همونطور که به خودش هم گفتم اگه من بدونم هیچ علاقه ای به من نداشته و هر چی فکر میکردم ناشی از خیال پردازی و توهم بوده باور کنید کلی خیالم راحت میشه و فکرم آروم میشه و احساسم نسبت بهش مثل بقیه دخترای خوشگلی که تو خیابون میبینیم میشه.
شاید چون شما خودتون دختر هستی نمیتونی این موضوع رو بفهمی. متاسفانه بجای این که رک و روراست بگه که اصلا این موضوع صحت نداره و من از تو خوشم نمیومده، جوابهایی میداد که حتی اگه از نظر خودش هم صریح و روراست بوده باشه، از نظر من مبهم و ناگویا بود و تنها حالم خراب تر میشد. جوابهایی مثل این که "من به این خاطر بهت زنگ زدم که به آموزشگاه گفته بودی کتابت دستم مونده" یا "بهتره درباره این موضوع صحبت نکنیم" یا "بهتره همینجا تمومش کنیم" یا "اگه میشه خواهش میکنم به من sms نده". خوب از چی میترسه که راحت موضوعو نمیگه؟ نمیدونم حالا که یک هفته گذشته اگه دوباره بهش پیام بدم روشنتر جواب میده یا نه. بنظرتون این کارو بکنم یا اینکه فکر میکنید من دارم الکی این موضوع رو برای خودم بزرگ میکنم و تلاشم فایده ای نداره؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)