با تمام سختگیری ها بالاخره همسر ایده آلم رو پیدا کردم و هفته پیش عقد کردیم...

    دعا میکنم برای همتون که زندگی خوب و سرشار از عشق داشته باشید و توی جاده زندگی مقصدتون خدایی باشه.

    خداحافظتون

  4. 10 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 20 دی 94), m.reza91 (شنبه 19 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), mohamad.reza164 (جمعه 11 دی 94), paiize (یکشنبه 20 دی 94), فرشته مهربان (دوشنبه 12 بهمن 94), مسافر زمان (دوشنبه 21 دی 94), zolal (شنبه 19 دی 94), باغبان (جمعه 11 دی 94), صبا_2009 (جمعه 11 دی 94)

  5. #343
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 شهریور 04 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1393-6-31
    نوشته ها
    589
    امتیاز
    21,366
    سطح
    92
    Points: 21,366, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 984
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    1,314

    تشکرشده 1,494 در 483 پست

    Rep Power
    142
    Array
    سلام به همه دوستای گلم، بعد مدت ها اومدم سایت و این تاپیک رو دیدم. دلم برای خانم ارم، آقای فدایی یار و میشل جان تنگ شد.

    ارم جان خیلی برات خوشحال شدم، ان شاالله خوشبخت در کنار همسرت زندگی کنی.

    آقای فدایی یار و میشل جان براتون بهترین ها رو آرزو میکنم. با تصمیمی که گرفتید موافقم، چون اساسا ارزش لحظات زندگی اونقدر بالاست که هیچ چیزی جز زندگی کردن با تمام وجود در حال نمیتونه جایگزین اون باشه.

    گاهی لازمه خودمون رو از چیزهایی که بهشون عادت کردیم جدا کنیم. گاهی این فاصله ها ذهن رو خلوت میکنه و در ما تعادل ایجاد میکنه.
    موفق باشید.

    به نور نگاه کن ! سایه ها پشت سرت خواهند بود.

  6. 8 کاربر از پست مفید zolal تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 20 دی 94), m.reza91 (شنبه 19 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), mohamad.reza164 (شنبه 19 دی 94), paiize (یکشنبه 20 دی 94), فدایی یار (چهارشنبه 23 دی 94), مسافر زمان (دوشنبه 21 دی 94), باغبان (شنبه 19 دی 94)

  7. #344
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    سلام دوستان عزیز همدردی

    متاسفانه صحبت هایی در تاپیک کل کل شد که از عقیده ای که من در خصوص اون تاپیک داشتم کاملا جداست. نیازی به اینکه بخوام چیزی رو ثابت کنم احساس نمی کنم. من فکر می کردم اگر تعامل اعضا بیشتر بشه به نفع سایته و بارها هدف از فعالیتم رو در اون تاپیک گفتم. حتی در این راستا تاپیک آخری که زدم : http://www.hamdardi.net/thread-40780.html ، هدف یاداوری لحظات کوچکی بود که اگه بهشون دقت کنیم و افکار منفی رو از ذهنمون خارج کنیم زندگیمون شاد میشه.
    نیازی به توضیح بیشتر نمیبینم، اگر گاهی در اون تاپیک از وضعیت رسمی خارج می شدیم دلیل بر سوءاستفاده نبود خیالمون راحت بود تاپیک عمومیه و همه دارند می بینند ؛ جناب مدیر این اختیار رو دارند که پیام های خصوصی بنده رو که با اعضای خانم داشتم ( مشروط به رضایت طرف دوم پیام) کامل روی سایت بگذارند تا مشخص بشه آیا من می خواستم ظلمی کنم یا نه ، در فضایی که کسی نمی بینه.
    هر چند که من از سوی کاربران بازخوردهای مثبتی ازون تاپیک دریافت می کردم اما اگر واقعا درصد قابل توجهی برداشتهای دیگه ای کردند باید بگم که به هدف نرسیدم و پیشنهاد انسداد تاپیک رو می دم.
    حضور من در این سایت از روی تفریح و خوشگذرونی نبود برای کمک به خودم و دیگران بود اونم در شرایطی که اخیرا به این فکر می کردم که چگونه تاپیک های تعاملی نظیر تاپیک آخرم بزنم.
    اگر کسی رو رنجوندم معذرت می خوام، به خصوص از مدیر همدردی چون احساس کردم باعث ناراحتیشون شدم. خود من بارها شده می خواستم یه محصول نرم افزاری مثل فیس بوک ( شبکه اجتماعی) ایجاد کنم و بفروشم ولی وقتی به این فکر کردم که چه سوءاستفاده هایی ممکنه ازش بشه پشیمون شدم و دیدم ارزشش رو نداره؛ واقعا مسئولیت سختی دارند و نگرانیشون برای من محترمه ولی نمیگم که ناراحت نشدم، البته ناراحت نه از بابت نسبتی که به من داده شد بلکه حس کسی که کاری رو فکر میکنه در جهت مثبت داره میکنه ولی بقیه یه چیز دیگه در جهت منفی در فکرشونه.

    در هر حال اصراری نیست.


    بازم از همه تشکر می کنم.


    به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی ؛ به صد دفتر نشاید گفت شرح حال مشتاقی


    به یاد داشته باشیم زندگی زیباست با افکارمون اونو خراب نکنیم

    بدرود.
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود




  8. 7 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 21 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), mohamad.reza164 (دوشنبه 21 دی 94), مدیرهمدردی (دوشنبه 21 دی 94), افسونگر (دوشنبه 21 دی 94), سرشار (دوشنبه 21 دی 94), شیدا. (دوشنبه 21 دی 94)

  9. #345
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 آبان 01 [ 10:33]
    تاریخ عضویت
    1393-7-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    8,639
    سطح
    62
    Points: 8,639, Level: 62
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    346

    تشکرشده 262 در 104 پست

    Rep Power
    37
    Array
    اقای ام رضا پست های شما چه اونایی که جدی بودن و قصد راهنمایی کردن داشتید و چه پست های طنز تون خیلی مفید و
    اموزنده بودن۰ امیدوارم خداحافظی تون موقتی باشه و هر چه زودتر به فعالیت تون ادامه بدین۰ با ارزوی لحظات شاد

  10. 6 کاربر از پست مفید محیا ناز تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 21 دی 94), m.reza91 (سه شنبه 22 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), mohamad.reza164 (دوشنبه 21 دی 94), گیسو کمند (سه شنبه 22 دی 94), شیدا. (دوشنبه 21 دی 94)

  11. #346
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 98 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-24
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    26,356
    سطح
    97
    Points: 26,356, Level: 97
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 994
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    OverdriveRecommendation Second ClassTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,761

    تشکرشده 2,595 در 691 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    217
    Array
    سلام آقای رضای عزیز

    نمی دونم چرا خداحافظی برای من اینقدر سخته! تحمل رفتن ها اینقدر سخته! تک تک اشخاصی که در محیط پیرامون من هستن و قصد رفتن میکنن برای من سخته قبولش. تنها چیزی که آرام میکنه من رو اینه که این رفتن باعث پیشرفت و تعالی اون شخص میشه، اگر بخوام مثال همدردی برات بزنم، میشه خداحافظی فدایی یار که با رفتنش رفت که پیشرفت کنه.


    راستش من تو سوال و جواب صندلی داغ یه باز ازت بسیار ناراحت شدم. ولی در کسری از ثانیه یادم اومد که از ام رضا چه چیزهایی دیدم، شخصیتش چی بوده، ازش چه چیزهایی یاد گرفتم، یادم اومد یه تاپیک خوب و کاربردی زده بودی جدیدا( همون که خودت لینکش رو گذاشتی)، در کسری از ثانیه یادم اومد که من اومدم تو همدردی تا درکم بره بالا، ظرفیتم بره بالا، تحمل نظر و عقاید مخالف برام راحت باشه، و ناراحتی از تو جاش رو با ناراحتی از خودم عوض شد که چرا از تو به دل گرفتم.


    من تو تاپیک کل کل هیچ وقت نرفتم چون احساسم این بود کل کل تعلق به همدردی هایی داره که دل هاشون به هم نزدیک هست و از مطالب داخلش اگاهی ندارم. ولی هم آقای مدیر رو میشناسم و هم تو و باقی دوستان رو.


    ------
    خود من بارها شده می خواستم یه محصول نرم افزاری مثل فیس بوک ( شبکه اجتماعی) ایجاد کنم و بفروشم
    چه جالب منم خیلی وقت هست تو این فکر بودم، البته هنوزم هستم ولی یکم فرق داشت و بیشتر تخصصی بود.

    ----------

    امیدوارم به زودی ریکاوری بشی و برگردی .
    همدردی به امثال مثل تو نیاز داره.
    شاید همدیگر رو نشناسیم و الان تو دلت بگی یادم نمیاد با هات چایی خورده باشم ( یا به قول سرشار عزیز دل های ما از طریق همدردی به هم وصله و بگی دلمون به هم وصل نیست) ولی من تک تک چیزهایی که از تو به یادگار بردم رو یادم هست.

    ----------

    دوست داشتی به وبلاگ من سر بزن. خوشحال میشم. دوست جدید و عزیز من

    ویرایش توسط mohamad.reza164 : دوشنبه 21 دی 94 در ساعت 21:11

  12. 6 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 21 دی 94), m.reza91 (سه شنبه 22 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), فدایی یار (چهارشنبه 23 دی 94), گیسو کمند (سه شنبه 22 دی 94), سرشار (دوشنبه 21 دی 94)

  13. #347
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ 03:27]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,133
    سطح
    100
    Points: 325,133, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    با سلام
    اینجا تالار همدردی بیشتر از اینکه مطالبش به درد کسی بخورد، فعل و انفعالاتی که به صورت تمرین در این محیط مجازی انجام می شود می تواند موجب تقویت ما بشود.

    چرا ما نسبت به نظرات دیگران تحمل پایینی داریم، مخصوصا وقتی که از روی علم و تخصصی و به طور کلی نکته هایی ارسال می شود.

    ما در یک تاپیک که دهها نفر پست می گذارند و بر اساس متد رایج در آن تاپیک با هم محاوره و شوخی دارند، یک نکته قرار دادیم. نکته ای که اتفاقا بازخورد خود شما عزیزان بوده است.

    این چرا باید منجر به واکنش اجتنابی، احساسی و قهر شود.
    به همدردی راحت می توان آمد و راحت می توان رفت، حتی بدون خداحافظی. اما این رویه نسبت به جاهایی که موافقم میلمان نیست، رویه صحیحی هست؟
    آیا هر نکته عمومی را خصوصی به خود نسبت می دهیم؟!
    آیا تا وقتی تعریف و تمجید از کارهای خوبمان بشود با انگیزه و اثربخش و سازنده ایم. اما اگر شرایط را به اشتباه ناموافق دیدیم. احساس بدی سراغمان می آید و بر اساس آن تصمیم هم می گیریم.

    من به عنوان مدیر همدردی، هرگز سعی نکرده حرفها و پستهایی را بزنم که تعداد کاربران تالار بیشتر شود. یا از من خوششان بیاید ، یا وابسته تالار شوند.
    همیشه معیار و ملاکهای همدردی کاملا در قالب قوانین و اطلاعیه ها و توصیه ها و پستهایمان ثابت و قوی بوده است.
    اگر گفتیم در دین شوخی مرد و زن را جایز ندانسته است. این مشکل مدیر همدردی نیست. و هیچ اهانتی به هیچ کاربری نیست.
    بنده خودم هم هرگز مصون از هیچ خطایی نبوده و نیستم.
    اینجا محیطی دوستان هست که البته تصور می کنم باید ظرفیتهایمان حداقل نسبت به دوستان و خیرخواهانمان بیشتر باشد.
    اینجا قصد تهمت به هیچ کسی نیست.

    در تالاری که همه داعیه کل کل دارند. چرا باید اگر کل کلی بر مبنای مسائل دینی نه لذت شخصی بیان می شود. افراد به خود بگیرند و رنجیده شوند و از همه بدتر قهر کنند.

    واقعا اگر روحیه امان اینقدر در زندگی واقعی حساس و آسیب پذیر باشد حتی اگر همه قرآن را حفظ باشیم. همه مبانی اعتقادی و اخلاقی را حفظ باشیم. و هزاران شعار بلد باشیم، حتی یک لحظه هم نمی توانیم سازگاری بر قرار کنیم.
    همکار، همسر، فرزند، والدین، فامیل و همسایه همه دقیق بر اساس آنچه ما صحیح می دانیم عمل نمی کنند. خب اگر طوری عمل کردند که تصور اهانت کردیم، از کوچه امان کوچ می کنیم. از منزلمان قهر می کنیم. و برای اینکه آنها بد برداشت کرده اند زانوی غم بغل می کنیم.

    باید تحمل و صبر و انتقادپذیری را تقویت کنیم. اعتماد به نفسمان را بالا ببریم تا بتوانیم در میادین حاضر بمانیم و تمرین های بیشتری روی خود انجام دهیم.

    =====
    دقت کنید ما حتی برای مدیر شدن در همدردی معیارهایی قرار دادیم که اکثر آنها روی صبر و تحمل و رفتار سازگارانه بوده است. نه حرفهای قشنگ قشنگ.
    کاربران محترم لینک ذیل را مطالعه بفرمایید:
    http://www.hamdardi.net/thread-6079.html

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  14. 8 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    m.reza91 (سه شنبه 22 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), mohamad.reza164 (سه شنبه 22 دی 94), فدایی یار (چهارشنبه 23 دی 94), گیسو کمند (سه شنبه 22 دی 94), اعجاز عشق (چهارشنبه 23 دی 94), سها** (سه شنبه 22 دی 94), عشق آفرین (شنبه 16 اردیبهشت 96)

  15. #348
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    سلام جناب سنگتراشان
    امیدوارم حالتون خوب باشه
    اینجا تالار همدردی بیشتر از اینکه مطالبش به درد کسی بخورد، فعل و انفعالاتی که به صورت تمرین در این محیط مجازی انجام می شود می تواند موجب تقویت ما بشود.
    دقیقا ، به همین خاطره که دیشب وقتی این پستتونو دیدم؛ از یه طرف میگفتم برای من که دیگه اهمیتی نداره چرا باید تلاش بکنم ولی ازون طرف چون خودم به این فرمایشتون اعتقاد دارم گفتم بیام و بعضی از ابهاماتی که مطرح کردید رو توضیحاتی بدم؛ البته امیدوارم این بار دچار ذهن خوانی در مورد من نشید، چون من جز راست نمیگم البته اهمیتی نداره که بپذیرید یا نه. شاید یادگاری خوبی باشه.
    چرا ما نسبت به نظرات دیگران تحمل پایینی داریم
    این واقعا چیزی جز خطای شناختی ذهن خوانی نیست البته جسارت نمیکنم خدمت شما . من وقتی ببینم حضورم باعث آزار کسی میشه حداقل کاری که می تونم براش بکنم اینه خودم رو حذف میکنم تا حضور من باعث رنجشش نشه. اینجا خونه ی شماست و ما مهمون شماییم، اگه بدونیم نمی خواید اصراری به موندن نیست؛ یادمه می گفتید خوشحال می شید تمام کاربرا برند و اینجا رو ببندید. پست آخرتونو تو کل کل دیدم؛ حسن نیتتونو درک کردم اما بازم نتونستم به خودم بقبولونم که منظور شما کس خاصی نبوده چون پیش بینیشو کرده بودید :
    ببخشید اینقدر رک می گویم. اما اینکه کسی از من ناراحت بشه را ترجیح می دهم به اینکه به خطا و لغزش بیفته.
    و اینکه افراد حاضر در کل کل این اواخر مشخص بودند؛ متاسفانه این رو یه مغالطه می دونم و نتونستم بپذیرم. شجاعت شما رو در عذر خواهی کردن تحسین میکنم هر چند من ناراحت نشدم که بخوام بپذیرمش یا ردش کنم.

    این چرا باید منجر به واکنش اجتنابی، احساسی و قهر شود.

    ازونجایی که پست بنده رو دیشب نقل قول گرفته بودید و الان دیدم برش داشتید من همون دیشبی رو ملاک میگیرم! :)
    من صراحتا ناراحتیم رو صرفا از باب تاسف و نه رنجش مطرح کردم و فکر می کنم خیلی واضح این کار رو کردم و شما با نوشتن این کلمات نشون دادید چیزی رو از من فهمیدید که دوست دارید؛ یعنی انسان ضعیفی که قهر کرد و رفت؛ آیا طبق اصول ارتباطی این درک فرد مقابله؟ آیا می تونه گفتگو رو ادامه بده؟ با این حال من دارم ادامه میدم. در ادامه در این خصوص باز هم نکاتی رو اشاره می کنم

    آیا تا وقتی تعریف و تمجید از کارهای خوبمان بشود با انگیزه و اثربخش و سازنده ایم. اما اگر شرایط را به اشتباه ناموافق دیدیم. احساس بدی سراغمان می آید و بر اساس آن تصمیم هم می گیریم.
    هم وجدانم میدونه هم خداوند شاهده که از اولین پستی که اینجا زدم قصدم خیرخواهی نسبت به مراجعین بوده؛ دلم می سوخت کاربری رو میدیدم که از یه رابطه شکست خورده ناراحت می شدم می دیدم فردی از افسردگی رنج می بره، زنی که از بی توجهی شوهرش رنج میبره و ... . خدا رو شاکرم که حتی همین پست رو دارم در همین راستا می نویسم شاید افرادی بخونند و نکاتی رو ازش بتونند استخراج کنند. بنابراین نه برای تشویق شما نه برای ثواب و نه برای هچ چیز فقط برای مراجع پستی رو زدم. متاسفانه این حرفتونم خودش مصداقی از ذهن خوانیست.

    ضمن اینکه بنده ناراحتیم رو طبق اصول ارتباطی مشخصا ابراز کردم ولی نگفتم بهم برخورده یا شرایط رو نابسمان دیدم احساس بدی سراغم اومد(جناب مدیر دقت دارید که این والد سرزنشگره). خیلی تعجب کردم که پست منو درست نخوندید.
    افراد به خود بگیرند و رنجیده شوند و از همه بدتر قهر کنند.
    حداقل در خصوص من چینین چیزی صادق نیست ( اصراری به اثباتش ندارم چون به احوال خودم اشراف دارم)ولی رنجش دوستانم رو حس کردم. جناب مدیر، آیا در دین ما رنجوندن مردم گناه نیست؟ ایا درسته که افراد رو برنجونیم بعد بگیم تقصیر خودشونه که اعتماد به نفس ندارن، شما به عنوان یک روانشناس اگر مراجعی داشته باشید زود رنج،اگر نتونید او رو در راه مشاوره بیارید، ضعف از مهارت ارتباطی شماست یا اینکه اون اعتماد به نفس نداره؟ ایا شما باید از خودتون انتظار داشته باشید که به عنوان یک حرفه ای ارتباط برقرار کنید یا مراجع بره اعتماد به نفسش رو افزایش بده تا شما بتونید باهاش ارتباط بگیرید؟
    البته اینکه بگیم افراد باید عزت نفس بتنی داشته باشند غلطه، بعضی وقتا یه سری موارد سنگین هستند؛ بنظرتون رنجش خانم ها از شوخی هایی ازین قبیل:
    شما ضعیفه ها رو فقط باید گرفت زیر کمربند و شلاق تا
    به خاطر چیه ؛ پایین بودن عزت نفسشون؟
    هر چیزی حدی جناب مدیر؛ طاقت ها متفاوته و اشتباه بزرگ سرزنش کردنشون به خاطر اینه که بلندای عزت نفسشون تا آسمون نیست؛ اصلا آیا نیازه که تا این حد هم ناراحت نشیم؟
    واقعا اگر روحیه امان اینقدر در زندگی واقعی حساس و آسیب پذیر باشد حتی اگر همه قرآن را حفظ باشیم. همه مبانی اعتقادی و اخلاقی را حفظ باشیم. و هزاران شعار بلد باشیم، حتی یک لحظه هم نمی توانیم سازگاری بر قرار کنیم.
    جناب مدیر من یه مهندسم، اول تحقیق می کنم بعد طرح میریزم بعد هم می سازم ، هر مطلبی که در این سایت گذاشتم بارها و بارها خودم ازش استفاده کردم و در خودم بهینشون کردم ، زیر و بمشو میدونم ، جاهایی که فرد می تونه دچار مشکل بشه رو میدونم ؛و در نهایت به مراجعی انتقالش دادم، اهل شعار و حرف زدن نیستم اهل عملم؛ البته ای کاش این حرف رو در فضای عمومی نمیزدید . آیا منطقتون اینه که کاربران زیادی بیان این شعار ها رو در سایت اشاعه بدند شاید از هر 100 نفر 1 نفر اون حرفها رو بپذیره و عمل کنه؟ احترام شما برای کاربران سایت دراین حده ؟ مرز عزت نفس خودمون و احترام به دیگران کجاست؟

    باید تحمل و صبر و انتقادپذیری را تقویت کنیم. اعتماد به نفسمان را بالا ببریم تا بتوانیم در میادین حاضر بمانیم و تمرین های بیشتری روی خود انجام دهیم.
    دقیقا موافقم؛ منتها اگر نتونیم انتقادمون رو با اصول صحیح ارتباطی منتقل کنیم قطعا به بی راهه می ریم.

    نه حرفهای قشنگ قشنگ.
    منظورتونو اصلا نفهمیدم؛ هر چند خودش یه نمونه ی دیگه از والد سرزنشگره البته حدود 40 درصد مفاهیم پستتون والده.
    ضمنا علاقه ای به مدیر شدن نداشتم.
    اگر جایی اشتباه کرده بودم ممنون میشم مطرح کنید.

    به هر حال تمرین دیروز تمرین خوبی بود برای یکی دو دقیقه حس سنگینی کردم ولی خیلی زود برام عادی شد و یه بار دیگه به همون حرفی که در تاپیک صندلی داغ زدم رسیدم، اینکه نباید از آدما انتظار داشت. اما برای دوستان و رنجششون ناراحت شدم. الانم اینجام تا شفاف بشه همه چیز چون پست شما زیر پست من می تونه کاربران رو دچار اشتباه کنه.

    تاکید میکنم من ابدا علی رغم اتفاقی که افتاد سایت رو نفی نمی کنم و اگر چیزی میگم از روی دلسوزیه؛ هرچند کنارگیریم از کلیه ی فعالیت های عمومی قطعیه.

    با احترام
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود




  16. 5 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 22 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 23 دی 94), گیسو کمند (چهارشنبه 23 دی 94), افسونگر (چهارشنبه 23 دی 94)

  17. #349
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اسفند 95 [ 03:59]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    10,581
    سطح
    68
    Points: 10,581, Level: 68
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    1,164

    تشکرشده 917 در 282 پست

    Rep Power
    87
    Array

    با سلام و احترام



    من به صورت كلي و خطاب به يكي از اعضاي محترمي كه واقعا در تالار سابقه ي خوبي دارند كه در صورت تمايل ايشان خواستم گفتگويي داشته باشم كه متاسفانه مقصود اينجانب ميسر نشد .

    نقل قول نوشته اصلی توسط اعجاز عشق نمایش پست ها
    سلام

    ببخشيد يكباره ميرم سر اصل مطلب :



    گاهي فكر مي كردم پستهاي تاپيك كل كل در تضاد كامل با فرهنگ و شان رسالت همدردي هست.


    بعضي صحبتها واقعا توهين آميز به نظر مي آمد و من با خواندن بعضي نوشته ها دلگير مي شدم .



    بعضي اوقات حضور اعضا در امثال اين تاپيكها به حدي افراطي بوده كه انگار رسالت اصلي سايت نه تنها به فراموشي سپرده شده بلكه پيامدهاي منفي با خودش داشته و دارد .




    من هم از راه اندازي صندلي داغ از جو صميمانه براي به جريان انداختن انديشه ها و استفاده از ديدگاه دوستانم در اينجا احساس خوبي دارم .




    احساس مسرت و شادماني بي حد و حصري از دسترسي كمرنگها در وجودم هست كه قابل توصيف نيست:) اما .... نكته اي در مورد صندلي داغ و نكته اي در مورد تاپيك كل كل بگم و خواهش كنم رسالت سايت كه مشاوره و كمك به همنوع هست در اولويت قرار بگيرد.




    يك نگاه مقايسه اي به تاپيكهاي مشاوره اي و صندلي داغ گفته هاي مرا تاييد خواهد كرد.




    ضمن اينكه لطفا و حداقل پست خودتون را در تاپيكهايي كه به عنوان فرهنگ سازي در فضاي مجازي توسط آقاي مدير ايجاد شد برگرديد آن را بخوانيد و كمي در مورد مطالبي كه نوشتيد فكر كنيد.

    از شخص خاصي اسم نمي برم اما كه كاملا به خاطر دارم ايشان نكته اي را عنوان كردند كه در تاپيكهاي مذكور خلاف موردي كه به عنوان فرهنگ برشمرده اند عمل كرده اند.




    وقتي در تاپيكي زنها را ضعيفه آب زير كاه و موزمار خطاب مي كنيم يا لايك و تشكر قرار مي دهيم به عنوان مثال براي زني دلگير از همسر خود كه او را با چنين الفاظي مي خواند چه جوابي خواهيم داشت؟


    به قول اقاي مدير و پيشكسوتان همدردي اينجا مكان خوبي است جهت تمرين ارتباطات موثرتر و مهم تر براي زندگي بهتر پس لطفا بياييد احترام به يكديگر را بيش از پيش رعايت كنيم .... با تشكر


  18. #350
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ 03:27]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,133
    سطح
    100
    Points: 325,133, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    [FONT="Tahoma"][SIZE="2"]
    نقل قول نوشته اصلی توسط m.reza91 نمایش پست ها
    سلام جناب مدیر همدردی
    امیدوارم حالتون خوب باشه

    دقیقا ، به همین خاطره که دیشب وقتی این پستتونو دیدم؛ از یه طرف میگفتم برای من که دیگه اهمیتی نداره چرا باید تلاش بکنم ولی ازون طرف چون خودم به این فرمایشتون اعتقاد دارم گفتم بیام و بعضی از ابهاماتی که مطرح کردید رو توضیحاتی بدم؛ البته امیدوارم این بار دچار ذهن خوانی در مورد من نشید، چون من جز راست نمیگم البته اهمیتی نداره که بپذیرید یا نه. شاید یادگاری خوبی باشه.

    این واقعا چیزی جز خطای شناختی ذهن خوانی نیست البته جسارت نمیکنم خدمت شما . من وقتی ببینم حضورم باعث آزار کسی میشه حداقل کاری که می تونم براش بکنم اینه خودم رو حذف میکنم تا حضور من باعث رنجشش نشه. اینجا خونه ی شماست و ما مهمون شماییم، اگه بدونیم نمی خواید اصراری به موندن نیست؛ یادمه می گفتید خوشحال می شید تمام کاربرا برند و اینجا رو ببندید. پست آخرتونو تو کل کل دیدم؛ حسن نیتتونو درک کردم اما بازم نتونستم به خودم بقبولونم که منظور شما کس خاصی نبوده چون پیش بینیشو کرده بودید :

    و اینکه افراد حاضر در کل کل این اواخر مشخص بودند؛ متاسفانه این رو یه مغالطه می دونم و نتونستم بپذیرم. شجاعت شما رو در عذر خواهی کردن تحسین میکنم هر چند من ناراحت نشدم که بخوام بپذیرمش یا ردش کنم.



    ازونجایی که پست بنده رو دیشب نقل قول گرفته بودید و الان دیدم برش داشتید من همون دیشبی رو ملاک میگیرم! :)
    من صراحتا ناراحتیم رو صرفا از باب تاسف و نه رنجش مطرح کردم و فکر می کنم خیلی واضح این کار رو کردم و شما با نوشتن این کلمات نشون دادید چیزی رو از من فهمیدید که دوست دارید؛ یعنی انسان ضعیفی که قهر کرد و رفت؛ آیا طبق اصول ارتباطی این درک فرد مقابله؟ آیا می تونه گفتگو رو ادامه بده؟ با این حال من دارم ادامه میدم. در ادامه در این خصوص باز هم نکاتی رو اشاره می کنم


    هم وجدانم میدونه هم خداوند شاهده که از اولین پستی که اینجا زدم قصدم خیرخواهی نسبت به مراجعین بوده؛ دلم می سوخت کاربری رو میدیدم که از یه رابطه شکست خورده ناراحت می شدم می دیدم فردی از افسردگی رنج می بره، زنی که از بی توجهی شوهرش رنج میبره و ... . خدا رو شاکرم که حتی همین پست رو دارم در همین راستا می نویسم شاید افرادی بخونند و نکاتی رو ازش بتونند استخراج کنند. بنابراین نه برای تشویق شما نه برای ثواب و نه برای هچ چیز فقط برای مراجع پستی رو زدم. متاسفانه این حرفتونم خودش مصداقی از ذهن خوانیست.

    ضمن اینکه بنده ناراحتیم رو طبق اصول ارتباطی مشخصا ابراز کردم ولی نگفتم بهم برخورده یا شرایط رو نابسمان دیدم احساس بدی سراغم اومد(جناب مدیر دقت دارید که این والد سرزنشگره). خیلی تعجب کردم که پست منو درست نخوندید.

    حداقل در خصوص من چینین چیزی صادق نیست ( اصراری به اثباتش ندارم چون به احوال خودم اشراف دارم)ولی رنجش دوستانم رو حس کردم. جناب مدیر، آیا در دین ما رنجوندن مردم گناه نیست؟ ایا درسته که افراد رو برنجونیم بعد بگیم تقصیر خودشونه که اعتماد به نفس ندارن، شما به عنوان یک روانشناس اگر مراجعی داشته باشید زود رنج،اگر نتونید او رو در راه مشاوره بیارید، ضعف از مهارت ارتباطی شماست یا اینکه اون اعتماد به نفس نداره؟ ایا شما باید از خودتون انتظار داشته باشید که به عنوان یک حرفه ای ارتباط برقرار کنید یا مراجع بره اعتماد به نفسش رو افزایش بده تا شما بتونید باهاش ارتباط بگیرید؟
    البته اینکه بگیم افراد باید عزت نفس بتنی داشته باشند غلطه، بعضی وقتا یه سری موارد سنگین هستند؛ بنظرتون رنجش خانم ها از شوخی هایی ازین قبیل:

    به خاطر چیه ؛ پایین بودن عزت نفسشون؟
    هر چیزی حدی جناب مدیر؛ طاقت ها متفاوته و اشتباه بزرگ سرزنش کردنشون به خاطر اینه که بلندای عزت نفسشون تا آسمون نیست؛ اصلا آیا نیازه که تا این حد هم ناراحت نشیم؟

    جناب مدیر من یه مهندسم، اول تحقیق می کنم بعد طرح میریزم بعد هم می سازم ، هر مطلبی که در این سایت گذاشتم بارها و بارها خودم ازش استفاده کردم و در خودم بهینشون کردم ، زیر و بمشو میدونم ، جاهایی که فرد می تونه دچار مشکل بشه رو میدونم ؛و در نهایت به مراجعی انتقالش دادم، اهل شعار و حرف زدن نیستم اهل عملم؛ البته ای کاش این حرف رو در فضای عمومی نمیزدید . آیا منطقتون اینه که کاربران زیادی بیان این شعار ها رو در سایت اشاعه بدند شاید از هر 100 نفر 1 نفر اون حرفها رو بپذیره و عمل کنه؟ احترام شما برای کاربران سایت دراین حده ؟ مرز عزت نفس خودمون و احترام به دیگران کجاست؟


    دقیقا موافقم؛ منتها اگر نتونیم انتقادمون رو با اصول صحیح ارتباطی منتقل کنیم قطعا به بی راهه می ریم.


    منظورتونو اصلا نفهمیدم؛ هر چند خودش یه نمونه ی دیگه از والد سرزنشگره البته حدود 40 درصد مفاهیم پستتون والده.
    ضمنا علاقه ای به مدیر شدن نداشتم.
    اگر جایی اشتباه کرده بودم ممنون میشم مطرح کنید.

    به هر حال تمرین دیروز تمرین خوبی بود برای یکی دو دقیقه حس سنگینی کردم ولی خیلی زود برام عادی شد و یه بار دیگه به همون حرفی که در تاپیک صندلی داغ زدم رسیدم، اینکه نباید از آدما انتظار داشت. اما برای دوستان و رنجششون ناراحت شدم. الانم اینجام تا شفاف بشه همه چیز چون پست شما زیر پست من می تونه کاربران رو دچار اشتباه کنه.

    تاکید میکنم من ابدا علی رغم اتفاقی که افتاد سایت رو نفی نمی کنم و اگر چیزی میگم از روی دلسوزیه؛ هرچند کنارگیریم از کلیه ی فعالیت های عمومی قطعیه.

    با احترام





    با سلام و احترام
    m.reza91 گرامی
    بنده پس از اینکه پست شما را مطالعه کردم (پستی که ریز به ریز بخشهایی از مطالب بنده انتخاب شده و تفسیر نموده و پاسخ داده بودید)
    مجددا پستهای خودم را به دقت و همه محتوای آن را با هم مورد بازخوانی قرار دادم.
    خطاب بنده کلی و پست های مدیریتی بود در تاپیک کل کل قرار داده ام:
    1- پست مدیریتی و مشــاوره ای: در مورد خطا بودن شوخی زن و مرد نامحرم با هم
    2--ست مدیریتی و مشــاوره ای : در مورد تقویت تحمل و سعه صدر در خصوص نظرات ناموافق یا احتمالا اشتباه دیگران
    3 - پست مدیریتی و مشــاوره ای : در خصوص رفع ابهام که توصیه ها عمومی هست و شفاف کردن اصطلاح کمالگرایی و نحوه توجه به احساسات
    اگرچه ممکن است افرادی با دقت ویژه، بعضی از قسمتها را منطبق بر خود ببینند و بعضی را نبینند.
    شما آن پست را مجددا بخوانید. آن قسمت هایی که دقیقا شما را توضیح می دهد، حتما برای شما هم کمک کننده هست. اما اگر بخشهایی از آن بر شما منطبق نیست. خیالتان راحت باشد، حتما آن مورد به درد کسان دیگری می خورد. تصور نفرمایید که دقیقا همه آنها بر شما منطبق باشد. چون عمومی نگاشته شده است.

    بنده اگر بخواهم به شما نکاتی را بگویم حتما به صورت خصوصی بیان خواهم کرد.
    صدها یا هزارها کاربر سایت از بنده پیام خصوصی که شامل توصیه ، راهنمایی یا نظر مشاوره ای بوده است دریافت کرده اند. و الان هنگام خواندن این پست بر صدق این مدعا، در دلشان شهادت می دهند.
    اصلا لازم نیست بنده یک انتقاد خصوصی به یک نفر را بین دهها هزار نفر منتشر کنم.

    بنده فقط پست مدیریتی و کلی که لازم هست کاربران مد نظر داشته باشد، خطاب به عموم مطرح می کنم.
    اینکه وقایع کلی را شخصی سازی کنیم و بعد متوجه شویم بر ما مصداق ندارد و صحیح نیست و بعد پاسخ دهیم، آن چیزی هست که به ما آسیب می زند.


    ===========
    پاورقی:
    اگر تصور می کنید هنوز مسئله شخصی شماست و برایتان هنوز ابهام هست، لطفا از طریق خصوصی تماس با ما پیگیری کنیـد.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  19. 3 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 23 دی 94), m.reza91 (چهارشنبه 23 دی 94), عشق آفرین (شنبه 16 اردیبهشت 96)


 
صفحه 35 از 36 نخستنخست ... 515252627282930313233343536 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.