
نوشته اصلی توسط
نشاط زندگی
نیکیا جون ممنونم از پاسخت
دیشب با بابام صحبت می کردم بهم می گفت به خدا توکل کن و از همین فردا این زندگی رو تقدیم شوهرت کن و پاشو بیا خونمون اما به شرطیکه مثل هر دفعه کار رو بد تر از قبل نکنی ( آخه چند باری که قهر کردیم و من خونه بابام بودم وقتی بعد چند روز شوهرم یه پیام میداد زود جوابش رو میدادم و بدون اجازه پدر مادرم پا میشدم میومدم خونه دوباره همین روال ادامه داشت در حالیکه پدرم کاملا مخالف این آمدن و برگشتن ها بود می گفت اگه برگشتنی هم توی کار باشه باید با شرط و شروط باشه نه همین طوری مثلا باید قبول کنه بره مشاوره یا قبول کنه برگردی سر کارت . یا قبول کنه حق و حقوقی بهت بده و ... ولی من هیچ وقت به حرف پدرم گوش ندادم و کار رو بد تر کردم طوریکه اکثر اوقات که با همسرم بحثمون میشه میگه اون روزها که قهر کردیم خونه بابات بهت رو نشون ندادن که زود برگشتی و ... ) دیشب بابام می گفت اگه اینبار هم بخوای بیای اینجا هیچی فرق نمیکنه مگر اینکه مصمم بیای و از همون اول گوشیت رو خاموش کنی تا مثل همیشه تحریک نشی و هیچ پیامی رد و بدل نشه و از همون فرداش دنبال کارهای قانونیت بری تا شوهرت بفهمه که اینبار جدی هستی تا بلکه یک تکونی بخوره . بابام می گفت این روال ممکنه حتی یک سال طول بکشه بالخره یا آدم میشه و به حق و حقوق تو و بچه احترام میزاره یا هر کس به راه خودش میره . کاربران عزیز نظر شما در این باره چیه ؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)