سلام ، چخبر خانم pooh , چکار کردین با مورد آخری که بحثش شد؟
تشکرشده 2,261 در 917 پست
سلام ، چخبر خانم pooh , چکار کردین با مورد آخری که بحثش شد؟
Mvaz (پنجشنبه 10 تیر 00), Pooh (پنجشنبه 10 تیر 00), طنین باران (جمعه 11 تیر 00)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
خبر خاصی نیست.
هیچی همچنان به پیام دادن و سوال علمی پرسیدن ادامه میدن و خب منم نسبتا رسمی و با رعایت حدود و البته کمی تاخیر جواب میدم.
حالا شاید هم اصلا منظوری نداشته باشه!
فقط پیامهاش با توجه به سابقه قبلی یکم روی مخمه و راحت نیستم. که شاید در واقع عیب منه که بدون دلیل محکمی پیشگویی میکنم!
شاید بهتر باشه حساسیتی نداشته باشم و خودمو آزار ندم. حالا اگه زمانی بجث ازدواجی پیش کشید, نظرمو میگم.
gholam1234 (پنجشنبه 10 تیر 00), Mvaz (جمعه 11 تیر 00), اقای نجار (یکشنبه 13 تیر 00), طنین باران (جمعه 11 تیر 00)
تشکرشده 2,261 در 917 پست
این همه خزعبل در مورد زندگی کردن در زمان حال نوشتن، ولی خب با تمرین کردن و چه میدونم نفس عمیق کشیدن و .... برای ما که تغییری نکرد. این زندگی در زمان حال به ماها نیومده. ما فوق فوقش بتونیم یه نیم ساعتی به زمان حال فکر کنیم. بقیش دیگه یا گذشته ست یا آینده...
Pooh (پنجشنبه 10 تیر 00)
تشکرشده 2,261 در 917 پست
موفق باشین
Pooh (دوشنبه 14 تیر 00)
تشکرشده 1,128 در 455 پست
حیاط خلوت عزیز یه نگاه به صندلی داغ بنداز
چون معمولا اینجا رو میبینی نوشتم برات ، الان نوبت شما هست لطفا پاسخ سوالات رو بدین![]()
حیاط خلوت (یکشنبه 13 تیر 00)
تشکرشده 383 در 100 پست
سلام به همه عزیزان
نمیدونم اینجا رو خانم ای تک و آقای اثر راشومون میخونند یا نه. من از اینکه متوجه شدم هر کدام در زندگی مشترکشون دچار چنین چالشهای بزرگی شدند خیلی ناراحت شدم.
شخصا خیلی به آقای اثر راشومون احساس نزدیکی میکردم. خانم ای تک رو هم با نظرات خوبی که میدادند یادم بود. وقتی متوجه مشکلات شون شدم احساسات متفاوتی رو تجربه کردم. از غم گرفته تا عذاب وجدان. احساس میکردم کوتاهی کردم و دیر متوجه شدم. هرچند همین حالا هم هر چه فکر میکنم نمیتونم راهنمایی خردمندانهای کنم.
از طرف دیگه از خوندن واکنش آقای راشومون خیلی حس خوبی پیدا کردم. به نظرم برداشتم از ایشون درست بود و کاملا با منطق و همراه با مهربانی و درک بالا و در واقع راه حل محور با مشکل برخورد کردند. ایکاش روزی من هم همینطور با قدرت باشم.خانم ای تک هم تصمیم گرفتند محکم باشند و خودشون رو نبازن. واقعا عالی هستید.
برای هر دو این عزیزان آرزوی آرامش دارم. امیدوارم روزهای شیرینی در پیش داشته باشند تا تلخی این روزها رو فراموش کنند.
gholam1234 (یکشنبه 13 تیر 00), Mvaz (یکشنبه 13 تیر 00), Pooh (دوشنبه 14 تیر 00), فرزانه 123 (دوشنبه 14 تیر 00), اثر راشومون (پنجشنبه 17 تیر 00)
تشکرشده 552 در 189 پست
تنها باید حقیقت را بیان کرد، نه دروغی را که حقیقی انگاشتنش خوب است.
"بخشی از پیام برتراند راسل برای آیندگان"
تشکرشده 2,261 در 917 پست
آقای نجار سلام. خیلی مخلصیم.
یه حس غریبی هست، یه مفهوم ... اینکه از یه سن به بعد میفهمی که تنهای تنها هستی، تنها میای به این دنیا و تنها میری. یه چنین حسی بعضی وقتا میاد سراغم، قبلنا با خودم درگیر میشدم و میگفتم نه این حس دروغه، ولی الان دیگه فهمیدم که حقیقت هست.
تشکرشده 2,261 در 917 پست
والا من همانطور که گفتم بعصی وقتا حس تنهایی میاد سر اغم، خصوصا شبا قبل خواب، سرمو که روی بالش میذارم، قشنگ حس میکنم تنهای تنهام. این تنهایی یه حسه و خیلی سخته برام که توصیفش کنم، بیشتر منظورم احساس تنهایی است.
با وجود اینکه برادرام و مخصوصا خواهرم شدیدا حامی هستن، هر روز (اگه خونه باشم البته!) باهاشون حرف میزنم، قشنگ بهشون میگم چه نقاط ضعفی دارم! (لذت میبرم از لین کار! چون توی محیط بیرون مجبورم همش نقاط مثبتم رو داد بکشم!). ولی با این وجود اون احساس تنهایی بازم هست، یه حسیه که با ازدواج اینام فک نکنم برطرف بشه. ولی یه چندسالی هست که دیگه با این حس کنار اومدم، خوشم باهاش. مثه شمام تنهایی میرم کوه و اتفاقا کوه جایی هست که قشنگ حس میکنی توی این دنیا تنها هستی.
قبلنا حس بدی داشتم به حس تنهایی! ولی الان اکی هستم باهاش، قبولم دارم که یه مقدار دپرس کننده هم هست، ولی پذیرفتمش...
خیلی میتونم در مورد تنهاییم حرف بزنم، خیلی ...
Pooh (دوشنبه 14 تیر 00), اقای نجار (دوشنبه 14 تیر 00), اثر راشومون (پنجشنبه 17 تیر 00)
تشکرشده 130 در 63 پست
پوه عزیز سلام
چون خواستی به سوالت کوتاه جواب میدم
بله دو سالی هست که تنها میرم پارک و این پارک رفتن ، حداقل 4/5 روز توی هفته اتفاق میفته .
قبل از کرونا کافه هم میرفتم
اینکه بگم خوش میگذره یا نه؟؟
خب قطعا با دیگران گردش رفتن بیشتر خوش میگذره اما من بخاطر اینکه اگر اینکار رو نمیکردم بخاطر جدایی افسردگی شدید میگرفتم به تنهایی پارک رفتن روی آوردم و الان جز روتین زندگیم شده و تعجب همه دوستان و خانواده رو در پی داره
Pooh (دوشنبه 14 تیر 00), اقای نجار (دوشنبه 14 تیر 00), اثر راشومون (پنجشنبه 17 تیر 00)
در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)