سلام به همه دوستان خوب همدردی
وای چه ذوقی کردم منم میتونم تو این تاپیک باشم همش میگفتم الان مثل تاپیک حال و احوال یاران
من نمیتونم چیزی بنویسم.
خب...از اقای خاله قزی عزیز سوالایی دارم ممنون میشم جواب بدین
درود بر پدر مهربان تالار
اقای خاله قزی چرا خاله قزی؟ وجه تسمیه خاله قزی رو میخوام. از اولی ک اومدم همدردی بی جواب مونده!!!
اولین باری ک خانومتونو دیدید و در واقع اولین باری ک دل باختید کی بود؟ توصیف کامل لطفا اگه میشه
هنوزم به همون اندازه روزهای اول ایشونو دوست دارید؟
کنار خانومتون نشستید و خیره شدید به صورتشون، از خودتون میپرسید ایا واقعا راضی هستید؟یا فقط احساس راحتی میکنید؟ایا واقعا با فرد دیگری خوشبخت تر نمیشدید؟ایا واقعا ایشون همان نیمه گمشده شما هستند؟(این یکی رو از کتاب ایا تو همان گمگشته ام هستی تقلب کردم)
راستی تو دوران تحصیل تقلب میکردین؟ یا به دوستاتون یواشکی جواب هارو میرسوندین؟چند دفعه لو رفتین؟
اگر با خانومتون به اختلاف نظری برسید چطوری حلش میکنید؟
تو خونه کی حرف اولو میزنه؟
اگه تو اینده وقتی ایشالا مهدیه سادات خانوم دم بخت شد و بعد ی شازده ای رو انتخاب کرد ک
180درجه با غلام مد نظر شما فرق داشت چی کار میکنید؟
اگه خدایی نکرده خدایی نکرده بازم خدایی نکرده دیدید این غلام شما دلبندتونو اذیت میکنه، چطوری ادبش میکنید؟ مثل بزرگ اقا میبندینش به درخت و خونین و مالین و ....؟
ی نصیحت پدرانه برای مجردین تالار از اونهایی ک به مهدیه سادات خانوم میخواید بگید ایشالا تو اینده
ممنونم و در اخر ارزو میکنم همیشه کنار عزیزانتون شاد وسلامت زندگی کنید![]()








)

علاقه مندی ها (Bookmarks)