سلام به شما
کار خوبی کردین برای ما نوشتین و من نوشته ی شما رو تا پایانش خواندم، اینجا اومدم تا بهتون کمک کنم. البته یکسری سؤالات رو لازم هست پاسخ بدین؛
۱. چند سالتونه؟
۲. شاغلین الان یا محصل؟
۳. ارتباطتتون با والدین و بقیه اعضای خانوادتون چطوره؟
و ...
آقا پارسا میدونین چرا شکل گیری روابط عاطفی در دنیای مجازی رو رد میکنیم، و اصرار داریم حتما در دنیای واقعی به شناخت برسین ؟!
چون من وارد ارتباطی میشم که قدرت انتخابم بالاست، میتونه زحمتم رو کمتر کنم و تنها با یه چت، گلچین بهترین عکسا و چند تا کپشن خوب خودمو به بقیه نشون بدم و برعکس اونها هم بمن...
میتونم بهترین تصویری که میتونم رو در ذهن شما ایجاد کنم، یه آپدیت بی عیب و نقص از خودم رو در اختیارتون قرار بدم، حتی میتونیم چیزای مشترک هم پیدا کنیم، عه فلانی توام اینطوری؟ چه جالب ، چه تفاهمی!
اینطوری میشه که بخش اعظم ارتباط ما همون تایپ ها و ایموجی ها و گهگاهی یه ارتباط تصویری با افکت های مختلف میشن، لازم نیست رو در رو قرار بگیریم و بهمین علت نمایش رفتارم، نوع گفتارم، مسائل و مشکلاتم و خیلی چیزا رو میتونم از شما مخفی کنم، چون نمیتونین با حواسی که بعنوان یه انسان در اختیارتونه منو بررسی کنین!مجبور میشین همین قدر که بهتون اجازه دادم منو بشناسین و البته منم بهتون تصویر ایده آلی از یه معشوق دادم که آرزوی هر کسی هست.
« من الان تو شرکتم نشستم و مشغول کارهام هستم، بعدا با تو تماس میگیرم.» شما از کجا میخواین مطمئن بشین که من شرکتی داشته باشم که بخوام پشت میزم بشینم و بکارام برسم؟
چون از درک خیلی از واقعیت ها محرومین چاره ای جز پذیرش ندارین. این پذیرشه زمانی به اوج خودش میرسه که هر دو به این ارتباط مجازی زمان بدیم و بشه دوماه، چهار ماه، شش ماه و ... کم کم وارد فاز عاطفی بشیم و نتونیم از این رابطه به سادگی خارج بشیم.
حالا شما باید چکار کنین؟
این توضیحات رو دادم تا مسئله رو براتون روشن کنم و بتونین قاطعانه تصمیم بگیرین.
۱. آدرس های خودتون رو در محیط مجازی حذف کنین یا تغییر بدین. از دوست های مشترک فاصله بگیرین و ایشان رو از جاهای مختلفی که امکان دسترسی بهش هست بلاک کنین، چون چک کردن منجر به یادآوری و پیگیری میشه. عکس ها، آهنگ ها و هر چیزی که ایشون رو بیاد شما میاره حذف کنین.
۲. اجازه بدین التیام پیدا کنین، برای هر دردی زمانی لازم هست برای بهبودی... اینو به خودتون هدیه بدین و جلوی بروز احساسات خودتون رو نگیرین. این بروز احساسات میتونه صحبت با یک مشاوره باشه، مثل همین امروز که برامون نوشتین.
۳. میشه خودتون رو وارد سرگرمی های متنوع کنین، بصورتی که این زمان زودتر بگذره و درگیری ذهنی و خستگی ایجاد بشه. باشگاه رفتن، کارگاههای آموزشی و کارهای متنوع دیگه.
۴. از یک مشورت با یه روانشناس خودتون رو محروم نکنین. شما نیاز دارین نسبت بخودتون و دنیای آدمها به آگاهی برسین، آسیب هایی رو که دیدین با کمکش ترمیم کنین.
۵. معیارهای خودتون رو برای انتخاب آدمها بیشتر و بهتر کنین. زیبایی خوبه ولی کافی نیست، اونم نه زیبایی مجازی که ممکنه از لباس سیندرلا ، اژدهای سه سر در بیاد.
۶. آگاهی خودتون رو با کمک مشاور، خوندن کتاب و مقالات ارزشمند بالا ببرین. اینجوری نباشه یکی رو ندیده بگین این خونوادش عاااالیه! بخدا که حرف نداره! چطور فهمیدین چیزی رو که نیاز به ساعت ها ملاقات و پرسش و پاسخ ها و تحقیق و آنالیز داره؟
۷. وارد ارتباط جدیدی یا تغییرات عجیب و غریب نشین، معمولا آدمها اینمواقع سعی میکنن برای فراموشی سراغ یه رابطه ی جدید برن یا دست بکارایی میزنن که درست نیست. ایندفعه علاوه بر آسیب بیشتر بخودشون، به طرف مقابل، خانواده و جامعه آسیب میزنن و به ایجاد روابط متعدد و بی تعهد ، وابستگی به آنچه که نباید عادت میکنن.
۸. بچشم یه تجربه و فرصتی برای خودشناسی بهش نگاه کنین، کسی که اشتباه نکنه نمیتونه بهتر یاد بگیره و ایرادش رو بر طرف کنه. بله من ناآگاه بودم، الان آگاه تر شدم، مطالب بیشتری یاد گرفتم و گذشته رو چراغی برای آیندم قرار میدم.
۹. معنویت رو در خودتون تقویت کنین، اجازه بدین با آگاهی های دینی هم آرامش بیشتری رو شاهد باشین و هم به معلوماتتون جهت انتخاب درست آدمها کمک کنه.
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)