چند جا دیدم گفتی دایی هام و یا پدر بزرگم و غیره ................. تا الان به فکر من نبودن کاری برام نکردن .
برام سوال شده باید چیکار میکردن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا حالا چه کارت به اونا افتاده که برات کم گذاشتن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اونا الان چه وظیفه ای دارن ؟؟؟؟ اینکه به ایستن و تو چاه افتادن دخترشونو ببینن ؟ و مثل یه مهمون بیان و برن ؟؟؟؟؟
خب اگه براشون مهم نبودی که بدون شک همین کار میکردن .
چرا پدر بزرگت به نماینده خودش دای بزرگ شما تاکید کرده در مجلس شما شرکت نکنن . ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا نگران شمان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در این روز های حساس بین مادرت و خانوادش اختلاف و شکاف به وجود نیامده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو خود شخصا به دیدارشون برو و دلایل جویا شو . اونا روحیات و اخلاقیات شما و خانواده شما رو بهتر درک میکنند و مثالما بهتر راهنمایی میکنند .
شاید تونستی راضی شون کنی . مادرت به اندازه کافی تلاش کرده من خبر دارم . نوبت خودته ......... برو و با دلایلت راضی شون کن . هر چی تو دست داری که مثبت تلقی میشه و میتونه به این ازدواج بال و پر بده براشون رو کن ....
اگه واقعا انقدر بزرگ شدی که بتونی ازدواج کنی پس لا اقل دو نفر رو راضی کن .
مادرتو که نتونستی .
منتظرم پررنگ شی . یه سطل آب یخ برات حاضر کردم ..









علاقه مندی ها (Bookmarks)