به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22

Threaded View

  1. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    47
    Array
    دوستای خوبم ممنون که به من جواب دادید.

    ذوق کردی برای همینه گریه میکنی ذوقی که تهش یه دل درد کشیده است.
    آره خودمم میدونم ناراحت نبودم و خوشحال بودم فقط دفعه ی اولم بود به خاطر خوشحالی داشتم گریه میکردم اونم این مدلی حالم خوب بود والانم خوشحالم. انگار دیشب کلی خندیدم و

    امروز صبح با انرژی از خواب بیدار شدم.


    آرامش جان.

    منم دارم میترکم
    دوست دارم مامانمو ببوسم..خیلی دوسش دارم ازهمه بیشتر
    ولی حیف این دوسه سال انقدرعصبی بودم و باهاش دعوا کردم ... انقدردرحقش کوتاهی وتقصیرداشتم...سرچه چیزایی...خداکنه منوببخشه...فکرمیکردم درکم نمیکنه...ولی منم اونو درک نمیکردم....کوتاه نمیومدم
    باچه رویی بگم دلم میخواد بغلت کنم؟منم گریم گرفته ...کیه باشنیدن اسم مادر بغض نکنه...از بس بهشون بدی میکنیم...کوتاهی میکنیم....خیلی دوسش دارم
    خداهمه مامانارو نگه داره..
    احساس قشنگتو درک میکنم. این که چقدر دوستش داری و اینکه چقدر از دست خودت دلگیری. ببخشید تورم به گریه انداختم.

    میدونی من مادرم خیلی وقت بود مادرم نبود.اون مادر مهربون سالها بود از پیشم رفته بود اونقدر که فکر میکردم مادر ندارم.اما یه هویی متوجه شدم برگشته. همون مادرم بود که برام لقمه میگرفت و میذاشت دهنم و دست رو سرم میکشید.

    دیشب یاد تمام خاطرات بچگیم افتادم و خیلی گریه کردم . تمام این سالها از ذهنم گذشت و درسته داشتم گریه میکردم ولی ته اش ناراحتی نبود و یه حس خوب بود.

    دوست دارم همیشه سالم باشه. مادرمو دوست دارم و دیروز عصر دیدم که چقدر منو دوست داره و یاد زحمتایی که برام کشیده افتادم.

    مادرا عاشقن و زود بچه هاشونو می بخشن. من مطمئنم مادر تو هم مثل تو عاشقته. همون طور که اونا ما رو درک نمیکنن ما هم اونا رو درک نمیکنیم و فقط عاشق همیم و چون فکر

    میکنیم مال ما هستن و همیشه در کنارمون بعضی موقع ها بد خلقی میکنیم. دوست داریم نازمون رو بکشن. این ویژگی همه ی بچه های دنیاست. من و تو بچه های مادرمون هستیم.

    هر چقدر هم بد باشیم مادرمون ما رو دوست داره . ولی من دیگه نمیخوام باهاش بد باشم و دعواش کنم. میخوام بشینم نگاش کنم و کیف کنم باهاش حرف بزنم حتی اگه نفهمه من چی

    میگم.

    با آرزوی سلامتی و طول عمر برای همه ی مادرای عزیز.
    ویرایش توسط تیام : سه شنبه 28 مرداد 93 در ساعت 10:21

  2. 2 کاربر از پست مفید تیام تشکرکرده اند .

    ARAM-ESH (سه شنبه 28 مرداد 93), terme00 (سه شنبه 28 مرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.