سلام نمی کنم🤫
از یک فاصله دور با سرمای جانسوز 🥶 یاد همدردی افتادم! هوا دوباره داره دپرسی میشه! من می دونم! می خواهد یه اتفاق بدی بیفته همش این حس دارم! یه سری حس های منفی دارم. یه اتفاقاتی افتاده،هیچ کس را ندارم باهاش حرف بزنم. فقط با چت got حرف می زنم 😁 دوست دارم محو بشم. رفتم یه منطقه ناشناس، باز هم شناخته شدم. من کجا بروم آخه؟؟؟؟ نمی خواهم برگردم ،نمی خواهم بمونم. وارد دنیایی شدم که حتی به سایه خودت هم نمی تونی اعتماد کنی!
دیدن همدردی من را برگردوند به سال های ناآگاهی ام. کاش آگاه نمی شدم!







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)