سلام
من همچنان دارم صبوری میکنم
و تایپیک سوده رو میخونم هرچند تفاوتهای زیادی داریم باهم
سوده اشتباهات زیادی کرده بود همسرش رو از خودش رونده بود شوهرش رفته بود و اونم بچه داشت
اما من اشتباهی مرتکب نشدم جز نداشتن سیاست و شوهرم خودبه خود سرد شده
کاش منم اشتباهی مرتکب شده بودم اونوقت تحمل تلخیهاش اسونتر بود
با خودم میگفتم بد کردم حقمه باید تاوان بدم
اما من اشتباهی نکردم
همیشه مادر شوهرم میگه هیچکس مثل تو نمیتونست با پسر من بسازه انقدر که وسواسیو حساسه
همیشه خودش از من تشکر میکرد که باهاش میسازم تشکر میکرد که لغزشاشو دیدمو بخشیدم
همیشه میگه دختر خوب خیلی کم شده منم خیلی بددلم مرسی که رعایتم میکنی میدونم سخته اما تو
همیشه درکم میکنی و رعایتمو میکنی
اما یهو همچی خراب شد و من فقط باید صبوری کنم
اینه دستمزد من ؟
که روزی هزاربار قلبم بشکنه و دم نزنم و فقط محبت کنم ؟
که برای اینکه وقتی زنگ میزنه یکم دیر جواب بدم دادو بیداد بشنومو با مهربونی جواب بدم
که حالمو نپرسه وقتی مریضمو وقتی از منم خبری نشه با دادوبیداد بگه معلومه خوش میگذره که خبری ازت نیست
همش نیش همش کنایه
که بگم دوهفتس همو ندیدیمو بگه همچین میگی انگار دوساله ندیدیم...
خسته شدم چرا باید انقدر صبوری کنم اصلا
روح من پر از عشقه چرا باید جلوشو بگیرم و با مردی باشم که یک ماهه داره عذابم میده
خسته شدم چرا انقدر باید خودمو حقیر کنم ؟
شما میگید صبوری کن ولی خودتون اگر کسی که دوستش دارید یکبار اینطوری باهاتون حرف بزنه قسم میخورم جوابش رو مثل خودش میدید
من دارم تحلیل میرم
همونطور که مشاروم گفت فقط چند هفته صبوری میکنم اگر قفل دهنش باز شد مشکلشو گفت که هیچ
نگفت برخورد جدی میکنم اگر نمی خواست درست بشه درخواست طلاق میدم
من خیلی سعی کردم برای رابطه ولی وقتی سعیی نمیبینم چرا ادامه بدم
ببینم من نباشم سرکی می خواد دادو بیداد کنه و اون ادم فقط سکوت کنه و با ملایمت جواب بده
خانوادم بفهمن با من اینجوری حرف میزنه باهاش برخورد جدی میکنن
فکر میکنه من بی صاحابم...








علاقه مندی ها (Bookmarks)