به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اسفند 94 [ 19:17]
    تاریخ عضویت
    1392-12-01
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    1,928
    سطح
    26
    Points: 1,928, Level: 26
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    30

    تشکرشده 60 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام من چند وقت پیش توی اینترنت با خانمی آشنا شدم و فقط در حد چت با همدیگه حرف زدیم من با خانمم دقیقا مشکلی شبیه به مشکل شما داشتیم و ایشون زمانیکه من بخاطرشون تقاضای آشنایی چند خانم رو رد کرده بودم و حاضر نبودم کمترین ناراحتی متوجه ایشون بشه اونقدر به مسایل بیخود و الکی گیر میداد که حتی دیگه میترسیدم اسم کسی رو پیشش بیارم و از اونطرف همین گیرها محبتمونو کمتر و کمتر میکرد. تا اینکه قهر و خونه باباش رفتنها شروع شد و خراب کردن من پیش این و اون. خوب من که خیلی داغون بودم گفتم که حالا که متهمم و آش نخورده و دهن سوخته است منم تلافی میکنم و رفتم چت کردم. کارم کار اشتباهی بود و پشیمون هم شدم و ادامه ندادم ولی منظور اینکه شک و گیرهای اون در از کوره در رفتن من بی تاثیر نبود و بعدا توی ادامه همین شک و تردید اومد توی میل من رو گشت و اون چت بی اساس که اصلا ریشه ای نداشت رو پیراهن عثمان کرد. البته اینو بگم که کار من اصلا درست نبوده و نیست ولی موقع عصبانیت آدم سخت میتونه خودشو کنترل کنه. الان هم اگرچه داریم با هم زندگی میکنیم ولی اون بهونه ای گیر آورده واسه ادامه شک و تردید و من خسته شدم از اینکه همیشه در معرض اتهام هستم. اگه این روش ادامه پیدا کنه متاسفانه باید به جدایی فکر کنم با اینکه اصلا تمایل ندارم جدا شیم. خسته شدم از این همه شک الان هم با اینکه هر چیز که تشدید کننده شکش هست رو در اختیارش گذاشتم تا خیالش راحت باشه بدتر دنبال چیزهای جدیدتری هستش که من اصلا خبر ندارم ازشون مثلا میگه تو وایبر و .... هستی در صورتیکه اولین بار بود اسمشو از زبون خودش میشنیدم. بعدش حرمتها شکسته شده هرچی میخواد میگه و من نمیخوام بچه هامون تو آینده تو محیطی که همش بددهنی و بی حرمتیه بزرگ بشن از زندگی تو این همه شک و تردید خسته شدم. اون زندگی رو بسمتی برد که ازش می ترسید و من هم کاتالیزور شدم. لطفا با شک بیخود و شیطانی زندگی خودتونو خراب نکنید

  2. 2 کاربر از پست مفید امیر۶۲ تشکرکرده اند .

    reihane_b (شنبه 20 اردیبهشت 93), sara 65 (شنبه 20 اردیبهشت 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 54
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 تیر 94, 18:47
  2. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 07 آبان 93, 10:45
  3. حساسیت زیاد همسرم روی خانوادش و پرخاشگری بخاطر آنها
    توسط marta در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 16 مرداد 93, 11:47
  4. حساسیت بیش از اندازه شوهر و خانواده شوهرم روی من
    توسط elham red در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: چهارشنبه 12 تیر 92, 10:59
  5. * حساسیت خانواده شوهرم روی ارتباط من و خانواده ام
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 آذر 90, 23:17

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.