بنظرم توقعات همسرتون غیر معقول نیست.
احساستون رو در جایگاه یک مرد درک میکنم این بخشی از ویژگی ذاتی شماست اما باید سیاست داشته باشین.
اول اینکه احساسات خانمتون رو درک کنین تا متقابلن شما هم از سمت ایشون درک شین.
با مشورت کردن در مورد مسائل مالی حتی سوری و یا برای یه مدت کوتاه این حس رو به همسرتون القا کنید که ایشون شریک زندگی شما هستن,برای نظرشون ارزش قائلید و با ایشون مشورت میکنید.
اینها یعنی شکوه دادن به همسرتون و بها دادن به ایشون.
ببینید خانمها به شدت موجودات پیچیده ای دارن و احساساتی دارن که شاید از نظر یک اقا بچه گانه و خیلی بی ارزش به نظر بیاد.
شما فرض کنید مادرشوهر گل باشه,باز این احساس حسادت یا رقابت و مقایسه کردن توسط عروس انجام میشه و برعکس.
شاید ناخواسته این پیغام رو به همسرتون دادین که ایشون در حدی نیستن که شما ازشون مشورت بگیرید.شاید حس میکنن بخاطر عیدی دادن به مادرتون نظر همسرتون رو نادیده گرفتین و مادرتون رو ترجیح دادین.
حتی اگر مادرتون رو هم ترجیح دادین با سیاست نباید بذارین خانمتون اینو حس کنن چون اون احساس حسادت و رقابت تحریک میشه.
البته این درمورد مادرشوهر ها هم صدق میکنه ها.
منظور من این نیست که به همسرتون کلک بزنید و ظاهر و باطنتون باهم فرق کنه نه منظورم اینه شما باید سیاست کلامی داشته باشین.
وقتی متنتون رو خوندم دقیقا عکس العمل های من مشابه همسرتون بود.
که کی قراره پول کباب رو بده؟چرا شما باید بدید؟چرا بقیه سهم خودشونو نمیدن؟
خانم ها دائم در حال مقایسه و رقابت هستن.
اینکه دوست دارن زندگیشون هم سطح اقوام دیگه شون باشه رو به عنوان یه خانم درک میکنم.این احساس خونه بزرگ تر داشتن رو.
البته شما میتونید این موضوع رو خوب برداشت کنید که قطعا من همسر موفق و خوبی هستم که همسرم چنین توقعی از من دارن و میدونه که من میتونم خونه بزرگ تر تهیه کنم پس خوشحال باشید.
به همسرتون اعتماد به نفس,حس مهم بودن,قابل اعتماد بودن بدین.
و یک انتقاد هم از خودتون دارم که ممکنه کمکتون کنه.لطفا از این احساس مرد سالاریتون استفاده مفید ببرید.به همسرتون نشون بدین به عنوان یه مرد خوبش رو میخواین,کنارشین,قبولش دارین,دوستش دارین و مثل یه مرد همه جوره هواشونو دارین.
احساس مرد سالاریتون رو منوط به مسائل مالی و تامین نیازهای زندگی نکنید.
این احساس مرد سالاریتون رو درمورد احساسات معنوی هم داشته باشین.
لطفا جاهاییکه فکر میکنید صلاح همه درمیونه این حس لجاجتتون رو سرکوب کنید و این شما هستین که به احساساتتون فرمان میدید نه احساسات به شما.
مثلا زمانیکه دچار بیماری شدید لجاجتتون درمورد قرص نخوردن اصلا درست نیست.با یک باز قرص خوردن شما برای درمانتون مشکل خاصی بوجود نمیاد.یا وقتی خانمتون میگن از سرمایه ایشون هم برای خرید خونه استفاده کنید.
گفتین چون قبلا ایشون کمک های مالیشون رو به روتون اوردن تمایلی به این کار ندارین.
اگر به همسرتون نشون بدین که به عنوان یه مرد کنارشون هستین نه مقابلشون مطمعن باشین ایشون دیگه هیچوقت چیزی رو به روی شما نمیارن که من فلان کمک رو داشتم.
ممکنه علت این کارشون این باشه که میخوان به شما ثابت کنن من اونقدر ها هم که شما میگی غیر قابل اعتماد نیستم و میشه بامن هم مشورت کنید و ایشون میخوان اینجوری خودشون رو به شما ثابت کنن.
در اصل شکوهشون زیر سوال رفته








علاقه مندی ها (Bookmarks)