نقل قول نوشته اصلی توسط ويولت نمایش پست ها
ديشب انقدر از دستش خشمگين بودم دلم ميخواست يكي بگيره تا ميخوره بزنتش تا من خنك شم تا ببينه منو چرا منو نميبينه چرا ديگه بهم علاقه نداره من هيچ كاري ازم بر نمياد خواهشا دركم كنيد اونكه درك نميكنه اينجام ازم نا اميد شدين .
شما فقط خودتون رو میبینین، برید و جای همسرتون بشینید.
از دریچه چشم اون تو این شش سال زندگی رو ببینین، شاید بهش حق بدین.

چه اینایی که برای ما نوشتین و چه مطالبی که اشاره نکردین یا فراموش کردین ؛ ↓

نقل قول نوشته اصلی توسط ويولت نمایش پست ها
زندگي مشتركمون اوج گرفت ترس از بيماري از اين دكتر به اون دكتر و رفتاراي وسواسي نه كه اون خيلي پايه بود ولي تحمل ميكرد.
نقل قول نوشته اصلی توسط ويولت نمایش پست ها
مشكلم باعث شد كارم رو از دست بدم و مدتي افسرده بودم الان دوباره يه ساله قوي شدم رو پام با كمك خودش و يه شغل جديد وايستادم .
نقل قول نوشته اصلی توسط ويولت نمایش پست ها
همسرم خيلي هميشه به من انتقاد داشته بيشتر مخرب تا سازنده مثلا تو بي برنامه اي تو بي مسئوليتي و تو هميشه انتظار خدمت ازمن داري ، به اضافه اينكه الان خانوادمم مثل خودم هستن بي مسئوليت و برادرم بچه و طفيلي بهم ميگه فقط خوب حرف ميزنم تا عمل .
نقل قول نوشته اصلی توسط ويولت نمایش پست ها
همسرم قبلا صحبت ميكرد كه من زن زندگي نيستم يعني برنامه ريزي واسه زندگي روزمره ندارم كاراي خونه و نظم خونه رو بهش اشاره ميكردن به خونه رسيدن ميگفت از صبح موندي چي كار كردي؟.
نقل قول نوشته اصلی توسط ويولت نمایش پست ها
ررابط جنسيمون هم خيلي قوي نبود هيچوقت، اگه شرهرم سمتم نميومد منم سمتش نمیرفتم.
نقل قول نوشته اصلی توسط ويولت نمایش پست ها
به غير از رابطه سرد جنسيمون تغيير خيلي محسوسي نياز نميديدم.
نقل قول نوشته اصلی توسط ويولت نمایش پست ها
من كاملا حس ميكردم بعد رابطه مون همسرم فوقالعاده مهربونتر ميشه هي ميخواستم بيشتر بشه ولي گذاشتم اولويت آخر .
نقل قول نوشته اصلی توسط ويولت نمایش پست ها
منن ٧ساعت از ساعت ٤تا ١١شب سرکارم.
نقل قول نوشته اصلی توسط ويولت نمایش پست ها
قبل اين اتفاق حس ميكردم كور بودم خيلي كم يا شايد فكر ميكردم اونم اذيت كرده ولي الان فكر ميكنم منم كه كم گذاشتم.
ما بحثمون این نیست که شما رو درک نمیکنیم یا متوجه نیستیم .
بحث سر این هست همسرتون چرا به اینجا رسیدن و حالا که فهمیدیم چرا، به زمان نیاز دارن. برای همینم عرض کردم شما مسیر تغییر رو ادامه بدید و بذارین همسرتون خودش به نتیجه برسه بدون گریه و التماس، ترحم و ...

واقعا برای التیام زمان، تلاش و از همه مهمتر صبر و آرامش لازم هست.