به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Threaded View

  1. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مرداد 94 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1393-1-05
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    5,866
    سطح
    49
    Points: 5,866, Level: 49
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    317

    تشکرشده 1,458 در 274 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    71
    Array
    سلام گلاب خانم


    گلاب تو روی جمع ، منم بعنوان کسی که خودم چندبار با چشمای خودم قاتل بروسلی رو از نزدیک دیدم ، خواستم چند تا مطلب بگم.


    نکته اول اینکه :
    یک زمانی مثلا ما سرفه میکنیم و دکتر میریم ، و دکتر برای ما یک شربت تلخ مزه تجویز میکنه ... اما یک زمانی توی یخچال ، یک پارچ شربت زعفرونی داریم که با شکر و گلاب خوش طعم و خوش عطر شده و هر زمانی که تشنه میشیم ، برای رفع عطش یک لیوان از اون شربت رو میخوریم.... معمولا ما وقتی شربت تلخ مزه سرفه رو میخوریم ، بخاطر تلخیش ، خیلی کم نق و نوق میکنیم و غر میزنیم چون انتظارش رو داریم ، اما اگر یک لیوان شربت زعفرونی بخوریم و مثلا برخلاف انتظار ما تلخ باشه و یا حتی بی مزه باشه ، شاکی و ناراحت میشیم....



    واقعیت اینه که این مثال در مورد زندگی ما هم هست ، در مورد طعم زندگی به خیلی از ماها دروغ گفتن... زندگی رو برای ما جایی برای تلذذ جویی و خوشی و خوشگذرونی و رفاه و... تعریف کردن... در حالیکه واقعیت چیز دیگه ای هست ... زندگی و مراحل مختلف اون با رنج و سختی و درد همراه هست «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ کَبَدٍ» حالا اگه ما نگاهی خوشگذرانه و لذت جویی نسبت به دنیا و زندگی داشته باشیم ، دقیقا تصور ما از زندگی یک شربت زعفرانی هست که تا کمی سختی و درد توی اون بکشیم ، تحملش برای ما سخت میشه چون برخلاف تصور ما از زندگی هست ، اما اگر نگاه ما به زندگی یک شربت تلخ باشه و به انسان به موجودی نگاه بشه که در رنج افریده شده ، در سختی ها و دردها و جاهایی که به ما فشار میاد ، کمتر دچار سختی و درد و شکوه و گلایه میشیم... چون انتظار ما هم همین بوده... یعنی با یک تغییر نگرش به زندگی ، و داشتن یک نگاه واقع بینانه به زندگی ، خیلی از احساس دردهای ما کاسته میشه ... و اگر این نوع نگاه رو به زندگی داشته باشیم ، اصلا دیگه نگاه ما حتی به سختی ها و رنج ها هم تغییر میکنه و دیگه رنج رو رنج نمیبینیم و فقط طبیعت زندگی میدونیم و حتی اگه فلسفه این رنجها رو بدونیم و ایمان به این دردها و سختی ها هم داشته باشیم ، به جایی میرسیم که حتی سختی ها رو زیبایی میبینیم(ما رأیت الا جمیلا)



    حالا این سختی ها توی دوران کودکی ما هست ، توی جوانی ، تحصیل ، اشتغال ، ازدواج ووووووو وجود داره ، و توی خواستگاری هم وجود داره ... همینکه فردی توی خواستگاری جواب نه بشنوه و رد بشه ، این یک درد هست که اگه نگاهمون رو اصلاح کنیم ، دیگه برای ما رنج و سختی _ این طرد شدن_ نداره .... جالب اینجاست که افرادی که نگاه واقع بینانه به زندگی دارن و زندگی رو محلی برای لذت جویی و خوشی نمیبینن ، کمتر دچار نوسانات خلقی و روحی در زندگی میشن.... یادمه خواستگاری دختر خانمی رفته بودم ، وقتی ازش پرسیدم چرا میخوای ازدواج کنی و هدفت از ازدواج چیه اصلا؟ گفت چون میدونم وقتی ازدواج کنم ، با چالشهای جدیدی توی زندگیم مواجه میشم و این چالش رو من دوست دارم و میدونم برای رشدم لازمه.... قطعا زندگی با این دختر به احتمال زیاد ثبات و حتی لذت بیشتری داره تا با دختری که وقتی ازش هدف از ازدواج رو میپرسی میگه برای اینکه یکسره همدیگه رو ماچ و موچ کنیم و یکسره اس ام اس عاشقانه بفرستیم و مسافرت بریم و کلا خوش بگذرونیم و حالش رو ببریم.....



    نکته دوم اینکه ، در مورد گرایش به ازدواج غیر سنتی نوشته بودید که در تکمیل مطلب خانم فرشته مهربان من یک نکته رو بگم که ، بنا به امارهای موجود ، ریسک ازدواجهایی که در خارج از محیط خانواده ، اشنایی شکل میگیره زیاد هست ... حالا اصلا از این موضوع که بگذریم ، واقعیت اینه که خیلی از این اشنایی ها اصلا منجر به ازدواج نمیشه... یعنی یک اشنایی غیر سنتی نافرجام هست.... حالا واقعا شما فکر میکنید ، بفرض شما خواستگارهای سنتی دارید که به ازدواج ختم نمیشه ، و یک سختی میکشید و بعد یک دوهفته تموم میشه و میره پی کارش همه چیز.... حالا توی همین سایت ببینید چقدر اشنایی های غیر سنتی هست که چندین برابر سختی و گرفتاری برای طرفین ایجاد شده و اخرش هم هیچی... گرفتاری اینکه واقعا دختر پسر بهم تعلق ندارن و تکلیف کارشون معلوم نیست و یک اینده مبهم دارن ... چقدر جنگ اعصاب دارن بخاطر اینکه واقعا نمیتونن نیازهای همدیگه رو کامل رفع کنند ، اینکه چقدر فرصتها و زمانشون هدر میشه بابت هیچ و........... و از همه بدتر اینکه ظرف عاطفه و احساساتشون خالی میشه و اخر سر وقتی بهم نرسیدند ، یک احساس پوچی و انزجار از تمام جنس مخالف دارند ، چون دیگه احساسی برای خرج کردن ندارند و... مطمئن باشید درد و سختی اشنایی نافرجام غیرسنتی ، چند ده برابر اشنایی سنتی نافرجام هست.



    نکته سوم اینکه اگه ما ادمها ، اینقدر داشته توی زندگی داشته باشیم و بانک داشته هامون پُرِ پُر باشه ، دیگه اصلا طرد شدن و نه شنیدن از بقیه و پسند نشدن از سوی دیگران ذره ای روی ما اثر نداره ... من خودم جوونتر که بودم ، همیشه یک شعاری داشتم ، میگفتم خوش به حال کسی که من برم بگیرمش (با همین لفظ و از ته دل میگفتم ) ، البته اون زمان از روی غرور این حرف رو میزدم و این روزها از روی عزت نفس و خود دوست داشتن ..... چهره رو خدا به ما داده ، اما اینکه من چند تا هنر داشته باشم ، توی حرفه خاصی تخصص داشته باشم ، بتونم یک دو زبون خارجی حرف بزنم ، توی یک علم غیر درسی چند ده کتاب مطالعه کرده باشم و تخصص داشته باشم ، حجب و حیا داشته باشم ، اخلاق جذاب و شور زندگی داشته باشم و.... اینها اکتسابی هست وهمه چیزهایی هست که بانک معنوی زندگی ما رو پر میکنه و هر چقدر پرتر باشه ، نظر و رفتار نامناسب دیگران روی ما کمتر و کمتر اثر داره .... و این نوع داشته ها مثل ضربه گیر عمل میکنه....





    من خودم چهره بانمک و باحالی دارم، فقط متاسفانه همین ابروهام چون پیوند داره ، باعث شده خیلی خوشگلیم ، انجلینا جولیایی نشه رفته بودم خواستگاری دختر خانمی ، این دختر خانم خیلی خیلی خوشگل بود... یعنی یک چیزی من میگم یک چیزی شما میشنوید... تا حالا من خواستگاری دختری نرفته بودم که اینقدر خوشگل باشه و اصلا تا حالا دختر به این خوشگلی از این فاصله نزدیک با این کیفیت ندیده بودم.... اصلا اینجور فایده نداره صبر کنید ببینم میتونم عکسش رو از توی فیس بوکش پیدا کنم....
    .
    .
    .
    .
    اهان پیدا شد...






    جان؟؟ واقعا الان انتظار دارین عکس ناموس مردم کامل لود بشه ؟ فقط این عکس مال سال پیش دانشگاهی اون دختره هست یکم سیبیل داره وگرنه واقعا بعد دانشگاه که من رفته بودم خواستگاری، جیگری بود.... خلاصه اینها توی خواستگاری یکسره از خوشگلی فک و فاملیشون تعریف میکردن و خیلی این موضوع خوشگلی براشون مهم بود و اخر سر هم ، به ما جواب نه دادن و از واسطه خبر رسید گفتن چون این پسرتون ابروهاش پیونده ، و اون بسیار خوشگلی مدنظر دختر ما رو نداره جواب ما منفی هست.... بعد واقعا فکر میکنید من پیگیر اون دختر خانم شدم یا اینکه ذره ای غصه خوردم؟؟ نــه ، اصلا ، چون اون دختر خانم بود که یک تیکه باحالی رو از دست داده بود ، من که چیز خاصی رو از دست ندادم... البته اینها که یک مقداریش شوخی هست .. منظورم اینه که اگه ما بتونیم روی رشد شخصیتی خودمون کار کنیم و تواناییهای خودمون رو افزایش بدیم واقعا نظر مردم روی ما اثر نداره حتی با وجود تعدد خواستگار، و دیگه خسته نمیشیم از تعدد خواستگارهایی که فکر میکنیم حضور بعضی از اونها توهین به ما شخصیت ما هست....




    نکته چهارم اینکه
    ، همون خدایی که این چهره و فیزیک رو به مخلوقاتش داده ، برای هر کدوم هم یک زن و شوهری افریده که عاشق تیپ و چهره طرف مقابلشون بشه ، گاهی تو خیابون میشه دختر پسرهایی دید که واقعا در ظاهر هیچ سنخیتی ندارن ولی خدا مهرشون رو در دل هم قرار داده...

    نکته زیاده ولی دیگه همکارانم از اتاق فرمان اشاره میکنن ظاهرا وقت امشبمون تموم شده


    هدی جان سوالی داشتم ازت:
    اگر تو جلسه خاستگاری مادر و خواهر در مورد توانایی ها و کارهات سوالی نپرسن شما چطور بحث رو هدایت میکنی که اونهارو بیشتر با خودت و تواناییات آشنا کنی؟ که هم اونها بیشتر با خوده واقعیت آشنا بشن و هم حالت خودنمایی پیدا نکنه؟
    من هدی نیستم ، هادیشون هستم به نظر من توی هر جلسه یک خانم خوش صحبت اگه باشه ، مثلا مادربزرگی ، خاله ای ، زن داداشی ، کسی ، خیلی اثر داره که ایشون از شما و توانایی شما تعریف صادقانه بکنه...


    راستی یک موضوع دیگه هم اینکه ، اصلا توی جلسه خواستگاری کنار سینی چایی گل نزارید ....
    من خودم یکجا رفته بودم خواستگاری ، بعد این دختر خانم کنار سینی چاییشون یک گل چسبونده بود ، وقتی برای من چایی اورد ، من فکر کردم این گله ، اشانتیونی چیزی هست اقا حالا هر چی من این گله رو میکشم ، مگه کنده میشه ، از اینطرف من گله رو میکشم ، از اونطرف هم دختر خانم دسته سینی رو محکم گرفته و داره میکشه حالا مگه من ادمیم که از مال مفتی بگذرم ، خلاصه هر چی کشیدم دیدم فایده نداره دیگه بیخیالش شدم.... بعدش رفتیم توی اتاق با دختر خانم صحبت کنیم ، بعد دختر خانم شروع کرد به حرف زدن گفت ببخشید شما چه معیارهایی انتظار دارید که همسرتون داشته باشه ، منم گفتم:
    به نام خدا ، با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما و خانواده زحمتکشتون من در درجه اول میخوام همسرم یک فرد مذهبی باشه ، در درجه دوم میخوام همسرم جینگوله مستون باشه ، در درجه سوم ... هم میخواستم درجه سوم رو بگم ، دخترخانم ازم پرسید ، ببخشید شما همون اقای نود و سه سایت همدردی نیستید ، منم ذوق کردم و گفتم لابد میخواد عکس سلفی ، چیزی با من بندازه ، برای همین با نیش تا بناگوش باز شده گفتم ، چرا ، خود نامردشم .... دیگه از اینجا به بعد دیگه نفهمیدم چی شد که یهو به خودم اومدم دیدم با دسته گلم روی جدول کنار خیابون نشستم و خانوادم دارن بادم میزنن.... که شروع تمام حوادث از اون گل کنار سینی چایی بود


    أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
    آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟

    ( زمر / 36 )


  2. 2 کاربر از پست مفید محمد 93 تشکرکرده اند .

    parinazbanoo (پنجشنبه 15 مرداد 94), گلاب (جمعه 19 تیر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چطور یک زن مستقل، با عزت نفس و دوست‌داشتنی بشم
    توسط عاشق خانواده در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: پنجشنبه 08 مرداد 94, 17:09
  2. وقتی عزت نفس از بین رفته چطوری میشه درستش کرد؟
    توسط Pooh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: دوشنبه 31 شهریور 93, 07:36
  3. **::**::** عزت نفس ..... اجزاء و علائم **::**::**
    توسط فرشته مهربان در انجمن اعتماد به نفس
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 06 شهریور 92, 13:11
  4. ملکه باش! قدرت و عزت خود را حفظ کن
    توسط single در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 20:17
  5. زخم‌هاي عاطفی عامل اصلی ضعف عزت نفس هستند
    توسط hamdam 96 در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 مرداد 90, 14:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.