به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 122
  1. #61
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام مجدد نسیم جان

    حتما توصیه هام رو عملی کن(چون از روی تجربه است) و به کار بگیر.و ضمن اینکه با توجه به شرایط روحی بدی که در خونه داری حتما بیا اینجا بنویس.اگر کسی بهت حتی کمک هم نکنه عوضش از لحاظ روحی تخلیه ات میکنه. ولی خواهشا به حرف ها گوش کن..اگر تعداد پست هات زیاد شده یک تاپیک دیگه بزن و خلاصه بندی کن.ضمن اینکه حتما کارهای وکیلت رو هم زیر نظر داشته باش تا بلایی که سر من اومد سر تو نیاد.
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  2. کاربر روبرو از پست مفید maryam123 تشکرکرده است .

    nasimmng (شنبه 13 آبان 96)

  3. #62
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam123 نمایش پست ها
    سلام مجدد نسیم جان

    حتما توصیه هام رو عملی کن(چون از روی تجربه است) و به کار بگیر.و ضمن اینکه با توجه به شرایط روحی بدی که در خونه داری حتما بیا اینجا بنویس.اگر کسی بهت حتی کمک هم نکنه عوضش از لحاظ روحی تخلیه ات میکنه. ولی خواهشا به حرف ها گوش کن..اگر تعداد پست هات زیاد شده یک تاپیک دیگه بزن و خلاصه بندی کن.ضمن اینکه حتما کارهای وکیلت رو هم زیر نظر داشته باش تا بلایی که سر من اومد سر تو نیاد.

    ممنون مريم جان
    بله دارم دنبال كار ميگردم كه خيلي سخته كار با شرايط مناسب خانم ها پيدا كردن
    ولي ناااميد نميشم و هنوز دارم سرچ ميكنم
    در رابطه با همسرم اون روز كه من جهزيه ام رو آوردم با اينكه شهرستان بوده ولي اومده بود تهران به دوست مشتركمون گفته بود كه با من قرار بذارن شام بريم بيرون ولي دوستمون خانمش حالش خوب نبوده و قبول نكرده و اصلا به منم نگفتن تا ديروز كه خانمش پيام داد و عذرخواهي و اينكه اگه ميخاي تدارك ديدارتون رو بذارم
    ولي پنجشنبه سالگرد باباش بود و ما نرفتيم و اون واسطه مون زنگ زد كه چرا نيومدين و منتظرتون بودن و مادرش كلي عصباني كه ديگه ما دخالتي نمي كنيم و قاضي مشكل رو حل كنه و تو فاميل كلا پخش شد كه داريم جدا ميشيم
    با وكيلم هم در تماس ميگه فعلا تا جواب اون اظهارنامه ها نياد كار ديگه ايي نمي تونه كنه

  4. کاربر روبرو از پست مفید nasimmng تشکرکرده است .

    maryam123 (شنبه 13 آبان 96)

  5. #63
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    نسیم جان سلام مجدد

    اصلا و ابدا نا امید نشو..نمیدونم حکمت کار خدا چیه ولی دقیقا گشایش وقتی اتفاق میفته که انگار زیاد منتظرش نیستی...برای من که همیشه اینطور بوده.یه چیزی دیگه هم هست.نمیدونم شنیدی یا نه...بعضی وقتا میگن اگر چیزی رو رها کنی اون خودش به شما برمیگرده.منظورم شخص همسرت نیستا.منظورم
    نفکراتت در مورد همسرته.من درکت میکنم که واقعا سخته از اینکه ازت بخوام به همسرت و اتفاقای پیش امده فکر نکنی ولی مثل جریان داروی تلخ میمونه که باید ادم برای خوب شدنش بخوره..هرچند سخته اما هروقت میخواهی فکر کنی به اتفاق هایی که افتاده ذهنت رو مشغول کن.حالا میتونی این مشغول بودن رو با سرگرم کردن خودت انجام بدی....
    به موازات اینکه دنبال کار میگردی حتما یکی از علایقت رو دنبال کن.....مثلا من همیشه دوست داشتم کلاس اشپزی برم.هیچ وقت موقیعتش جور نمیشد.وقتی به اوج اختلافا رسیدم و حالتی مشابه حالت شما بهم دست داد پول قرض کردم و رفتم کلاس اشپزی. که خیلی تو روحیه من تاثیر مثبت گذاشت.
    شما هم همین کارو بکن...هرکاری که ارومت میکنه حالا ورزشه...کلاس خطه...کلاس زبانه....هرچی که هست.شده پول قرض کن از خانوادت و برو .مطمئن باش اونا هم خوشحال میشن.یکم که این پیله رو باز کنی از دور خودت باور کن خدا هم کمکت میکنه و یواش یواش اوضاع رو مدیریت میکنی و درست میشه.
    همیشه قرار
    نیست زندگیت سخت باشه...برای همه ادمها همینه.یه زمانایی دست اندازهایی هست ولی بعدا درست میشه و زندگی به روال عادی بر میگرده....

    چه جوابی به دوست مشترکتون دادی در مورد قرار شام گذاشتن؟ و نظر خودت چیه؟
    وکیلت چه اظهارنامه هایی فرستاده ؟
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  6. کاربر روبرو از پست مفید maryam123 تشکرکرده است .

    nasimmng (شنبه 13 آبان 96)

  7. #64
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam123 نمایش پست ها
    نسیم جان سلام مجدد

    اصلا و ابدا نا امید نشو..نمیدونم حکمت کار خدا چیه ولی دقیقا گشایش وقتی اتفاق میفته که انگار زیاد منتظرش نیستی...برای من که همیشه اینطور بوده.یه چیزی دیگه هم هست.نمیدونم شنیدی یا نه...بعضی وقتا میگن اگر چیزی رو رها کنی اون خودش به شما برمیگرده.منظورم شخص همسرت نیستا.منظورم
    نفکراتت در مورد همسرته.من درکت میکنم که واقعا سخته از اینکه ازت بخوام به همسرت و اتفاقای پیش امده فکر نکنی ولی مثل جریان داروی تلخ میمونه که باید ادم برای خوب شدنش بخوره..هرچند سخته اما هروقت میخواهی فکر کنی به اتفاق هایی که افتاده ذهنت رو مشغول کن.حالا میتونی این مشغول بودن رو با سرگرم کردن خودت انجام بدی....
    به موازات اینکه دنبال کار میگردی حتما یکی از علایقت رو دنبال کن.....مثلا من همیشه دوست داشتم کلاس اشپزی برم.هیچ وقت موقیعتش جور نمیشد.وقتی به اوج اختلافا رسیدم و حالتی مشابه حالت شما بهم دست داد پول قرض کردم و رفتم کلاس اشپزی. که خیلی تو روحیه من تاثیر مثبت گذاشت.
    شما هم همین کارو بکن...هرکاری که ارومت میکنه حالا ورزشه...کلاس خطه...کلاس زبانه....هرچی که هست.شده پول قرض کن از خانوادت و برو .مطمئن باش اونا هم خوشحال میشن.یکم که این پیله رو باز کنی از دور خودت باور کن خدا هم کمکت میکنه و یواش یواش اوضاع رو مدیریت میکنی و درست میشه.
    همیشه قرار
    نیست زندگیت سخت باشه...برای همه ادمها همینه.یه زمانایی دست اندازهایی هست ولی بعدا درست میشه و زندگی به روال عادی بر میگرده....

    چه جوابی به دوست مشترکتون دادی در مورد قرار شام گذاشتن؟ و نظر خودت چیه؟
    وکیلت چه اظهارنامه هایی فرستاده ؟
    خيلي ممنون از پيامتون
    گفتم كه اون درخواست شام مربوط به قبل از مراسم سالگردشون بوده و اون منو براي تو مردم ميخاسته و الان نظرش عوض شده چون نرفتيم مراسم و اونا هم ديگه شاكي شدن
    اظهارنامه مربوط به صندوق بانك كه رفته طلاهاي منو و برداشته

  8. کاربر روبرو از پست مفید nasimmng تشکرکرده است .

    maryam123 (شنبه 13 آبان 96)

  9. #65
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    سلام دوستان خوبم
    هفته پيش همسرم دوباره از طريق خاله اش خاست صحبت كنيم و من قبول كردم با خاله اش جلسه بذاريم
    تو اون جلسه خيلي عصباني و شاكي بود با اينكه خودش خاسته بود جلسه بذاريم
    پدر من اعتقاد داره كه در صورت دادن حق طلاق ميتونم برگردم ولي همسرم ميگه حق طلاق بدون مهريه
    كه اين تو اين شرايط من اصلا بنظرم درست نمياد چون پدرم ميگه مهريه نداشته باشي چندسال ديگه قطعا بازم از خونه بيرونت ميكنه
    همسرم رفته براي عدم تمكين شكايت كرده و براي مهريه اعتراض زده
    تو اون جلسه قرار شد بريم مشاوره كه دو حلسه رفتيم و بماند كه ميگفت چون حسابهامو بستي پول مشاوره رو خودت بده با اينكه مشاوره رفتن پيشنهاد اونها بود و اصلا بنظرم فايده نداشت
    ديگه همينطوري مونده من واقعا گيج شدم
    ديگه خودش هم از ديروز تماسي نگرفته چون من همش ميزدم تو ذوقش
    همسرم ديروز پيام داد كه استخاره كرده گفتن جدا ميشيم منم گفتن رفتارهاي تو زندگي ما رو به اينجا كشونده من اعتقادي به اين چيزها ندارم كه بيشتر براي حرص دادنش گفتم چون خودم هم كمي مذهبي هستم
    حالا واقعا نمي دونم چه كار كنم
    از اون قطعيتم براي جدا شدن كم شده
    ولي با اين كارهايي كه كردم(مهريه و جهزيه و سالگرد باباش نرفتن) اگه بدون تضمين برگردم قطعا بيچاره تر ميشم
    خواهش ميكنم نظراتتون رو بگين
    ممنونم

  10. #66
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام نسیم جان

    میدونی نسیم جان در واقع هیچ تضمینی نیست که مثلا شما حق طلاق بگیری و مشکلاتت تموم بشه و یا بالعکس نگیری و مشکلاتت بیشتر بشه....اینا هیچکدوم نمیتونه تضمین خوشبختی و تداوم زندگی باشه.مشکلات باید از
    پایه و اصول حل بشن.
    طبیعیه شکایت همسرت برای عدم تمکین به خاطر اینکه نفقه نیفته گردنش و بتونه نشوز شما رو ثابت کنه...دادگاه همینه دیگه.یه شکایت شما میکنی و به قول معروف یه تیر پرت میکنی و ایشونم متقابلا برای دفاع از خودش تیر پرت میکنه و ....مهریه رو که باید پرداخت کنه در هر صورت و قطعا تعدادی رو پیش ازش میگیرن.و بقیه رو قسط بندی میکنن.

    از نظر من شما در دادگاه تمکین بگو مایل هستم برگردم سر خونه زندگیم و محکم هم بگو ولی بشرطیکه مشکلاتم حل بشه.اونجا فرصت خواهی داشت با همسرت در حضور قاضی که بی طرفه صحبت کنی و شاید دخالت قاضی بی فایده هم نباشه.
    به نظرم مشاوره رفتن اینجوری فایده نداره انگار همسرت لج کرده...

    نسیم جان تو چرا به قول خودت همش تو ذوقش میزنی ؟خب اونم انسانه.تا یه زمانی ارتباط برقرار میکنه بعدش که از سمت شما عکس العمل منفی ببینه به طور مدام دیگه ارتباطی برقرار نمیکنه....هم شما و همسرت بدجور دارین لجبازی می کنید.
    و اینکه استخاره اینده بینی نیست که !! مگه قران کتاب فال و از اینجور چیزهاست که بگه فلان اتفاق میفته یا خیر....؟!
    استخاره یعنی مردد بودن در کاری و مشورت گرفتن از قران.اونم به شرطها و شروطها در غیر این صورت نمیشه به نتیجه اونم اعتماد کرد چون شرایط داره و باید رعایت بشه.

    نسیم جان خواهش میکنم کمی اهسته تر پیش برو و انقدر عجولانه تصمیم نگیر....

    الان به این نتیجه رسیدی که بخاطر کارهایی که کردی باید با تضمین قوی برگردی و این یعنی گره دست رو به دندون انداختی ....

    تا اینجا هر چی تصمیم گرفتی دیگه استاپ کن...اروم تر پیش برو.

    زندگی مشترک اینجوری نیست که با اون شدت بری جلو و مهریه و جهیزیه و ...رو بذاری اجرا و حالا بگی از قطعیتم برای جدایی کم شده....و یک سوال؟چی دیدی از همسرت ( نکته مثبت) که قاطعیتت برای جدایی کم شده ؟(به درست و غلطش کار ندارم ...میخوام تغییراتی رو که دیدی بگی)

    فعلا خواهش میکنم هیچ کاری نکن.دیگه اقدام قانونی نکن و منتظر اقدامات همسرت و تشکیل دادگاهها باش....کاریه که شروع کردی و باید تا انتها ببری ضمن اینکه اگر همسرت سعی در برقراری ارتباط داره سعی کن از فرصت ها استفاده کنی ....نه اینکه بزنی تو ذوش که همون اب باریکه رابطه تون هم قطع بشه.
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  11. 2 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    nasimmng (دوشنبه 22 آبان 96), tavalode arezoo (دوشنبه 22 آبان 96)

  12. #67
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    ممنون مريم جان
    كاره خاصي كه نكرد فقط بعد از اينكه مراسم فاحشون نرفتيم بعدش خاله اش زنگ زد كه ميخام دوباره واسطه تون بشم و زندگيتون حيفه و از اين حرفا و بعد يه جلسه گذاشتيم كه ميگم خودش خيلي بد رفتار كرد تو اون جلسه
    حتي ميگم مشاوره رفتنمون هم الكي بود و پول مشاوره رو من دادم
    بعد از جلسه دوم مشاوره گفت جوابتو بهم بده : مهريه در برابر حق طلاق يا ادامه دعوا كه من گفتم پنجشنبه جوابتو ميدم
    رفتارش طوريه كه فقط حس ميكنم بخاطر مهريه اومده جلو ولي بازم ميگم نكنه اشتباه كرده باشم
    مي دونين خيلي به شك افتادم
    من فعلا ديگه اقدام قانوني نداريم كه بكنم و دادگاه عدم تمكينمو وكيلم ميره

  13. #68
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    نسیم جان
    قطعا همسرت از خاله اش خواسته که اقدام کنه و یا ممکنه خاله اش گفته باشه میخوام اقدام کنم و همسرت هم تایید کرده...

    به نظرم این عینک منفی بینی رو باید برداری از روی صورتت...نمیشه با حدس و گمان و فکر میکنم و ....رفت جلو.به هر حال همسرت هم در تنش بوده و توقع نباید داشت الان در جلساتی که تشکیل میشه گل و بلبل بهم بگین و اون خودشو شاد نشون بده....

    ببین تو یک سلاح داری مهریه و همسرت یه سلاح داره طلاق.هر دوتون هم مثل اینایی که میخوان دوئل کنن وایستادین جلو هم.یکی باید بذاره زمین سلاحشو....به نظرم بگو مدتی رو امتحانی کنار هم زندگی کنیم.شما مهریه ات رو نخواه فعلا و همسرت هم حق طلاق رو نده و تمکین رو پیگیری نکنه.یعنی هر دو خلع سلاح ! بشین. و همه چیز برگرده به روال عادی و قبلی.مدتی زندگی کنید اگر خوب بودین و تونستین که انشالله ادامه بدین اگر نیتونستین حداقل با منطق برای اقدامای بعدی تصمیم بگیرید.
    البته این پیشنهاد نباید از سمت شما صورت بگیره اصلا.به مشاور بگین با احتیاط این مسئله رو به همسرت بگه....
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  14. کاربر روبرو از پست مفید maryam123 تشکرکرده است .

    nasimmng (سه شنبه 23 آبان 96)

  15. #69
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 06 شهریور 00 [ 17:16]
    تاریخ عضویت
    1393-3-20
    نوشته ها
    188
    امتیاز
    9,113
    سطح
    64
    Points: 9,113, Level: 64
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 237
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 281 در 129 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نسیم جان اومدم بگم تو این مرحله احساسات و عواطف رو خاموش کن و کاملا با عقل تصمیم بگیر مثل اینکه داری یک فرد دیگری رو که در شرایطی مثل تو هست راهنمایی میکنی.

    نه خوش بین باش و نه بد بین ، واقع بین باش.

    بعضی وقتها انچه که ما لابه لای صحبتهامون میگیم ،فکر میکنم یا احساس میکنم و ..... در حقیقت ،حقایقی هستند که میدونیم ولی دلیلی برای اثباتش نداریم .

    بعضی وقتها هم ممکنه بخاطر اعتماد به نفس پایین خودمون رو سرزش کنیم و یا احساس گناه کنیم و یا بخاطر ترسهایی که داریم دلمون میخواد واقعیتها رو تحریف کنیم . دقت کن و حالات خودت رو و واقعیتها رو خوب بسنج تا دچار اشتباه در این مرحله نشی.

    اون صحبت مشاور در مورد مهریه من رو نگران کرده و اینکه این شوهرتون بوده که شما رو بیرون کرده.

    خیلی دقت کن خواهرم. توی مرحله مهم و حساسی هستی. بیگ و دار به اب نزن. به نظرمن مهریه ات رو نبخش.

    برای اثبات راستگویی همسرت ،راههایی حتما هست. مثلا یک مقدار کم مهریه پیشنهاد کن برای طلاق توافقی اگر دیدی قبول کرد بدون که هدفش چیز دیگری بوده. البته شما خودتون بهتر از هر کسی به واقعیات زندگی تون واقف هستید. از نظر خود من یک مقدار از مهریه که بتونه مدتی برای خانم پشتیبان باشه تا روی پای خودش بایسته کافیه . یک طلاق توافقی خیلی بهتر از چندین سال علاف شدن و دعوا کردن هست. ولی خوب ،شرایط همه با هم فرق میکنه شما خودتون خوب فکر کنید و بهترین تصمیم رو بگیرید.

    برات دعا میکنم .
    ویرایش توسط maadar : سه شنبه 23 آبان 96 در ساعت 15:00

  16. کاربر روبرو از پست مفید maadar تشکرکرده است .

    nasimmng (سه شنبه 23 آبان 96)

  17. #70
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam123 نمایش پست ها
    نسیم جان
    قطعا همسرت از خاله اش خواسته که اقدام کنه و یا ممکنه خاله اش گفته باشه میخوام اقدام کنم و همسرت هم تایید کرده...

    به نظرم این عینک منفی بینی رو باید برداری از روی صورتت...نمیشه با حدس و گمان و فکر میکنم و ....رفت جلو.به هر حال همسرت هم در تنش بوده و توقع نباید داشت الان در جلساتی که تشکیل میشه گل و بلبل بهم بگین و اون خودشو شاد نشون بده....

    ببین تو یک سلاح داری مهریه و همسرت یه سلاح داره طلاق.هر دوتون هم مثل اینایی که میخوان دوئل کنن وایستادین جلو هم.یکی باید بذاره زمین سلاحشو....به نظرم بگو مدتی رو امتحانی کنار هم زندگی کنیم.شما مهریه ات رو نخواه فعلا و همسرت هم حق طلاق رو نده و تمکین رو پیگیری نکنه.یعنی هر دو خلع سلاح ! بشین. و همه چیز برگرده به روال عادی و قبلی.مدتی زندگی کنید اگر خوب بودین و تونستین که انشالله ادامه بدین اگر نیتونستین حداقل با منطق برای اقدامای بعدی تصمیم بگیرید.
    البته این پیشنهاد نباید از سمت شما صورت بگیره اصلا.به مشاور بگین با احتیاط این مسئله رو به همسرت بگه....
    ممنون مريم جان
    درمورد مشاوره رفتن كاملا فرماليته بود و بعد از يكشنبه كه جلسه دوم رو رفتيم ديگه همسرم زنگ نزده و اون روز گفت كه يكي از اين سه راه رو انتخاب كن: به دعوا ادامه بديم كه ديگه من بهت رحمي نمي كنم يا مهريه ببخش دربرابر حق طلاق و زندگي كنيم يا يه خونه بخريم سه دونگ به عنوان مهريه ات و سه دنگ به اسم خودش و زندگي كنيم كه من گفتم پنجشنبه جوابت رو ميدم
    ولي پدرم ميگه خونه و حق طلاق با هم
    خودش ميگه تا مهريه رو انصراف ندم پول نداره خونه بگيريم بريم توش و ميگه بخاطر جهزيه اوردن من آبروش رفته و برنميگرده تو خونه قبلي كه من فكر ميكنم بهونه است و چون خونه به اسم مادرشه اونا ديگه اجازه نميدن

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط maadar نمایش پست ها
    نسیم جان اومدم بگم تو این مرحله احساسات و عواطف رو خاموش کن و کاملا با عقل تصمیم بگیر مثل اینکه داری یک فرد دیگری رو که در شرایطی مثل تو هست راهنمایی میکنی.

    نه خوش بین باش و نه بد بین ، واقع بین باش.

    بعضی وقتها انچه که ما لابه لای صحبتهامون میگیم ،فکر میکنم یا احساس میکنم و ..... در حقیقت ،حقایقی هستند که میدونیم ولی دلیلی برای اثباتش نداریم .

    بعضی وقتها هم ممکنه بخاطر اعتماد به نفس پایین خودمون رو سرزش کنیم و یا احساس گناه کنیم و یا بخاطر ترسهایی که داریم دلمون میخواد واقعیتها رو تحریف کنیم . دقت کن و حالات خودت رو و واقعیتها رو خوب بسنج تا دچار اشتباه در این مرحله نشی.

    اون صحبت مشاور در مورد مهریه من رو نگران کرده و اینکه این شوهرتون بوده که شما رو بیرون کرده.

    خیلی دقت کن خواهرم. توی مرحله مهم و حساسی هستی. بیگ و دار به اب نزن. به نظرمن مهریه ات رو نبخش.

    برای اثبات راستگویی همسرت ،راههایی حتما هست. مثلا یک مقدار کم مهریه پیشنهاد کن برای طلاق توافقی اگر دیدی قبول کرد بدون که هدفش چیز دیگری بوده. البته شما خودتون بهتر از هر کسی به واقعیات زندگی تون واقف هستید. از نظر خود من یک مقدار از مهریه که بتونه مدتی برای خانم پشتیبان باشه تا روی پای خودش بایسته کافیه . یک طلاق توافقی خیلی بهتر از چندین سال علاف شدن و دعوا کردن هست. ولی خوب ،شرایط همه با هم فرق میکنه شما خودتون خوب فکر کنید و بهترین تصمیم رو بگیرید.

    برات دعا میکنم .
    خيلي ممنون مادر عزيز كه برام نوشتين
    در مورد طلاق توافقي همون اول دعوا همسرم دائم ميگفت مهريه ات رو ببخش بيا تفوافقي جدا شيم براي همين ميترسم مهريه در برابر حق طلاق شكست محض باشه
    الان چند روزه است هم اصلا تماس نگرفته
    وضع خونمون هم بسيار پر تنش هست با اينكه من اكثر بيرونم ولي هركي از هرجا ناراحت باشه سره من خالي ميكنه شدم لكه ننگ خانواده با اينكه خودشون اون موقع دائم ميمفتن جدا شو ولي الان از اينكه من برگشتم اصلا راضي نيستن بدترين توهين ها رو بهم ميكنن


 
صفحه 7 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ،،اخلاق و عادات بد روزمره من ،،یه روزمرگی بیخود
    توسط ARAM-ESH در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: پنجشنبه 16 مرداد 93, 16:33
  2. مشخص نمودن میزان اضافه وزن یا کمبود وزن(bmi)
    توسط keyvan در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 02 تیر 91, 14:02
  3. همسرم روزه نمیگیرد چه برخوردی با او داشته باشم
    توسط ghalam63 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: شنبه 09 مهر 90, 14:57
  4. نظر در مورد وزن همسر
    توسط sina.sina11 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 12 مرداد 90, 04:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.