ببینید دوست نازنینم،
شما دارای ذهنی باهوش با کارکردهای منطقی ، جدی ، عملگرا و البته نتیجه محور (این آخری، آفت های خودش را دارد) هستید که کمک می کند تا نسبت به همه چیز از جمله تشخیص اشتباهات و تصحیح اونها حساس ، مشتاق و مصمم ظاهر بشید. در ضمن قلب بسیار رئوف و مهربان و شخصیتی غالبا منصف دارید و در عین حال فوق العاده مسئولیت پذیر و محکم هستید بویژه نسبت به نزدیکان و کسانی که قلبا دوستشون دارید هرچند در این قسمت حس مسئولیت شما گاهی از حد لزوم تجاوز می کند تا جایی که حتی باعث نادیده گرفتن حقوق فردی اونها و بروز کنش های بعضا آسیب رسان نسبت به طرف مقابل می شود .البته به نظر بنده این ربط مستقیم دارد به نیازهای روانی ،ریشه ای و درونی شما که متاسفانه شناخت مناسبی از اونها ندارید..
لذا با توجه به این ویژگیها در ابتدا بنده تاپیک های مربوط به انفعال و جرات ورزی رو پیشنهاد و تاکید کردم بویژه پست های sci عزیز رو مد نظر قرار بدید، چون به نظرم واجد بسیاری از نکات کاربردی مورد نیاز شما بود .(اعم از تکنیک گفتگو شامل چگونه یک شنونده و یک گوینده موفق باشیم،اصول همدلی، روشهای اعتبار بخشیدن به طرف مقابل، فرایند شناخت و اصلاح خطاهای شناختی و ..) اما شما به هر دلیلی به این نتیجه گیری تقریبی رسیدید که احتمالا راهکارهای مطرح شده فاقد امکان تطبیق دقیق با شرایط شما بوده و کارامدی لازم برای بهبود روابط شما و خانمتون رو ندارد .. در حالی که از نگاه کلی، تمام تکنیک ها و فرایندهای ارائه شده از طرف آقای sci جنبه ی همه گیر و کلی دارد و هر کسی بنا به شرایط خود می تواند از الگوهای مطرح شده برای کسب و یا تقویت مهارت های ارتباطی خود بهره ببرد. توجه داشته باشید که در این پروسه نیاز نیست همه چیز ، نعل به نعل با شرایط شما تطبیق داشته باشد. از طرفی نیز در اختیار بودن همه این اطلاعات استاندارد و مرجع در یک پکیج، به شما کمک می کند که وابسته به نظرات فرد یا افرادی (مثل بنده که به هر حال روانشناس یا مشاور نبوده و صرفا بنا بر تجربیات و دانسته های خود نظرمان را مطرح می کنیم ) نبوده و در مواقع بحرانی بتونید مستقلانه،با خلاقیت و ابتکار و با تکیه بر اصول کلی ، مدیریت شرایط خود رو به دست بگیرید..
برادر خوبم ،
در نظر داشته باشید که دوست داشتن و عاشق بودن اگر به احساس مالکیت آلوده شود دیگر معنای عشق نخواهد داشت بلکه در حد بردگی تنزل درجه یافته و ارزشهای ذاتی خود را از دست می دهد. ازدواج وقتی به یک روابط رضایت بخش ختم می شود که هر دو طرف رابطه ضمن احساس مسئولیت نسبت به خوشبختی طرف مقابل و تعهد به زندگی مشترک، احساس آزادی داشته باشند و ضمن حفظ تفاوتهای شخصیتی،به استقلال فردی یکدیگر احترام گذاشته و از تفاوتها پلی بسازند برای استحکام رابطه.اینکه دو نفر تلاش داشته باشند ثابت کنند یکی از دیگری بهتر است ، قوی تر است، بیشتر می فهمد، یا رئیس است و دیگری باید و باید حرف شنوی داشته باشد جز اتلاف زمان و انرژی و هدر دادن فرصتهای طلایی (که به جای تشدید اختلافها می توانند به ایجاد نزدیکی ، آرامش و رضایت بین ما کمک کنند )به سرعت از دست می روند نخواهد داشت. ضمن اینکه یکی از مشکلات اساسی زندگی مشترک این است که مرد و زن قبل از ازدواج فکر می کنند که می توانند همدیگر را تغییر بدهند. در حالی این اشتباه است.. همونطور که می دونید شما صرفا می توانید از طریق ایجاد تغییر در خودتان، روی طرف مقابل تاثیر گذار باشید و لاغیر ..
و در نهایت ،
به خاطر این همه تاخیر عذرخواهی میکنم. راستش ما در یک هفته تا ده روز آینده منتظر تولد کوچولومون هستیم و این ممکنه کمی تاثیر بزاره در کم و زیاد حضور بنده در اینجا و گرنه من پیامهای شما رو دو روز پیش دیدم و در این دو روز سعی کردم مطالبی که احساس می کنم نوشتنشون می تونه برای شما مفید باشه رو جمع بندی کنم و مطمئن باشید که واقعا با تمام وجود دوست دارم حضورم حداقل برای شما مفید و سازنده باشه.
برادرم ،
مطمئنم اراده ی شما و تلاشهای شما برای ایجاد یک زندگی خوب در کنار همسرتون بی نتیجه نخواهد بود. هر چند وقتی با رویه ای خلاف آنچه دوست دارید رویرو میشید خستگی این همه تلاش به جان می شینه اما به خودتون و همسرتون اعتماد کنید و به ناامیدی اجازه ی تاثیر گذاری ندید.
دوستتون دارم و می دونم که موفق می شید.![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)