نقل قول نوشته اصلی توسط sahar.66 نمایش پست ها
سلام آقا سینا
درباره دختر خانمی که اول دیدین مطلبی رو عرض کنم.
ایشان جسته و گریخته با شما ارتباط داشتن و این ارتباط در ذهنتون مونده چون کسی تو زندگیتون نبوده و منبعی احساسی نداشتین. نمیشه با دو تا پیامک رد و بدل کردن درباره نیات افراد اطلاع حاصل کنیم، یا بهشون دل ببندیم.
زمانی که فرمودین از قبل جدا شدین من فکر کردم روزهای رؤیایی و رمانتیکی با هم داشتین، حرف های عاشقانه و کلی قول و قرار..‌اما چنین چیزی نبوده .پس دوست دخترتون نبوده و همون همکلاسی بوده... شما خیلی بال و پر به موضوع دادین.
من بشخصه خیلی نمیپسندم دختری خیلی پیگیر باشه و پیامک بازی کنه و شماره بخواد چون کمی متانت و وقار برای هر دختری لازم هست.جزوه گرفتن یک بحث و ارتباط بحثی دیگست.

با سلام. در ابتدا از خانم sahar66 تشکر می کنم که با حوصله وقت گذاشتند و پاسخ من را دادند. ظاهرا تاپیک قبلی من رو هم مطالعه فرمودید. اما رابطم با دوست دختر قبلی چیزی بیش از ارسال پیامک بود. ما چندین بار بیرون رفتیم. جاهایی مثل پارک، سینما، رستوران و ... تا اینکه یک بار یه دفعه گفت با پسر دیگری در ارتباط هست و من هم همون موقع تصمیم به قطع رابطه گرفتم. اما دوباره خودش با من تماس گرفت و حتی اصرار کرد که بیرون بریم. منم فکر کردم شاید وقتی گفت با پسر دیگه ای در ارتباط هست می خواسته من رو امتحان کنه ببینه چقدر بهش علاقه دارم. خلاصه من هم دوباره اشتباه کردم و رفتم. بار آخر د. هفته تموم اصرار می کرد بریم سینما و بعدش شام. منم سرم شلوغ بود. نمی رسیدم. هوا هم سرد بود گفتم شاید برف بیاد. گفت امیدوارم برف بیاد تا تو برف قدم بزنیم. حتی فیلمشم انتخاب کرد. منم به خاطر ایشون کارم رو عقب انداختم... اما درست صبح روز بعدش بهم پیام داد که من با کسی در ارتباطم و نمی تونم بهش خیانت کنم! منم بهش گفتم تازه الان یادت اومد با کسی در ارتباطی؟ اونم گفت دوست پسرم خبر داشته با تو می رفتم بیرون و این چیزا تو خانواده ما طبیعی هست! دست آخر فهمیدم پسره اومده خواستگاریش و قرار با هم از ایران برن. ظاهرا از مدت ها قبل هم دوتایی واسه مهاجرت اقدام کرده بودن و حالا که اسمش در اومده من رو کنار گذاشته بود.... حالا بگذریم که منم یه زمانی قصد مهاجرت داشتم و شرایطم از هر دوتاشون رو هم بهتر بود..... دست آخرم من رو بلاک کرد و دیگه جوابم رو نداد.... مدعی بود نامزدش راضی نیست و این کار حرامه.... البته قبلش چندتا دعوای درست و حسابی باهش کردم و اشکش رو هم درآوردم.... خلاصه به بی رحمانه ترین شکل ممکن من رو کنار گذاشت و من مدت ها در بهت، نفرت، حسادت و .... غوطه ور بودم. البته ایشون قرص اعصاب هم مصرف می کرد و حتی یه بار دست به خودکشی هم زده بود.... به طور مفصل در تاپیک قبلی توضیح دادم..... از خدا می خوام برای ابد فراموشش کنم.... حتی حاضر نیستم نفرینش کنم.... فقط می خوام فراموشش کنم و یک نفر پیدا کنم کنارش آرامش داشته باشم.....
اما در مورد گزینه دوم (خانم دکتر) که خانم sahar66 پیشنهاد دادند باید بگم من برخلاف بعضی پسرها خیلی دوست دارم همسرم تحصیل کرده باشه و اگه از من بالاتر هم باشه بهش افتخار می کنم چون می تونم با افتخار بگم همسرم تحصیل کردست. اما چون در یک محیط مذهبی رشد کردن و پدرشون هم روحانی هستند نگرانم شاید اون طور که باید نتوانند نیازهای عاطفی من رو برآورده کنند. خانواده بسیار ساده ای هستند و اتفاقا خیلی هم خوب هست چون بعدا با دار و ندار من می سازند. ایشون هم طبعا چادری و با ظاهری بسیار ساده هستند. شرمندم این حرفو اینجا می گم اما من دوست دارم همسرم به خودش برسه، آرایش کنه و لباس های خوب بپوشه (البته جلوی من...نه نامحرم) و برای من ناز و کرشمه بیاد (شرمنده این قدر صریح می گم). اما چون در یک محیط مذهبی بزرگ شده و سنشم یه کم بالاست می ترسم از این کارا بلد نباشه. یا دوست دارم دست هم رو بگیریم تو پارک قدم بزنیم، بریم سینما..... اما راستش نمی دونم یه دختر چادری که پدرش هم روحانی هست حاضره همچین جاهایی بیاد.... متاسفانه رابطه قبلی که داشتم باعث شده بخشی از اعتقاداتم رو از دست بدم.... چون ایشون راحت با پسرا گرم می گرفت و همه جا می اومد و بعضی وقتا عکس سرلخت از خودش تو تلگرام می ذاشت.... می دونم این حرفم درست نیست اما گاهی فکر می کنم دخترای چادری و مذهبی نمی تونن نیازهای عاطفی همسرانشون رو برآورده کنند.... هرچند این تفکر درست نیست و خیلی از پسرها آرزوشن هست که با یک دختر ساده زیست اونم با مدرک دکتری وصلت کنن....من هم حداکثر سعیم رو می کنم تا رابطه قبلی رو فراموش کنم و دوباره اعتقاداتم رو بدست بیارم.... حالا می فهم چرا میگن روابط قبل ازدواج خوب نیست چون اگه گیر آدم بد بیفتی همه چیزتو از دست می دی