
نوشته اصلی توسط
سینای تنها
با سلام. در ابتدا از خانم sahar66 تشکر می کنم که با حوصله وقت گذاشتند و پاسخ من را دادند. ظاهرا تاپیک قبلی من رو هم مطالعه فرمودید. اما رابطم با دوست دختر قبلی چیزی بیش از ارسال پیامک بود. ما چندین بار بیرون رفتیم. جاهایی مثل پارک، سینما، رستوران و ... تا اینکه یک بار یه دفعه گفت با پسر دیگری در ارتباط هست و من هم همون موقع تصمیم به قطع رابطه گرفتم. اما دوباره خودش با من تماس گرفت و حتی اصرار کرد که بیرون بریم. منم فکر کردم شاید وقتی گفت با پسر دیگه ای در ارتباط هست می خواسته من رو امتحان کنه ببینه چقدر بهش علاقه دارم. خلاصه من هم دوباره اشتباه کردم و رفتم. بار آخر د. هفته تموم اصرار می کرد بریم سینما و بعدش شام. منم سرم شلوغ بود. نمی رسیدم. هوا هم سرد بود گفتم شاید برف بیاد. گفت امیدوارم برف بیاد تا تو برف قدم بزنیم. حتی فیلمشم انتخاب کرد. منم به خاطر ایشون کارم رو عقب انداختم... اما درست صبح روز بعدش بهم پیام داد که من با کسی در ارتباطم و نمی تونم بهش خیانت کنم! منم بهش گفتم تازه الان یادت اومد با کسی در ارتباطی؟ اونم گفت دوست پسرم خبر داشته با تو می رفتم بیرون و این چیزا تو خانواده ما طبیعی هست! دست آخر فهمیدم پسره اومده خواستگاریش و قرار با هم از ایران برن. ظاهرا از مدت ها قبل هم دوتایی واسه مهاجرت اقدام کرده بودن و حالا که اسمش در اومده من رو کنار گذاشته بود.... حالا بگذریم که منم یه زمانی قصد مهاجرت داشتم و شرایطم از هر دوتاشون رو هم بهتر بود..... دست آخرم من رو بلاک کرد و دیگه جوابم رو نداد.... مدعی بود نامزدش راضی نیست و این کار حرامه.... البته قبلش چندتا دعوای درست و حسابی باهش کردم و اشکش رو هم درآوردم.... خلاصه به بی رحمانه ترین شکل ممکن من رو کنار گذاشت و من مدت ها در بهت، نفرت، حسادت و .... غوطه ور بودم. البته ایشون قرص اعصاب هم مصرف می کرد و حتی یه بار دست به خودکشی هم زده بود.... به طور مفصل در تاپیک قبلی توضیح دادم..... از خدا می خوام برای ابد فراموشش کنم.... حتی حاضر نیستم نفرینش کنم.... فقط می خوام فراموشش کنم و یک نفر پیدا کنم کنارش آرامش داشته باشم.....
علاقه مندی ها (Bookmarks)