ممنونم صبا خانم از راهکارتون. در دعواهایی که خیلی شدید نیست و من میتونم خودم رو کنترل کنم بسیار مفید واقع شد راه حلتون. خودش تلاشی نمیکنه از این راه نوشتن رو تخته بریم ولی من که شروع میکنم استقبال میکنه. از پیشروی دعواهامون جلوگیری میکنه. ولی استارت زدن و کنترل بحث به این شیوه با خودمه اون اصلا کنترلی روی دعواها نداره یا اینکه بخواد حتی سکوت کنه. میتونم بگم یکم مشاجراتمون چند روز اخیر خداروشکر کمتر بود شاید حدود یک چهارم کمتر شده باشه. ولی در یه سری مسائل، شدید در حد چیزی طرف هم پرت کردن و در بهم کوبیدن و قهر و گلاویز شدن و من بکش اون بکش هنوز دعوا داریم. الان دو روز هم هست که من باهاش سر اشتباه بدی که کرده کمی سرسنگین شدم از یه دعوای خیلی شدید دراومدیم. پذیرش و کوتاه اومدن تو همه چی در حرف کار ساده ایه در عمل بسیار مشکل و گاهی هم در یه سری مسائل مهم از نظر من غیرمنطقی و نادرسته.
طاهره خانم من تاپیک هارو مطالعه کردم (تموم نشده هنوز چون با خودم در کلنجارم ولی بیشترشو خوندم) ولی هنوز نتونستم خودم رو متقاعد کنم به راهنمایی شما نیاز دارم. سیاست های بسیاری توشون بود ولی سیاست ها بیشتر زنانه بودن به نظرم. من که لباس خوشگل بپوشم خانمم توجهی به حرفم نداره. مثال هایی که در اون تاپیک ها اومده هم با شرایط من خیلی متفاوته شاید چون تاپیک ها متعلق به دو خانم هستن و مشکلات من و طرز برخوردم خیلی باهاشون فرق داره من زیاد نتونستم باهاشون ارتباط برقرار کنم. من آروم حرف نمیزنم مشکل اعتماد به نفس ندارم حرفمو مستقیم میتونم بگم صراحت دارم حقوق فردیمو میدونم اهل قهر و این مسائل هم نیستم نهایتا از دوستان اینجا یاد گرفتم در ناراحتی یکم سرد برخورد کنم باهاش. مواردی که مثلا من به خانمم اجازه میدم اون جای هردومون یا حتی جای من تصمیم بگیره مواردیه که برای خودم اهمیت چندانی نداره مثل اینکه بین دوتا رستوران کدوم رو انتخاب کنیم. یا اینکه به من بگه چی بپوشم من به سلیقه ش خیلی اعتماد دارم و معمولا وقتی جای مهمی بخوایم بریم یا جلسه و ملاقات مهمی داشته باشم خودم ازش نظر میخوام. اینجوری نیست که مثلا خودم چیز دیگه ای رو بخوام بعد بخاطر اون از حق خودم که برام مهمه بگذرم.
البته مواردی هم هستن که اینکارو میکنم ولی بازم احساس نمیکنم در حقم اجحاف شده بیشتر فکر میکنم مسائلیه که برای خانمم خیلی مهم تره و برای من زیاد نه که نتونم بگذرم. مثلا اگه پیشنهاد من رفتن به سینما باشه پیشنهاد خانمم تئاتر من بلیت تئاتر میگیرم چون برام فرقی نمیکنه این دوتا با هم بهرحال وسط جفتش میخوام بخوابم. ولی اگر مثلا قرار باشه عصر بریم دندون پزشکی شب بریم مهمونی خانمم بگه امروز بخاطر مهمونی نریم دندون پزشکی من قبول نمیکنم و باید کاری که خودم میگم انجام بشه.
موارد شبهه برانگیز که من منفعل هستم اینه که مثلا دوست ندارم یه سری از نیازهامو بهش بگم یا کلا دوست ندارم خیلی کاری برام انجام بده. یا اینکه خودم رو مسئول احساس شادی و خوشبختیش میدونم. یا اینکه اگه یه چیز کوچیک ازش بخوام مثلا در حد اینکه چایی بخوام برام بیاره با زبون خوش میگم اکثرا نمیاره و منو مجبور میکنه تند رفتار کنم. نمیدونم این واقعا بخاطر اینه که من رفتارم ایراد داره جرئت مندانه بلد نیستم رفتار کنم یا اون مثلا از چیزی ناراحته یا داره با من لج میکنه یا چون خیلی سر اینکه رئیس تو خونه کیه دعوا داریم با من مقاومت میکنه. نمیتونم بفهمم این مسئله رو.
بحث درخواست کردن هم همین طور. من که خب به خانمم هیچوقت نمیگم مثلا میشه بریم خرید! حرفمو خیلی راحت میگم ولی اومدم اون چند مرحله ای که تو تاپیک ها بود رو برم برای درخواست کردن یکیش این بود وقت برای صحبت کردن بگیرم زنگ زدم دیروز بهش گفتم شب ساعت ده صحبت کنیم پشت تلفن گریه افتاد!! فکر کرد چون واسه دعوای پریشبمون هنوز عصبانیم میخوام دادگاهیش کنم مثلا. بدتر استرس گرفت که دوباره میخوام باهاش دعوا کنم مجبور شدم بیخیال بشم و بگم اصلا هیچ جلسه ای نداریم تا آروم بشه. (کلا درخواست کردنم خیلی ایراد داره)
طاهره خانم من برای شما دو پیام خصوصی ارسال کردم در این زمینه ها چون سوال و ابهام داشتم در مورد رفتار جرئت مندانه و بحث انفعال و بیان درخواست نمیدونم دیدید یا خیر. اگر براتون مقدوره و فرصتشو دارید چه اینجا چه خصوصی بنده رو راهنمایی بفرمایید بسیار ممنونتون میشم. تشکر








علاقه مندی ها (Bookmarks)