نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
منم با مریم موافقم ... خیلی زود و ناگهانی رفتی دنبال طلاق.

یه اخطاری، الارمی ... چیزی می فرستادی، ببینی واکنش همسرت چیه.
احساس و نظر خودت بعد فروکش کردن عصبانیتهای اولیه به کدوم سمت می ره.
بعد می رفتی یهو همه مطالبات و درخواستهات را یک جا می ذاشتی روی میز قاضی !

شنبه اگه بی نتیجه ی خاصی از دادگاه برگردی بهتره. فرصتی می شه برای بهتر فکر کردن هر دوتون.
همسرت را اگه بتونی بکشونی پیش مشاورهای دادگاه، اونا با تجربه هستن، ممکنه از حرفهاش متوجه بشن قصدش زندگی هست یا فقط از مهریه ترسیده ...
اگه مشکلش مهریه بود که شما پیشنهاد دادی مهریه را می بخشم، حق طلاق بده. قبول می کرد.
شاید یه خورده زیادی بدبین شدی بهش

همونطور که مریم گفت بهتره فعلا حرفی از طلاق نزنی.

---------------------
همسرت را دوست داری؟ از ته دلت جدایی ازش برات سخته یا عادیه؟
ممنون شيدا جان
بنظر خودم همين زود پيش رفتن كارها باعث شد اونم يكم احساس خطر كنه
خودش فرداي دعوا رفته بود طلاهاي منو از صندوق برداشته بود به خيال خودش من كاري نميكردم و ميخاست اين بار خودش رو محكمتر ببنده من دو هفته بعدش اقدام قانوني كردم اينه كه اصلا باور نميكنه نسيم هميشه گريان از اين كارها بكنه
تو عمرش تو اين چند سال اينطور پيامي براي من نفرستاده بود
اگه اخطار ميدادم قطعا نمي تونستم براي مهريه اقدام جدي كنم
قطعا من هنوز ته دلم فراموشش نكردم ولي كارهاش نميذاره ببخشمشش
ديگه اصلا دوست ندارم با مردي كه فحش ميده و دست ميندازه زندگي كنم
شنبه به احتمال زياد ضرر مالي ميكنه كه همسرم همش اصرار داشت نره حالا خدا ميدونه چي پيش مياد هزارجور كلك ميتونه سوار كنه
منم همينو ميگم من مهريه رو در قبال حق طلاق ميبخشيدم كه برگردم و زندگي كنم و يه حق قانوني داشته باشم كه خداي نكرده اگه روزي بابام نبود بتونم حداقل از خودم دفاع كنم
ولي اين ميگه كل مهريه در برابر طلاق!!!
من گاهي فكر ميكنم بخاطر مشكل جنسيش شايد حق طلاق رو نميده يا از محل كارش ميترسه واقعا نمي دونم مشكلش چيه چون اگه واقعا صادق بود و ميخاست تغيير كنه و زندگي كنه خواسته من به عنوان يك زن تو اين جامعه بد با اين قوانين مسخره منطقي بود