به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    سلام دوست عزیز ..وقتتون بخیر ؛

    « به تالار همدردی خوش اومدین »

    یه چیزی میخواستم بهتون بگم : تو این مدتی که در تالار همدردی عضو بودم دقت کردم افرادی که عاشق میشن و میان بیان میکنن بیشتر بخاطر این هست که کسی صحبتشون رو فقط گوش بده حتی اگه مشورت خاصی هم نده ...

    من تلاشمو میکنم تا بتونم راهنمایی مناسبی بهتون بکنم ... بیشتر یه جور آگاهی دادنه


    هیچ کس نمیتونه جلوی ورود عشق رو به قلبش بگیره ... یعنی بنظر من کسی نیست که بگه من تمام تلاشمو میکنم تا عاشق نشم .... بالأخره یه روزی و یه جایی این اتفاق براش میافته ... حالا دیر و زودش معلوم نیست ...

    طبیعتا محیط دانشگاه و رفت و آمد این همه دختر و پسر زمینه ساز قوی برای این هست که جوونا از هم خوششون بیاد و این طبیعیه ....بخصوص وقتیکه تا قبل از اون همیشه تو مدرسه و ارتباطشون بیشتر با هم جنس خودشون بوده ...و یکدفعه وارد یک جامعه ی دیگری میشن .

    وقتی اینطوری باشه یه پسر یا دختر در اوایل ورودش به دانشگاه تا یه جنس محالف را ببینه که ظاهر و قیافه ی خوبی داره و یا رفتار های خاصی داره ازش خوشش میاد ... در حالیکه فکر میکنه عاشق شده و دیگه فقط اون رو میبینه ... توی ذهنش فقط اون آدم تداعی میشه ... انگار همه ی ورودی های ذهن آدم بسته میشه و تصور میکنه فقط اون تنها ادمی هست که میتونه عاشقش باشه و دوستش داشته باشه .... با کوچکترین رفتار محبت آمیزی از سمت طرف مقابل فکر میکنه و خیالبافی میکنه که اون هم بهش علاقه منده در حالیکه اینطوری نیست و همه ی این ها فقط فکر و خیاله .... آدم عاشق فکر میکنه که چقدر به معشوقش شبیه هست در حالیکه اینطوری نیست ...با دیدن معشوقش قلبش به تپش می افته ... و همه و همه ی این ها ....

    خیلی از آدما درگیر این احساسات شدن .

    اون دختر خانم همونطور که گفتین رفتار راحتی با بقیه پسرا داره و شما نمیتونید اخلاق کسی رو عوض کنید ... اون دختر در خانواده ای متفاوت با شما تربیت شده ... خودتون میتونید تشخیص بدید که نمیشه اخلاق کسی را عوض کرد در حالیکه ویژگی هاش درونی شده ... یه آدم خیلی سعی کنه بتونه تغییر اندکی فقط در خودش ایجاد کنه ...
    حالا حتی اگر از شما هم بگذریم خانواده تان راضی نیستند .

    یه کم خسته ام دوباره میام.
    در عشق

    اگر طاقت ویرانگی ات نیست
    دلتنگ کسی باش که
    دلتنگ تو باشد . . . !

  2. 3 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (پنجشنبه 13 دی 97), گیسو کمند (شنبه 15 دی 97), نیکیا (پنجشنبه 13 دی 97)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 دی 97 [ 17:39]
    تاریخ عضویت
    1397-10-13
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    124
    سطح
    2
    Points: 124, Level: 2
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 6 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط « 7 » نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز ..وقتتون بخیر ؛

    « به تالار همدردی خوش اومدین »

    یه چیزی میخواستم بهتون بگم : تو این مدتی که در تالار همدردی عضو بودم دقت کردم افرادی که عاشق میشن و میان بیان میکنن بیشتر بخاطر این هست که کسی صحبتشون رو فقط گوش بده حتی اگه مشورت خاصی هم نده ...

    من تلاشمو میکنم تا بتونم راهنمایی مناسبی بهتون بکنم ... بیشتر یه جور آگاهی دادنه


    هیچ کس نمیتونه جلوی ورود عشق رو به قلبش بگیره ... یعنی بنظر من کسی نیست که بگه من تمام تلاشمو میکنم تا عاشق نشم .... بالأخره یه روزی و یه جایی این اتفاق براش میافته ... حالا دیر و زودش معلوم نیست ...

    طبیعتا محیط دانشگاه و رفت و آمد این همه دختر و پسر زمینه ساز قوی برای این هست که جوونا از هم خوششون بیاد و این طبیعیه ....بخصوص وقتیکه تا قبل از اون همیشه تو مدرسه و ارتباطشون بیشتر با هم جنس خودشون بوده ...و یکدفعه وارد یک جامعه ی دیگری میشن .

    وقتی اینطوری باشه یه پسر یا دختر در اوایل ورودش به دانشگاه تا یه جنس محالف را ببینه که ظاهر و قیافه ی خوبی داره و یا رفتار های خاصی داره ازش خوشش میاد ... در حالیکه فکر میکنه عاشق شده و دیگه فقط اون رو میبینه ... توی ذهنش فقط اون آدم تداعی میشه ... انگار همه ی ورودی های ذهن آدم بسته میشه و تصور میکنه فقط اون تنها ادمی هست که میتونه عاشقش باشه و دوستش داشته باشه .... با کوچکترین رفتار محبت آمیزی از سمت طرف مقابل فکر میکنه و خیالبافی میکنه که اون هم بهش علاقه منده در حالیکه اینطوری نیست و همه ی این ها فقط فکر و خیاله .... آدم عاشق فکر میکنه که چقدر به معشوقش شبیه هست در حالیکه اینطوری نیست ...با دیدن معشوقش قلبش به تپش می افته ... و همه و همه ی این ها ....

    خیلی از آدما درگیر این احساسات شدن .

    اون دختر خانم همونطور که گفتین رفتار راحتی با بقیه پسرا داره و شما نمیتونید اخلاق کسی رو عوض کنید ... اون دختر در خانواده ای متفاوت با شما تربیت شده ... خودتون میتونید تشخیص بدید که نمیشه اخلاق کسی را عوض کرد در حالیکه ویژگی هاش درونی شده ... یه آدم خیلی سعی کنه بتونه تغییر اندکی فقط در خودش ایجاد کنه ...
    حالا حتی اگر از شما هم بگذریم خانواده تان راضی نیستند .

    یه کم خسته ام دوباره میام.
    مرسی ازینکه توجه کردین خیلی خیلی ممنونم
    در مورد رفتار اون بگم که اول اینجوری نبود و خانوادش هم فکر میکنم مذهبی ان اوایل با پسرا دست نمیداد و فکر میکنم اینکه الان اینطوری شده به خاطر جو دانشگاس و فشاری که اکثریت غیر مذهبی میارن ولی باز نسبت به خیلیا واقعا بهتره و تا حدی حد و حدود رو رعایت میکنه ولی میترسم بدتر شه
    در مورد حسم به اون من اوایل مطمئن نبودم فکر میکردم فقط یه حسیه که از غریزه جنسی میاد بیرون و اگه بی توجهی کنم بهش تموم میشه ولی نشد
    بعد خیلی از شک و تردیدام که این دوست داشتن پایدار میمونه یا نه و اینکه بهتر بتونم بشناسمش زمانی حل میشه که بتونم بهش نزدیک تر شم ولی به خاطر خجالت و به خاطر فضایی که توشم و اون توشه نمیتونم خیلی بهش نزدیک شم من نمیتونم فضایی که با رفیقای مذهبی خودم دارمو ترک کنم و بیشتر زمانمو با اون که اکثرا با غیر مذهبی های دانشگاس بگذرونم و دوست هم ندارم و از خودم میترسم که رفتارم به ناچار توی اون جمع تغییر کنه مث خیلیا که اوایل اومدن دانشگاه نماز میخوندن محرم نامحرمی رعایت میکردن ولی الان که سه ترم گذشته کاملا تغییر کردن البته میدونم همچین تغییری تا این حد برام نمیوفته ولی خب نمیتونم بهش نزدیک شم
    گیر افتادم نمیدونم با این حسم چه کنم

  4. 2 کاربر از پست مفید h97 تشکرکرده اند .

    miss seven (پنجشنبه 13 دی 97), p30better (پنجشنبه 13 دی 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.