سلام عزیزم
منم مثل شما یکی از مخالفان خواستگاری سنتی به نحو رایج بودم.اتفاقا اینجا هم در موردش تاپیک زدم و صحبت هام حول در نظر نگرفتن اعتماد به نفسم در این جور مراسم بود.اما جالبش اینه که نهایتا با همسرم به شیوه ی همین خواستگاری سنتی آشنا شدم و عاشق شدم و ازدواج کردم
خانمی اینکه یه شیوه ی مهم معرفی شدن رو کلا ندیده بگیری اصلا منطقی نیست.من با تمام وجودم درک میکنم که وقتی خانم هایی جهت خواستگاری میومدن و کلی کلاس میزاشتن و بی هیچ خبری میرفتن چه اعصابی از دختر خرد میشه و چه فرآیند روح فرسایی هستش.
من به میزان زیاد توی این حالت برزخی بودم و همیشه هم انگشت اتهامم به سمت خودم بود.یه مدت بسیار زیادی هم کلا اعتماد به نفسم نابود شد.
اما بین همین پروسه های مخل آسایش، من اونی که میخواستمو کاملا مطابق معیار هام بود به دست آوردم.آدم نمیدونه تقدیر از چه مسیری سر راهش میاد پس هیچ مسیری رو برای خودت مسدود نکن.
عزیزم اگه جلسات اول این مراسم خانوما میان پس بحث ظاهر مطرح میشه.شما هم به ظاهرت به قدر کافی برس.اگه به نظر خودت لاغری میتونی لباسهایی که اندامت رو پر تر نشون میده بپوشی.باید از قیلتر اول رد بشی پس متاسفانه باید یه مقداری ظاهر سازی کنی تا به مرحله بعدی برسی و از ارزش هات خبر دار بشن.
در مورد رنگ پوست هم که خدا خیر لوازم آرایش بده:
در مورد جراحی زیبایی من خودم انجام دادم و طوری بود که از نتیجه ش کاملا راضی هم.اما به هر حال خیلیییییی از آقایون جراحی رو دوست ندارن و ممکنه بیشتر از جاذبه دافعه داشته باشه.
اما از یه نکته غافل نشو که مهم اینه که خودت از وجودت لدت ببری و خودت رو دوست داشته باشی، در این صورت اعتماد به نفست نمود بیرونی تری پیدا میکنه و اونی که واقعا قسمتت باشه نه اهمیت میده چرا لاغری یا چرا پوستت سبزه و بانمک.تو جلسات خوش برخورد باش و شاد.سرتو بالا بگیر و از خدا بخواه مطمئن باش قشنگ ترین تقدیرو سر راهت میزاره
شاد باشی و خوشبخت![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)