به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 خرداد 93 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1392-8-26
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    479
    سطح
    9
    Points: 479, Level: 9
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با عرض سلامی دوباره

    واقعا از شما عزیزان مهربانم deljoo_deltang و khaleghezey بابت همدردی و راهنمایی ها و نصیحت های ارزشمندتان بسیار بسیار سپاسگذارم.

    از لینک های مفیدی که هر دو عزیزم برام گذاشتید فعلا تا حدودی استفاده کردم و بسیار مفید بودند و چندین و چند بار باید مرورشون کنم تا ملکه ذهنم بشه.

    همه ی دوستان خیلی خیلی کمکم کردید. من کلی چیز که نمیدونستمو یاد گرفتم. نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم. ممنون ممنون ممنون

    - - - Updated - - -

    ضمن تشکر دوباره از شما مهربانان بخاطر این همه دقت در جواب دادن و معرفی مقالات.
    خواستم بگم لینک "کارگاه آموزشی رفتار جرات مندانه" و اون موضوع "چگونه منفعل نباشیم؟" خیلی منو جذب خودش کرد.
    و فهمیدم که تا به امروز من همیشه منفعلانه رفتار میکردم. اما اگر بتونم رفتار جرات مندانه را در زمان مناسب بکار بگیرم خیلی خوبه.

    و یاد یک قضیه ای افتادم.

    من همیشه بخاطر رودرواسی یا بخاطر اینکه طرف ناراحت نشه از خواسته های خودم میگذرم. اما یادم اومد فقط یکبار به خودم جرات دادم و خواسته امو بیان کردم که همون یکبار برام بس بود!

    خانواده همسرم قراره طبقه بالای خونشون رو دو سال دیگه بدن تا ما اونجا زندگی کنیم.
    مادرشوهر من از اون سری آدم هاست که به قرض گرفتن وسایل از در و همسایه و دوست و آشنا عادت داره و من همیشه از اینکه بخوام با اونا همسایه بشم نگرانم چون در اونصورت مطمئنا تمامی جهازم باید بصورت مشترک با اون ها استفاده بشه!
    یکشب که با همسرم و خانواده اش دور هم نشسته بودیم، بحثی پیش اومد و طی این بحث مادرشوهرم گفت ما آبمیوه گیریمون خرابه و نمیریم بخریم تا زمانی که شما میاین واسمون کار میکنه دیگه. گفتم چطور مگه؟! یعنی وقتی ما بیایم میخرید؟!
    گفت نه دیگه مگه شما برا جهازتون آبمیوه گیری نمیدن بهتون؟!
    گفتم چرا دیگه. گفت خب همونو ما هروقت بخوایم آبمیوه بگیریم ازتون میگیریم. یا میوه ها رو میدیم بالا شما برامون آبشو بگیرید!!!!
    وای منم که از این موضوع همیشه نگرانی داشتم سعی کردم یک رفتاری نشون بدم که بفهمن دوس ندارم برا همین به شوخی با تعجب چشامو گرد کردم و بعد خندیدم.
    اونم گفت: یعنی نمیخوای وسیله ای لازم داشتیم به ما بدی؟؟؟
    منم نتونستم خودمو کنترل کنم و فقط خیلی مودبانه گفتم ببخشید ولی من الانش که خیلی رو وسایلم حساسم. فکر کنم در مورد وسایل خونه خودم که خیلی بیشتر حساس باشم. من دوس دارم همیشه وسایلم سالم و تمیز بمونه. واسه همین از قرض دادن به کسی فقط رنج میبرم.


    و اینم اضافه کنم که مادرشوهرم هم تقریبا هر روز یا یکروز در میون آبمیوه میگیره.
    تازه هروقت مهمون دارن اونقدر پیشدستی و چاقو و لیوان کم دارن که هربار از کسی قرض میگیرن. با اینکه وضع مالیشون هم خیلی خوبه.ولی پول به وسیله نمیدن.
    مطمئنا من که اونجا برم دیگه هرچی کم بیارن از من قرض میگیرن.

    خلاصه الان که کارگاه آموزشی رفتار جرات مندانه رو میخوندم یاد این قضیه افتادم و با بررسی هایی که کردم دیدم رفتارم جرات مندانه بوده. نه پرخاشگرانه و نه منفعلانه. درسته؟


    اما چشمتون روز بد نبینه. همینکه شب برای خواب به اتاق همسرم رفتیم شوهرم کلی سرم دادو بیداد کرد که چرا اونجوری رفتار کردی و تو خسیسی و من باید درستت کنم. اصلا خسیس بودنت رو نمیپسندم. من بهش گفتم: اما آخه من فقط حرف دلم رو گفتم. تو دوس داری من به اجبار قرض بدم و تو دلم هی حرص بخورم و زجر بکشم؟؟؟
    اونم گفت تا این رفتارت درست نشه خونه خودمون نمیریم. حتی شده ده سال دیگه ولی باید درست بشی. و من تا اومدم چیزی بگم محکم با دست تو دهنم کوبید و منو رو تخت هل داد و سرم محکم به دیوار خورد
    ( وقتی عصبانی ام میشه کنترلشو از دست میده و هرکاری میکنه)
    خلاصه اونقدر بهم گفت این رفتارت بد بوده و از روی خسیس بودنت هست و سرم دادو بیداد کرد که من واقعا فکر کردم چه کار احمقانه ای انجام دادم و چقدر من خسیسم!!! که فرداش رفتمو از مادرشوهرم عذرخواهی کردمو گفتم منظوری ندارم وسایل ما و شما نداره!!!!!!!


    خب آدم وقتی بخواد رفتار جرات مندانه ام داشته باشه که نمیذارن خب


    میدونم که باید در اون لحظه پوست کلفتی میکردم و رو حرف خودم وامیستادم.اما بخدا اگر بخوام پوست کلفت باشم باید به قیمت جونم باشه.
    چون یکبارمخالفت و حرف خودم روزدن در برابر همسرم با داد شدیدش رو به رو میشم.
    و برای بار دوم بخوام حرف خودمو تکرار کنم با مشت و لگد هاشمیدونم که من واقعا بدبخت شدم با این مرد. نه؟






    - - - Updated - - -

    ضمن تشکر دوباره از شما مهربانان بخاطر این همه دقت در جواب دادن و معرفی مقالات.
    خواستم بگم لینک "کارگاه آموزشی رفتار جرات مندانه" و اون موضوع "چگونه منفعل نباشیم؟" خیلی منو جذب خودش کرد.
    و فهمیدم که تا به امروز من همیشه منفعلانه رفتار میکردم. اما اگر بتونم رفتار جرات مندانه را در زمان مناسب بکار بگیرم خیلی خوبه.

    و یاد یک قضیه ای افتادم.

    من همیشه بخاطر رودرواسی یا بخاطر اینکه طرف ناراحت نشه از خواسته های خودم میگذرم. اما یادم اومد فقط یکبار به خودم جرات دادم و خواسته امو بیان کردم که همون یکبار برام بس بود!

    خانواده همسرم قراره طبقه بالای خونشون رو دو سال دیگه بدن تا ما اونجا زندگی کنیم.
    مادرشوهر من از اون سری آدم هاست که به قرض گرفتن وسایل از در و همسایه و دوست و آشنا عادت داره و من همیشه از اینکه بخوام با اونا همسایه بشم نگرانم چون در اونصورت مطمئنا تمامی جهازم باید بصورت مشترک با اون ها استفاده بشه!
    یکشب که با همسرم و خانواده اش دور هم نشسته بودیم، بحثی پیش اومد و طی این بحث مادرشوهرم گفت ما آبمیوه گیریمون خرابه و نمیریم بخریم تا زمانی که شما میاین واسمون کار میکنه دیگه. گفتم چطور مگه؟! یعنی وقتی ما بیایم میخرید؟!
    گفت نه دیگه مگه شما برا جهازتون آبمیوه گیری نمیدن بهتون؟!
    گفتم چرا دیگه. گفت خب همونو ما هروقت بخوایم آبمیوه بگیریم ازتون میگیریم. یا میوه ها رو میدیم بالا شما برامون آبشو بگیرید!!!!
    وای منم که از این موضوع همیشه نگرانی داشتم سعی کردم یک رفتاری نشون بدم که بفهمن دوس ندارم برا همین به شوخی با تعجب چشامو گرد کردم و بعد خندیدم.
    اونم گفت: یعنی نمیخوای وسیله ای لازم داشتیم به ما بدی؟؟؟
    منم نتونستم خودمو کنترل کنم و فقط خیلی مودبانه گفتم ببخشید ولی من الانش که خیلی رو وسایلم حساسم. فکر کنم در مورد وسایل خونه خودم که خیلی بیشتر حساس باشم. من دوس دارم همیشه وسایلم سالم و تمیز بمونه. واسه همین از قرض دادن به کسی فقط رنج میبرم.


    و اینم اضافه کنم که مادرشوهرم هم تقریبا هر روز یا یکروز در میون آبمیوه میگیره.
    تازه هروقت مهمون دارن اونقدر پیشدستی و چاقو و لیوان کم دارن که هربار از کسی قرض میگیرن. با اینکه وضع مالیشون هم خیلی خوبه.ولی پول به وسیله نمیدن.
    مطمئنا من که اونجا برم دیگه هرچی کم بیارن از من قرض میگیرن.

    خلاصه الان که کارگاه آموزشی رفتار جرات مندانه رو میخوندم یاد این قضیه افتادم و با بررسی هایی که کردم دیدم رفتارم جرات مندانه بوده. نه پرخاشگرانه و نه منفعلانه. درسته؟


    اما چشمتون روز بد نبینه. همینکه شب برای خواب به اتاق همسرم رفتیم شوهرم کلی سرم دادو بیداد کرد که چرا اونجوری رفتار کردی و تو خسیسی و من باید درستت کنم. اصلا خسیس بودنت رو نمیپسندم. من بهش گفتم: اما آخه من فقط حرف دلم رو گفتم. تو دوس داری من به اجبار قرض بدم و تو دلم هی حرص بخورم و زجر بکشم؟؟؟
    اونم گفت تا این رفتارت درست نشه خونه خودمون نمیریم. حتی شده ده سال دیگه ولی باید درست بشی. و من تا اومدم چیزی بگم محکم با دست تو دهنم کوبید و منو رو تخت هل داد و سرم محکم به دیوار خورد
    ( وقتی عصبانی ام میشه کنترلشو از دست میده و هرکاری میکنه)
    خلاصه اونقدر بهم گفت این رفتارت بد بوده و از روی خسیس بودنت هست و سرم دادو بیداد کرد که من واقعا فکر کردم چه کار احمقانه ای انجام دادم و چقدر من خسیسم!!! که فرداش رفتمو از مادرشوهرم عذرخواهی کردمو گفتم منظوری ندارم وسایل ما و شما نداره!!!!!!!


    خب آدم وقتی بخواد رفتار جرات مندانه ام داشته باشه که نمیذارن خب


    میدونم که باید در اون لحظه پوست کلفتی میکردم و رو حرف خودم وامیستادم.اما بخدا اگر بخوام پوست کلفت باشم باید به قیمت جونم باشه.
    چون یکبارمخالفت و حرف خودم روزدن در برابر همسرم با داد شدیدش رو به رو میشم.
    و برای بار دوم بخوام حرف خودمو تکرار کنم با مشت و لگد هاشمیدونم که من واقعا بدبخت شدم با این مرد. نه؟




    ویرایش توسط نوعروس : یکشنبه 21 اردیبهشت 93 در ساعت 00:35

  2. 2 کاربر از پست مفید نوعروس تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 24 اردیبهشت 93), شمیم الزهرا (یکشنبه 21 اردیبهشت 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خواستگاری دخترکاردرستیه؟
    توسط سمانه73 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: جمعه 08 اردیبهشت 91, 12:51
  2. در شرف جدا شدن هستیم
    توسط mahan31 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 تیر 90, 19:55
  3. تا چه سنی مسئول کار بچه ها هستیم؟!
    توسط ani در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 دی 88, 20:02
  4. گفتار نخستین در چارچوبه ی حقوق ما
    توسط آرمانخواه در انجمن حقوق ما...
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 خرداد 87, 19:47

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.