چند روز پیش یه گزارش از کسانی که گم شدن خوندم
بچه های کوچک که خانواده ها ازشون بی خبرن
خیلی بهم ریختم
خواهش می کنم مراقب بچه هاتون باشید
و دعا کنید نکلیف اون خانواده ها هم روشن بشه
تشکرشده 552 در 282 پست
چند روز پیش یه گزارش از کسانی که گم شدن خوندم
بچه های کوچک که خانواده ها ازشون بی خبرن
خیلی بهم ریختم
خواهش می کنم مراقب بچه هاتون باشید
و دعا کنید نکلیف اون خانواده ها هم روشن بشه
Mvaz (سه شنبه 28 بهمن 99), Pooh (جمعه 01 اسفند 99), الهه زیبایی ها (شنبه 02 اسفند 99), باغبان (سه شنبه 28 بهمن 99)
تشکرشده 1,848 در 755 پست
فقیر ترین پزشک
چرا اینقدر کم هستن این دست فقرای ثروتمند
- - - Updated - - -
فقیر ترین پزشک
چرا اینقدر کم هستن این دست فقرای ثروتمند
Pooh (یکشنبه 03 اسفند 99), الهه زیبایی ها (شنبه 02 اسفند 99), سحر بهاری (چهارشنبه 06 اسفند 99)
تشکرشده 2,355 در 760 پست
سلام، مادرتون هنوز حس هایی داره و عمیق هم داره. نگران دیدن فرزندانش، ممکنه معذبش کنه. نگرانی رو از خودتون دور کنید و فقط با کیف و خوشرویی باهاش در هر شرایطی برخورد کنید. ذوق داشته باشید که آخ جون، امروز نوبت منه برم پیش مامان. اخ جون که میشه ببینمش، میشه بغلش کنم، میشه بشینم ریز ریز حرکات و حالتهاشو نگاه کنم، آخ جون که امروز اسم منو صدا میکنه که براش کاری کنم، که دستاشو بشه بگیرم، باهاش حرف بزنم، پیشش دراز بکشم، باهاش غذا بخورم،اصلا آخ جون که امروز نوبت منه که حضورش رو حس کنم و قربون صدقش برم.
نمیدونم حرفام چقدر درسته.ولی من اگه برمیگشتم به گذشته، به جای نگرانی و استرس و غم، این کارا رو میکردم.
ببخشید اگر بی ربط به سوالتون بود
poohعزیزم
نه تنها بی ربط نبود که مربوط به همه هست .....خواستم دوباره بولد بشه همه ببینن![]()

تشکرشده 2,656 در 1,207 پست
نقل می کنند: روزی هارون الرشید به اطرافیان خود گفت:
بگردید شخصی را که مستقیم و بی واسطه از پیامبر اسلام (ص) حدیثی شنیده است را نزد من بیاورید. می خواهم از او حدیثی بشنوم.
به هارون گفتند: دیگر در این زمان بعد از حدود یک قرن و اندی بعید است کسی باشد که مستقیم از خود پیامبر کلامی شنیده باشد.
هارون گفت: بگردید پیدا کنید.
پس از مدت ها جست و جو پیر فرتوتی را پیدا کردند و او را در سبد و زنبیلی گذاشتند و نزد هارون آوردند. هارون پرسید: پیرمرد تو خود از رسول خدا (ص) حدیث شنیده ای. پیر مرد گفت: بله، جناب خلیفه. من هفت ساله بودم که به اتفاق پدرم خدمت رسول خدا (ص) رسیدیم و من یک حدیث از حضرت شنیدم و دیگر هم او را ندیدم.
هارون خوشحال شد و گفت: کلام پیامبر چه بود؟ پیرمرد گفت:
انسان به مرور پیر می شود و دو صفت در او جوان می گردد حرص و آرزوی طولانی (بحارالانوار، ج 70، ص 22)
او را در سبد خود گذاشتند و از تالار خارج کردند. پیرمرد به مأموران گفت: من را برگردانید، با خلیفه کاری دارم. گفتند: دیگر نمی شود. شما وقتت تمام شد. گفت: هنوز که از قصر خارج نشدیم، از شما خواهش می کنم من را برگردانید کاری دارم.
وقتی او را برگرداندند، پیر مرد به هارون گفت: جناب خلیفه می خواستم بدانم این سکه های طلا فقط برای همین یک بار بود، یا جیره هر ماه من است. هارون شروع کرد به خندیدن و گفت: انسان به مرور پیر می شود و دو صفت در او جوان می گردد حرص و آرزوی طولانی...
پیر مرد، من گمان نمی کردم تو تا همین در قصر زنده بمانی و فرصت استفاده از همین یک کیسه طلا را پیدا کنی. حال تو حرص ماه های آینده را میزنی و آرزوی آن را داری؟!
بله، پیری دوران ثبات و استحکام خصلت ها و ملکاتِ منفی است. اگر کسی بخواهد کاری کند، باید از همین جوانی شروع کند که بعدها حسرتش را نخورد.
برشی از کتاب ( احتضار و عالم قبر )سرنوشت انسان
ویرایش توسط سحر بهاری : چهارشنبه 06 اسفند 99 در ساعت 19:36
gholam1234 (چهارشنبه 06 اسفند 99), Mvaz (چهارشنبه 06 اسفند 99), Pooh (پنجشنبه 07 اسفند 99)
تشکرشده 2,261 در 917 پست
تشکرشده 2,261 در 917 پست
سلام خانم نیلوفر، بزای من عجیبه که شما از یه واژه اینقدر برداشت و تحلیل کردین. من منظورم از بکاربردن این واژه این بود که آقایون بخاطر مسئولیتی که در قبال همسرشون دارن بابت تامین اقتصادی خانواده، مجبورن هر جور شده یه جوری منابع مالی رو فراهم کنند. حالا بعضی ها این وسط شعل محبوبشون رو پیدا میکنند بعضیام نه. ولی اونی که شعل محبوبش رو پیدا نکرده، باخودش دودوتا چارتا میکنه میبینه اگه من برم شغل محبوبم رو پیدا کنم، منبع مالی خوب رو از دست میدم. این حرفا رو شاید شما خوب درک نکنین. ولی اقایون فک کنم بهتر بتونن درک کنن. خانمها چون مسئولیت مستقیمی بابت تامین منابع مالی خانواده ندارن، خیلی دستشون بیشتر بازه.
متاسفانه مثل ما مثه اون بنده خدایی هست که به ماه اشاره میکنه، ولی اطرافیانش همه به انگشت اشاره طرف خیره شدند. اگه دوستان به مقصود حرف من بیشتر دقت کنن، خیلی بهتر میتونن حرف من رو درک کنن. حالا خانم سون بیشتر تونستن بحث رو باز کنن. منظور من اینه که اگه یه خانم بتونه هم کارای خونه رو مدیریت کنه و هم بره بیرون و فعالیتهای اجتماعی داشته باشه و کار کنه و پول در بیاره (حتی اگه یه قرون از اون پول رو هم خرج زندگی مشترک نکنه و همه رو خرج خودش کنه)، کدوم مردی بدش میاد. ناز شستش ، بره فعالیتهای اجتماعی داشته باشه. ولی ماهیت وجودی خانمها بنظرم برنمیتابه این همه فعالیت برای خانم، واقعا جسمش نمیکشه. بخاطر این میگم کاشکی خانمها یکم در نگاهشون تغییر ایجاد کنن. همه آقایون مخالف فعالیت اجتماعی خانم نیستن (دیگه دور زمونه عوض شده و مثه صد سال قبل نیست). ولی اگه مدت زمان محدودی باشه که خانم، اون ظرافتی که خداوند بهش اعطا گرده رو در محیط خانه استفاده کنه، بنظرم خیلی بهتره.
تشکرشده 417 در 195 پست
آقا غلام
راستش ما خانم ها اونقدرم که شما فکر میکنین ظرافت نداریم :) باور کنین جسممون میکشه! در مقایسه با مادرهای خانه دارمون که حداقل سه چهارتا بچه داشتن بدون هیچ امکانات رفاهی، الان با وجود ماشین ظرفشویی و مایکروفر و سبزی خوردکن و غذاساز و جاروبرقی رباتیک و مواد غذایی نیمه آماده و ... دیگه اونقدرها کار خونه سخت و سنگین نیست. دلیل اعتیاد خیلی هامون به فضای مجازی هم همینه... کلی وقت اضافه میاریم و نمیدونیم باهاش چیکار کنیم.
به جای دسته بندی جنسیتی زن و مرد، بهتره به تفاوت ها توجه کنیم. تفاوت در علاقه ها و استعداد ها و توانایی ... مهم برنامه ریزی و حفظ تعادل برای رسیدن به حال خوب هست. حالا یکی با فعالیت خارج از خونه حس بهتری پیدا میکنه، یکی با خانه داری ... یه نفرم ممکنه هردو رو انجام بده و توانایی ایجاد تعادل رو داشته باشه ... همه اینا توافق بین زن و مرد هست. این تفاوت ففط در مورد خانم ها نیست، بعضی آقایون زمان کمتری رو به کار اختصاص میدن و در کار خونه هم همکاری میکنن. بعضی ها ترجیح میدن تا دیروقت سرکار باشن ... به هیچکدوم نمیشه ایراد گرفت.
من در بین همکارهام این تفاوت ها رو می بینم. خانم هایی هستن که استعداد و علاقه بیشتری نسبت به آقایون برای کار تخصصیشون دارن. آقایونی هم هستن که اونقدرها نمیخوان برای کار وقت بگذارن و دوست دارن بیشتر با بچه هاشون وقت بگذرونن... با برچسب گذاشتن جنسیتی هم جامعه از آدم های متخصص و علاقمند محروم میشه و هم افسردگی و حال بد گسترش پیدا میکنه ...
اون دسته از آدم هایی که شاغل هستن و مدام خانه دار ها رو می کوبن یا برعکس خانه دارن و شاغل ها رو میکوبن ... اونا همونایی هستن که برخلاف علاقه و توانمندیشون دارن زندگی میکنن.
تشکرشده 2,261 در 917 پست
والا من جنسیتی نکردم قضیه رو. گفتم خانم اگه بتونه کار خونه رو انجام بده، کار بیرونم انجام بده ناز شستش. دمش گرم. خیلی هم خوش به حال طرفین میشه. ظرافت رو فکر میکنم خداوند قرار داده برای خانما. ولی اگه میگین اینجوری نیست که دیگه حتما همینجوری هست که شما میفرمایین. خداروشکر تفاوتهای بین مرد و زن از همه ابعاد به کمترین مقدارش رسیده.
تشکرشده 351 در 126 پست
گاهی در کشاکش خستگی روح و جسم، به کتاب شعر دانشگاه سرک میکشم. بخش غزل, شعرهای زیبایی با مضامین زیبایی شناسی و معرفت شناسی داره و نگاه پر از معنایی به وجودیت و ماهیت میده,,,خصوصا اشعار حافظ و برخی از اشعار مولانا و دیگر بزرگان شعر. هر بار هم به سراغش میروم تنها دو یا سه بیت رو ده ها بار میخونم و با هر بار خوندن معنایی دیگه از بین لغات بیرون میکشم. در آخر کار هم حس خوبی بهم دست میده و منو شارژ میکنه درست مثل اینکه عینک رو تمیز کنی عمق جدیدی از مفهوم زندگی رو به آدم هدیه میده...
در همدردی با این ترکیب "شعردرمانی" آشنا شدم. واقعا جای خالی شعر در زندگیمون خالیه و ازش غافل هستیم. مخصوصا که اگر حال اهل ادب رو از نزدیک ببینیم بیشتر متوجهش میشیم.
بهتره بخش شعر درمانی با رویکرد عرفانی بهتر و بیشتر فعال باشه...
gholam1234 (پنجشنبه 07 اسفند 99), Mvaz (پنجشنبه 07 اسفند 99), Pooh (پنجشنبه 07 اسفند 99)
تشکرشده 1,848 در 755 پست
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)