به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 126

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    ممنون از این همه لطف و مهربونیتون نمیخواستم دیگه پستی بذارم ولی درست ندیدم در برابر این همه محبتتون ساکت بمونم. بخصوص که سوتفاهم شده که من از اینجا یا کسی ناراحتم!


    صبا خانم شما چرا عذاب وجدان داشته باشین؟ مگه تقصیر شماست که من اینجوریم؟ شما خیلی هم به من کمک کردین هم این تاپیک هم قبلی و دستتونم درد نکنه. خیلی باید بی چشم و رو باشم که قدر کمک هاتون رو ندونم. از دست خودم ناامید شدم. دقیقا همین دوخط آخرتون بود که یه آن حس خیلی خیلی شدید ناامیدی و ناتوانی بهم دست داد که من که نمیتونم شخصیتمو عوض کنم و اونم که داره اذیت میشه طبق رفتارهای خودش، گریه هاش، شکایت هاش اینجا هم بهم اینجوری میگن دیگه پس هیچ کاری نمیتونم بکنم. من حتی نفهمیدم اینجا میگن بهش مسئولیت بدم یعنی چی! مجبورش کردم سه روز خونه م کار کنه گریه میکرد میگفت مگه من کوزتم بازم حالیم نمیشد که زدم جاده خاکی و کارم غلطه فکر میکردم دارم درستش میکنم. همون موقع که جوابتونو مینوشتم داشت بغل گوشم گریه میکرد و احساس شکست میکردم که عرضه ندارم حتی اشکشو بند بیارم و دارم فقط ناراحتش میکنم و هیچی دیگه فایده نداره.
    الان متوجه حرفتون شدم. درست میگین من توقعم در حد توان زنم نیست و خیلی زیاده براش. فقط اگه کامل ولش کنم خوشحال میشه. یعنی هیچ توقعی نداشته باشم ازش!


    ممنونم آرام خانم از توصیه های خوبتون. راستش 74 تا فلش کارت درست کرده بودم از نکته های این تاپیک و تاپیک قبلی و جلسه های مشاوره امروز همه رو عصبانی بودم ریختم دور. بعضیاشو زده بودم به آفتابگیر ماشینم قبل اینکه برم پیشش میخوندم یادم نره.
    سخته واسم خیلی بچگی کردن گاهی سعی میکنم سرخوش باشم همپای خانمم معمولا تو تعطیلات و مثلا مسافرت موفق ترم ولی باعث نمیشه اون مراقب باشه بازم خودم باید مراقب باشم. وقتی سه چهار سالم بود خیلی کارتون دوست داشتم پدرم نمیذاشت ببینم یه کارتون مقوایی میذاشت جلوم میگفت بشین اینو ببین. الان دیگه از کارتون دیدن بدم میاد و معمولا صداشم عصبیم میکنه. پدر و مادرمم که همیشه با هم درگیر بودن و منم نمیفهمیدم نباید دخالت کنم خودمو مینداختم وسط که به خیال خودم سپر مادرم بشم نمیفهمیدم بدتر میکنم شرایطو اینه که کلا زیاد وقت نکردم بچگی کنم.

    برادرمو مجبور بودم نگه دارم از رو مهربونیم نبود هرکسی دیگه جای من بود همین کارو میکرد امروز هرچی عصبانیت از زنم داشتم سر این بیچاره خالی کردم.

    درست میگین من از زد و خورد دوباره میترسم. وقتی میگه اگه یه بار دیگه منو بزنی میرم به بابام میگم من تو روش بهش میگم که برو همین الان بگو ببینم میخوای چی کار کنی ولی در واقعیت خیلی میترسم از اینکه کسی بخواد از من بگیرتش. نمیخوام فرار کنم ولی احساس قدرت نمیکنم در این مورد.
    برام سخته از نیازهام بهش بگم. نمیدونم چطوری باید بگم!
    من بهش گفتم که هیچ وقت طلاقش نمیدم ولی مجبور نیست با من زندگی کنه و بعد عروسی خونه در اختیار خودشه اگه خواست میرم پیشش نخواست هم من میرم پیش برادرم. وقتی منو تو فضای عمومی قال میذاره و حتی گوشیشم نمیبره که بتونم پیداش کنم و بار اولشم نیست اینکارو داره باهام میکنه یعنی خوشش نمیاد زیاد پیش من باشه دیگه.


    منفور بودن من بین خانمها برام چیز تازه ای نیست که بخواد اینجا اصلا ناراحتم کنه. حداقل ده ساله زن پدرم صاف تو چشام نگاه میکنه میگه حالش ازم بهم میخوره. مادرخانمم با اینکه من خیلی بهش احترام میذارم بی مناسبت هم براش کادو میگیرم و هرچی میگه میگم چشم بازم خیلی وقت ها چپ چپ نگام میکنه. زن پدرمو میدونم بخاطر مشکل من با پسرهاش از من متنفره ولی مادرخانمم همیشه برام مجهول بوده چرا. گاهی فکر میکنم حس شیشم داره میفهمه دخترشو اذیت کردم. انگار منتظره یه خطایی از من علنی ببینه که بتونه مچمو بگیره! بازخورد خانمها اینجا برای من خیلی چیز دور از انتظاری نبوده که بخواد متحولم کنه. فقط قبلا فکر میکردم بخاطر بی محلی خودم به زن هاست اینجا فهمیدم مشکل جدی تر از این حرفاست و به حرف زدنم هم مربوطه.
    من نصف عمرمو دقیقا تا الان کار کردم همه کاری هم تاحالا انجام دادم. رو سکوی نفتی هم رفتم دوره های چهل روزه کار کردم ولی هیچ کاری به سختی تا کردن با یه زن نبوده برام.


    نه بابا قهر چیه خانم پاییزه. شما هرچی گفتین به نیت کمک به من بوده انقدرو میفهمم دیگه. وقتی فکر کردم فایده ای نداره دیگه دلیلی نداشت بخوام ادامه بدم اینجا. از خودم ناراحتم نه از دیگران. نه حتی از خودش.


    ممنونم خانم/ آقای پوه. من مشکلی با اینکه بهم اینجا حتی مستقیم بگن آدم بدیم ندارم کلا اونقدر احساساتی نیستم که این چیزا ناراحتم کنه. آدم خیلی خوبی هم نیستم که اگه اینجوری بگن بهم بگم در حقم بی عدالتی شده! ولی ناامیدی من از ناکارآمدی اینجا نبود خیلی هم اینجا کمک گرفتم ناامیدیم از عدم توانایی خودمه.


    من از نقد منصفانه هیچ کس به رفتارم اصلا ناراحت نشدم و خیلی هم ممنون هستم بابت نقدهای بی غرض. اینجا نیومده بودم که تعریف و تمجید بیخودی بشنوم. حقوق منشیمو زیاد کنم میاد تملقمو میگه. کسیم اینجا غرض ورزانه به من حرفی بزنه تاثیری در ادامه کار من نداره چون کاملا متوجه هدفش میشم. تفاوت نقد از روی دشمنی و نقد به قصد کمک رو میفهمم و اصلا حس نکردم صبا خانم یا دوستان دیگه ای که منو اینجا دلسوزانه راهنمایی کردن قصد محکوم کردن منو داشتن.
    از همه هم خیلی ممنونم که هم راهنماییم میکنین و هم تشویقم میکنین برای تغییر. البته خوب نیست که من خراب میکنم

  2. 11 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    Erica (یکشنبه 08 بهمن 96), Fariba.89 (شنبه 07 بهمن 96), m.reza91 (شنبه 07 بهمن 96), paiize (شنبه 07 بهمن 96), tavalode arezoo (شنبه 07 بهمن 96), گیسو کمند (چهارشنبه 11 بهمن 96), نیکیا (شنبه 07 بهمن 96), محیا ناز (شنبه 07 بهمن 96), آرام 10 (یکشنبه 08 بهمن 96), بارن (شنبه 07 بهمن 96), صبا_2009 (شنبه 07 بهمن 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با مخفی کاری های شوهرم و رمز روی گوشیش چه برخوردی کنم؟!
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: شنبه 05 اردیبهشت 94, 10:24
  2. ایستگاه کنجکاوی ( در مورد نفر قبلیت کنجکاوی کن)
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 شهریور 89, 10:23
  3. عرفان داروی دردهای بی‌درمان
    توسط پندار در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 آذر 88, 00:02
  4. تاثیر بیماری‌های روانی بر الگوی خرید
    توسط Niloo55 در انجمن وسواس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 12 تیر 88, 09:17

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.