بسیار ممنونم از شما طاهره خانم. حرفاتون رو تماما قبول دارم (غیر از بحث بردگی البته. مبحث نیازهای روانی رو هم راستش متوجه نشدم چی رو شناخت ندارم) ولی باقی صحبت هاتون رو کاملا قبول دارم رفتار من نقص و ایرادهای بسیاری داره هنوز با وجود اینکه سعیم رو هم میکنم تغییرشون بدم. متاسفانه شرایطی پیش میاد که نمیتونم درست و اونجوری که میخوام و میدونم صلاح هست رفتار کنم. مثلا پنج شنبه نتونستم طاقت بیارم و نیمه شب رفتم زنم رو برگردوندم خونه و چون پدر مادرش باهام دعوا کردن منم باهاشون دعوام شد در حالی که یکسال بود واقعا با همه اختلافاتی که با هم داشتیم من باهاشون کنار می اومدم. متاسفانه اونا منو تهدید کردن که طلاق دخترشونو میگیرن و منم مجبور شدم تهدیدشون کنم که دیگه نمیذارم دخترشون رو ببینن (همچین قصدی هیچ وقت ندارم) نمیخواستم اینجوری رفتار کنم و فقط میخواستم زنم رو برگردونم ولی شد. یا مثلا تو ماشین خانمم رفت عقب ماشین نشست و تا تهران گریه کرد من عصبی شدم و خوب رفتار نکردم دیروز صبح تا ظهر باهاش تو دعوا بودم اون گریه میکرد و ازم فاصله میگرفت میفهمم که من باعث رعب و وحشتش هستم و از خودم هم بیزار میشم در این مواقع ولی نیت و قصد اذیت کردنشو واقعا ندارم. البته الان باهام آشتی کرده ولی میدونم ناراحته و این درگیری ها منو واقعا و شدیدا ناراحت میکنه و دلم میخواد درستش کنم.
درسته من ابتدا دچار این سوتعبیر بابت مبحث جرئت ورزی بودم که یعنی کسی که دل و جرئت نداره و این پیش زمینه ذهنی برام وجود داشت که مبحث جرئت ورزی و انفعال به کار من نمیاد البته صبا خانم برام توضیح دادن سوتعبیرم برطرف شد. اشتباه بعدیم فکر میکنم در مورد این دو تا تاپیک این بود که من پست های خانمهارو هم میخوندم و باعث میشد نتونم روی مسئله خودم تمرکز کنم و مقایسه میکردم میدیدم رفتارهاشون خیلی با من متفاوته و نمیتونستم ارتباط بگیرم با نوشته ها. یکم سرحال تر بشم یکبار دیگه از ابتدا شروع میکنم تاپیک هارو مطالعه کردن و این بار فقط پست های جناب سای رو میخونم. متشکرم از شما و توضیح کاملتون و وقت باارزشی که برای بنده میگذارید.
پیشاپیش قدم نو رسیده تون رو هم تبریک میگم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)