سلام
بعداون دعوای شدید شوهرم واینکه 5بارمنوزد همه اش تحت تاثیرمادروخواهرش ازش متنففرشدم
ظاهرراحفظ می کنم ولی باطنا اورابچه ننه می دانم شوهرم وقتی می یان اینجاازتهران بچه بزرگه را می ذاره پیششون و2شب محل کارش می خوابه
من 1ماهه برای اینکه احترام ازدست رفته ام رابرگردانم نسبت بهش خییییییییلی سردم وقبلا تندتندهی بهش زتگ میزدم ولی الآن دیربه دیرواین قدری که زندگیم ازهم نپاشه باهاش حرف می زنم مادرشوهرم برام عین یه جن می مونه خیییییییییییلی حسود خییییییییلی فضول وبیییییینهایت بدجنس
ولی مشاوران می گن اصل کاری منم که بازبان چرب ونرم واحترام ویالابردن هوش هیجانی ام می توانم زندگی راازشرزلزله هایی که قوم بدجنس شوهرتشکیل شده ازمربع مادرشوهر پدرشوهر خواهرشوهروبرادرشوهر نجات دهم
الآن شوهرم ظهرهانمی یاد خونه ومن فکرمی کنم به خاطرتشویقهای آن ناکسهاست مبنی براینکه مراول کند
اصصصصصصصصصصصلا نمی تونم آن هووی کوچکم(مادرشوهر)رادوست داشته باشم
ازفتنه گریهای اوخسته شدم شوهرم هم یه شدت بدجنس شده
من می خوام شوهرم ظهرهابیادخونه می خوام مادرشوهرم بمیره می خوام از شوهرم فقط حرف عاشقانه بشنوم نه فحش تحقیر یااهانت
شوهرم باالقوه پتانسیل عاشق من شدن رادارد ولی اگرمادرش بگذارد
مادرش ازمن متنفراست مادرش چشم دیدن مراندارد وحسودی زندگی من رامی کند
من رابطه جنسی ام راباهاش منظم دارم ولی اونجورزبان چرب ونرم ندارم البته خوشبختانه مادرش هم همین طوراست وزبان چرب ونرم ندارد ومن اگربتوانم این مساله رارعایت کنم ازاوجلومی افتم ولی من یک مشکل دیگرهم دارم وآن این است که تایکذره تغییرمی کنم شوهرم می فهمدکه می خواهم نفوذم راازمامانش بیشترکنم وبامن بداخلاقی می کند یک همچین آدم بدبختی هستم من
- - - Updated - - -
سلام
بعداون دعوای شدید شوهرم واینکه 5بارمنوزد همه اش تحت تاثیرمادروخواهرش ازش متنففرشدم
ظاهرراحفظ می کنم ولی باطنا اورابچه ننه می دانم شوهرم وقتی می یان اینجاازتهران بچه بزرگه را می ذاره پیششون و2شب محل کارش می خوابه
من 1ماهه برای اینکه احترام ازدست رفته ام رابرگردانم نسبت بهش خییییییییلی سردم وقبلا تندتندهی بهش زتگ میزدم ولی الآن دیربه دیرواین قدری که زندگیم ازهم نپاشه باهاش حرف می زنم مادرشوهرم برام عین یه جن می مونه خیییییییییییلی حسود خییییییییلی فضول وبیییییینهایت بدجنس
ولی مشاوران می گن اصل کاری منم که بازبان چرب ونرم واحترام ویالابردن هوش هیجانی ام می توانم زندگی راازشرزلزله هایی که قوم بدجنس شوهرتشکیل شده ازمربع مادرشوهر پدرشوهر خواهرشوهروبرادرشوهر نجات دهم
الآن شوهرم ظهرهانمی یاد خونه ومن فکرمی کنم به خاطرتشویقهای آن ناکسهاست مبنی براینکه مراول کند
اصصصصصصصصصصصلا نمی تونم آن هووی کوچکم(مادرشوهر)رادوست داشته باشم
ازفتنه گریهای اوخسته شدم شوهرم هم یه شدت بدجنس شده
من می خوام شوهرم ظهرهابیادخونه می خوام مادرشوهرم بمیره می خوام از شوهرم فقط حرف عاشقانه بشنوم نه فحش تحقیر یااهانت
شوهرم باالقوه پتانسیل عاشق من شدن رادارد ولی اگرمادرش بگذارد
مادرش ازمن متنفراست مادرش چشم دیدن مراندارد وحسودی زندگی من رامی کند
من رابطه جنسی ام راباهاش منظم دارم ولی اونجورزبان چرب ونرم ندارم البته خوشبختانه مادرش هم همین طوراست وزبان چرب ونرم ندارد ومن اگربتوانم این مساله رارعایت کنم ازاوجلومی افتم ولی من یک مشکل دیگرهم دارم وآن این است که تایکذره تغییرمی کنم شوهرم می فهمدکه می خواهم نفوذم راازمامانش بیشترکنم وبامن بداخلاقی می کند یک همچین آدم بدبختی هستم من
- - - Updated - - -
چه کارکنم
شوهرظهرهابیادخونه؟به نظرم شوهرنهایت 10ساعت بیرون باشه آخه یعنی چی این همه بی محبتی ودلسردی اززندگیچه کارکنم فحش نشنوم هرگزتاآخرعمردست روم بلندنکند؟ازمن درمقابل غیبتهای مامان خواهربرادروپدرش دفاع کند راستی من رابطه ام رابامادرشوهرم اینا تقریبا قطع کردم البته برای تولدپسر3ساله ام می خواهم دعوتشان کنم ولی ازشان متنفرم








چه کارکنم فحش نشنوم هرگزتاآخرعمردست روم بلندنکند؟ازمن درمقابل غیبتهای مامان خواهربرادروپدرش دفاع کند راستی من رابطه ام رابامادرشوهرم اینا تقریبا قطع کردم البته برای تولدپسر3ساله ام می خواهم دعوتشان کنم ولی ازشان متنفرم

علاقه مندی ها (Bookmarks)