سلام مجدد دوستان
صحبت از تقوا شد... منم تازگی یه چیزهایی دارم می فهمم...
دوست بسیار محترمیبه من یک کتاب معرفی کردند و پیشنهاد دادند که به پدرم هدیه بدهم.
نام کتاب: حج نوشته دکتر علی شریعتی....
قسمتی از کتاب را برایتان می گذارم. این قسمت روی من که خیلی اثر گذاشت.دوست داشتم برای شما هم بگذارم:
"به نام آن ذات بیمانندی که مهر را در گلشن حقایق پرورش میدهد.
ایام، ایام حج است و موسم، موسم ذبح اسماعیل
ای حاج! اسماعیل تو کیست؟ چیست؟
نیازی نیست؟ کسی بداند، باید خود بدانی و خدایت
، اسماعیل تو ممکن است فرزندت نباشد، تنها پسرت نباشد، زنت، شویت، شغلت، شهرتت، شهوتت، قدرتت، موقعیتت، مقامت…..
من نمیدانم، هر چه در چشم تو، جای اسماعیل را در چشم ابراهیم دارد،
و اکنون که "آهنگ خدا” کردهای در "منی” ذبح کن.
گوسفند را هم از آغاز تو خود انتخاب مکن، بگذار خدا انتخاب نماید، و
آن را، بجای اسماعیلت، به تو ارزانی کند.
اینچنین است ذبح گوسفند را، به عنوان قربانی، از تو میپذیرد،
چرا که ذبح گوسفند بجای اسماعیل، "قربانی” و ذبح گوسفند به عنوان گوسفند، ” قصابی” است!"
دکتر علی شریعتی
دیروز این قسمت را ابتدای کتاب با خط خوش نوشتم. و کتاب را به پدرم تقدیم کردم.
شاید در ابتدا پشت این مطالب از زبان دکتر شریعتی خیلی حرفها را به پدرم گفتم... اصلا به نظرم می رسید این نوشته برای پدرم باشد... هرچند که پدرم ابتدای کتاب را خواند و بازخوردی از خود نشان نداد! ولی من که می دونم پدر منظور منو می گیرند.....
اما خواستم بگم این قسمت از این کتاب هم می توان جلوه زیبای دیگری از تقوا را دید و چقدر همین به من کمک می کند!
من هم اسماعیل دارم که باید قربانیش کنم. شاید اسماعیل من غرورم باشه... شاید همین تلاشی که باید بکنم در برابر پدرم ... و تا آخر این مسیر صبور باشم...
نمی دانم...
ولی فهمیدم اگر به خاطر خدا تو این مسیر خواستگاری ها یا ازدواج از اسماعیلم(چیزهایی که نفسا دوست دارم مثل بعضی معیارهام یا بعضی از شرایطم ) در راه خدا بگذرم و اجازه بدهم خدا خودش مسیرم را انتخاب کند خداوند به جایش برایم قربانی دیگری انتخاب می کند که در آخر به همان اسماعیلم هم برسم!!!
نمی دونم این فکر من چقدر درسته...
ولی من فکر می کنم درسته...
خدا خیلی مهربونه اگر کسی از اسماعلیش بگذره دوباره اسماعیلش را بهش برمی گردونه...
فقط نکته خیلی راحت و خوش شانسی برای ما اینه که حضرت ابراهیم که نمی دونست اسماعیل بهش برمی گرده ولی ما که می دونیم!!! و با خیال راحت(!) می تونیم این کار را انجام بدیم :)) [البته بگم یه جورایی باید این قسمت را تو نیتمون نیاریماا...؛) ]
ان شاالله هممون بتونیم از اسماعیل هامون بگذریم و به خدا اعتماد داشته باشیم و شاید این هم یک بعد از تقوا باشه.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)