منم چند روزه خیلی دوست دارم کله مو بکوبم به دیوار، واقعا نمیدونم چرا .... ولی واقعا دوست دارم.
تشکرشده 2,261 در 917 پست
منم چند روزه خیلی دوست دارم کله مو بکوبم به دیوار، واقعا نمیدونم چرا .... ولی واقعا دوست دارم.
Mvaz (یکشنبه 13 مهر 99), Pooh (یکشنبه 13 مهر 99), گیسو کمند (سه شنبه 22 مهر 99), الهه زیبایی ها (یکشنبه 13 مهر 99)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
الهه جان، نمیدونم قضیه چیه. ولی هر چی هست دو سه روزی کلا بیخیالش شو. بعد دوباره با ارامش بیشتر برگرد و بهش فکر کن. انشالله هر چی صلاحته پیش بیاد.
آقا غلام، انشالله هر چه هست حل بشه.
gholam1234 (یکشنبه 13 مهر 99), Mvaz (یکشنبه 13 مهر 99), الهه زیبایی ها (یکشنبه 13 مهر 99)
تشکرشده 435 در 224 پست
سلام
امروز تولدم هست
۳۲ ساله شدم
تولدم مبارک
ممنونم از خدا که منو آفرید تا مادر دو تا بچه نازنین بشم
همسر مرد مهربون و با ایمان بشم
و ان شاءالله بنده ی خوبی برای خدا باشم...
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
الهه زیبایی ها (دوشنبه 14 مهر 99), تبسم آسمانی (دوشنبه 14 مهر 99)

تشکرشده 2,656 در 1,207 پست
سلا به دوستان
کسی میتونه این جدول رو برای من تکمیل کنه؟هر کسی جداگانه از دید خودش جواب بده.
پ.ن
دوستانی که درخواست دعا داشتن و یا میبینمشون دعاشون کردم.
تبسم خانم تولدشون مبارک.
ایام نیکو
الهه زیبایی ها (دوشنبه 14 مهر 99), تبسم آسمانی (دوشنبه 14 مهر 99)
تشکرشده 435 در 224 پست
سلام پوی عزیز و رئوفامیدوارم سلامت و شاداب باشید.ممنونم بابت تبریک و دعای خیرتون.
![]()
همه ی انسان ها مشکلاتی دارند منم از این قاعده مستثنی نیستم .
راجب سؤال تون نمی دونم دقیقا ! شاید اگر به جای ازدواج درسم را می خواندم و به یه جایی می رسیدم و عزت نفس و اعتماد بنفس خوبی داشتم و تمرین می کردم حتما خوشحال می بودم . شایدم نه هر روز غر می زدم.
سلام سحر عزیز و مهربون ممنونم بابت تبریک تولد
بابت جدول :
1.نباید تلاش کنم با خشم و عصبانیت حرفم را به کرسی بنشانم
بلکه باید با آرامش و رفتار جرأتمندانه رفتار کنم
2. نباید تلاش کنم که بهترین باشم
بلکه باید سعی کنم از دیروزم بهتر باشم
3. نباید تلاش کنم تا دیگران را از خودم راضی نگه داشته باشم
بلکه باید عادت راضی نگه داشتن دیگران را ترک کنم و عزت نفسم را تقویت کنم
![]()
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
خانم بهاره جون، امیدوارم این پست رو بخونید.
ضمن آرزوی سلامتی یک سوال از شما داشتم
من فکر میکنم شما یک دوره ی خودشناسی خاص رو که حدس میزنم چه دوره ای باشه گذرونده اید.
میخواستم بپرسم واقعا قبل و بعد از دوره به چیزهایی از خودتون پی بردید که گره ها رو براتون باز کنه و واقعا موثربوده؟
بهاره جون (سه شنبه 22 مهر 99)
تشکرشده 2,354 در 759 پست
سلام
خوابم میاد ولی خوابم نمیبره نمیتونم بخوابم چون عصبانی ام ..
.عصبانی از اون دست فروش مترو تا همکار زیراب زنم که
خیلی احتمال میدم اون مانع شد!!عصبانی از خانم تناردیه...از خونه بهم ریخته..اسپری ها شستن ها کرونای کوفت
...این کرونایی شد اون کرونایی شد...اسنپی بد عنق....
ببخشید فعلا فقط اینجارو دارم که غر بزنم تا شاید اروم شم!
صداش مثل سوهان به روحم کشیده میشه با اون صدا و نوع خاص تبلیغش!
جرا هر شب باید تحملش کنم..نمیتونه مثل آدم بگه حراج باید ۴تا تشدید بذاره روش!! نگاش میکنم گوش میکنم منتطرم تا برسه به کلمه حرّاج!!انگار سوهان کشیدن به روحم!به قیافه اس هم آلرزی پیدا کردم...
همکارم نمیخواست من سمت دیگه ای بگیرم و یکی رو خودش معرفی کنه...امروز طرفش خبر داد که کرونا گرفته فعلا دوباره معلق موند..خوب شد ....ولی من حرفام و زدم دیگه هر چی بسه خواست خداست راضیم...یعنی خودش و به آب و آتیش زدها!! تابلو شد بدجوری!! برای همه عجیب رفتارش...رئیس میگه نه نمیخوام شما بیای میگه نه من میام!! میگه ادیت میشید میگه نه من بیکارم!تو بیکاری؟! رئیس میگه من خودم منیج میکنم میگه نه نمیشه شیر تو شیر میشه من باید باشم!
یعنی نمکیه ها!!
فقط از سالها بعد میترسم وگرنه عقب وایمیستادم اداهاش و به تصویر میکشیدم .....البته نه ...چون دوستیم .... سالهاست .... احتمالا پشتش درمیومدم....ولی میترسم اینده ام حال حاضر اون باشه....میخوام فکر زمستونم باشم....تا کی میتونم کار کنم؟؟ بدون هیچ امنیتی...آخرش جی میشه...من باید اون کارو بگیرم...خاکش و من خوردم...فردا دستم بند باشه به ی جایی...دوقرون اضافه شه به حقوقم....چرا نامردی میکنه در حقم...چرا تو روش نمیگم پاشو بکشه کنار...چرا انقدر منفعلم...یا شایدم مغرورم که مستقیم درخواست نمیدم...جلوی اون نمیخوام نه بشنوم...در هر دوحالت احمقم....بی عرضه...از دست خودم عصبانی ام.
بعد حالا بیا خونه ناز بکش یکی رو میخوام ناز خودمو بکشه..پرستازی...مریضهای مریضی که بچه از اینها بهتره...
چرا چرا چرا...اونم نشد اینم نشهپس دیگه چی...
Pooh (چهارشنبه 16 مهر 99), شمیم الزهرا (چهارشنبه 16 مهر 99)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
الهه، کاملا دغدغه هاتو درک میکنم.
خوب کردی درددل کردی.
غر زدنات هم قشنگه :)
ولی خب بسپار به خدا.... شاید من توانایی این کارو ندارم. ولی تو داری... تو میتونی بسپاری به خدا...
تو رو نمیدونم. ولی من خودم میفهمم که همه این فشارهای ذهنیم از ترس و بی اعتمادی به تقدیرمه. اینقدر گاهی دلم امنیتِ اعتماد کردن به خدا و تسلیم خواسته اش بودن رو میخواد. ولی نمیدونم چمه که نمیتونم. انگار چیزی مثل «تو خودت باید هدف داشته باشی و براش تلاش کنی تا خدا کمکت کنه» مانعم میشه....
نمیدونم. ولی هر چی میگذره بیشتر حس میکنم این جمله فقط یک فریب اهریمنیه! حس میکنم کلا چیزی رو خواستن و هدفگذاری کردن و براش تلاش کردن، فریب بزرگ عصر ماست ...
الهه زیبایی ها (چهارشنبه 16 مهر 99)
تشکرشده 435 در 224 پست
سلام
الهه ، هر وقت دلت خیلی گرفته ست و خسته از دنیا و آدماش هستی سوره ملک بخون و به شهیدی هدیه کن
برای آقا صاحب الزمان (عج) دعا کن و باهاشون صحبت کن
من اینجوری خودمو آروم می کنم
الهی که خدا قلب مهربونت رو آروم کنه![]()
الهه زیبایی ها (چهارشنبه 16 مهر 99)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)