سلام نسیم عزیز
خیلی ناراحت شدم وقتی به تالار اومدم و دیدم که مشکلت هنوز حل نشده و پشیمونی و تاپیک جدیدی باز کردی ...
نسیم عزیزم
خب اگر ته دلت راضی به طلاق و اختلاف نیست و دوست داری یه فرصت دیگه به زندگیت بدی در عمل هم اعمال اختلاف انگیز رو متوقف کن دختر خوب !!
باور کن با دادگاه و شکایت و شکایت کشی و حمله و پاتک کار به جاهای خوبی نمیرسه ... اگر هدفت بازگشت به زندگیه باید کاملا از فاز دادگاه و شکایت بیای بیرون ...
عزیزدلم وقتی بچه ها مدام دارن میگن که به وکیلت اعتماد زیادی نکن و جلساتت رو خودت شرکت کن خب واقعا درست میگن ... حتما به این حرفشون گوش کن ...
ببین خود من همین کار رو کردم که در نهایت جریان زندگیم ختم به خیر شد ... هر جا لازم بود جلسه ای باشه خودم شرکت کردم ... همین همدیگه رو دیدن ها خودش کلی فرصت صحبت و بازگشت مهر و محبته عزیزدلم ...
من حتی در آخرین مرحله روز محضر هم خودم رفتم و اونجا وقتی دوستان شوهرم رو دیدم با اولین پیشنهادشون برای وساطت و آشتی سریع نرمش نشون دادم و گفتم با همسرم صحبت کنید اگر ظرف مدت یک هفته مسکن تهیه کنه من همین الان شناسنامه مو پس میگیرم و به زندگیم بر می گردم (چون مشکل من این بود که مدت زیادی بود بلاتکلیف مونده بودم و همسرم برای بازگشتم خونه تامین نمی کرد) ... و از اونجا که حرفم حق بود همه حتی وکیل همسرم حق رو به من دادن و با ایشون صحبت کردن و مشکل به خوبی حل شد ...
و الان یک ماهه که به زندگیم برگشتم و باور نمی کنی دارم کنار همسرم چه آرامشی رو تجربه می کنم ...
خب حالا فکر می کنی اگر به جای من وکیلم اونجا بود قضیه همین شکلی میشد ؟؟ مطمئن باش نه ! تند و تند کارهای طلاق رو انجام میداد و خلاص !!
ببین عزیزم اصلا نگران مخالفت های خانواده ت نباش ... توی اینجور مواقع خانواده ها از سر دلسوزی و احساساتی شدن تصمیمات درستی نمیگیرن معمولا ... خود من هم برای بازگشتم به زندگی با مخالفت های شدید خانواده م مخصوصا پدرم مواجه بودم ... ولی باورت نمیشه الان که به زندگیم برگشتم بیشترین خوشحالی و رضایت رو توی چهره همون پدر می بینم ... باورت میشه ؟؟
پس نگران نباش ... الان همه چیز آشفته هست ولی اگه تو بتونی زندگیت رو به شکل صحیح نجات بدی فردا همون پدر و مادرت پشت سرت میگن چقدر نسیم عاقل بود ... همونطور که پشت سر من گفتن !!
اگر می تونی پای خانواده ها رو کلا بکش کنار و به جاش از دوستان خوب مشترکتون کمک بگیر ... اینطور مواقع دوستان به دو دلیل خیلی خوب می تونن کمک کنن ... یکی اینکه بی طرف هستن و دیگه اینکه همسرت و خصوصیات مثبت و منفیش رو خوب می شناسن و می دونن چطوری باهاش صحبت کنن ... فضا رو تلطیف کن ... یادمه یه بار توی یکی از پست هات نوشته بودی یه زن و شوهری که دوست مشترکتون هستن می خواستن برای آشتی شما دیداری تدارک ببینن ... اگر امکانش هست خصوصی از خانم بخواه این کارو انجام بدن ... و توی اون جلسه روزهای شیرین زندگی تون رو به یاد همسرت بیارن و فضا رو آروم کنن ... و توی همون جلسه بخواه که پشتش با هم برید مشاوره حضوری ... و بقیه مسائل رو در حضور و تحت نظر مشاور حل کنید ... البته باید هر دوتون از ته دل بخواید که حل بشه !!
من نمی دونم ولی اگر واقعا همسرت مشکل جنسی دارن اصلا و ابدا این قضیه رو به دادگاه و پزشکی قانونی نکشون چون همه چیز بدتر میشه ... اگر هدفت بازگشت به زندگیه این مساله رو هم بعدا خیلی خصوصی بین خودتون دو نفر و با مراجعه به پزشک حلش کنید ...
و مهمتر از همه اینکه تغییر رو اول از خودت شروع کن عزیزدلم ... باور کن تو تغییر کنی صدردرصد عکس العمل های ایشون هم تغییر می کنه ... من خودم اینو تجربه کردم نسیم جان ... من و شوهرمم خیلی دعواهای وحشتناک داشتیم ... من قبلا هر وقت دلخور میشدم ازش دوری می کردم یا مثلا میرفتم توی اتاق درو می بستم و اونم بدتر و عصبانی تر میشد ...
ولی الان از وقتی به این خونه جدیدمون اومدیم هر وقتی یه دلخوری برام پیش میاد سکوت می کنم و آروم میرم روی مبل کنار دستش میشینم و خودمو به کاری مشغول می کنم بعد یه دفعه می بینم بغلم می کنه و میگه دیگه تکرار نمی کنم ... و همه چیز خییییلی ساده حل میشه !! به همین راحتی!
پس اگر هدفت زندگیه از همین الان تغییرات رو از خودت شروع کن و امتحان کن ...
همه بچه ها مخصوصا مریم جان خیلی قشنگ دارن برات می نویسن و راهنمایی می کنن ... بهترین راهنمایی شون همینه که اینقدر همه کارت رو دست وکیل نسپار ... و اینقدر تحت تاثیر تصمیم گیری های خانواده ت نباش ...
به نظر من کافیه یکم از این فضای قانونی و دادگاهی بیرون بیاید و وارد فضای احساسی و حتی منطقی بشید ... من مطمئنم اینجوری همه چیز حل میشه ...
برات آرزوی آرامش می کنم گلم![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)