سلام سمانه خانم. شما فرمودید که به ایشون گفتید :من بهش گفتم اولا انزجاری در کار نیست، ثانیا چیز خاصی بین ما نبوده که شما با این لحن صحبت میکنید. اما اون سر حرف خودش بود و چندبار دیگه هم این جمله رو تکرار کرد! گفت صحبت هایی که ان روز درباره ازدواج کرد جنبه مثال داشته و فقط میخواسته خط زندگی رو به من نشون بده!بهش گفتم فکر میکنین کار درستیه که بخواین به همدانشگاهیتون خط زندگیشو درباره ازدواجش نشون بدین؟! اینو که گفتم موند چی بگه! ببنید شما براشون سو تفاهم ها رو رفع کردید دیگه... کلا فکر میکنم همه ی پسر ها این طوری باشند بیش تر جذب دختری میشند که دست نیافتنی تر باشه (برای ازدواج میگم) یه دختر که یکم بهشون بها میده یکم توجه نشون میده یه اعتماد به نفسی میاد سراغشون فکر میکنند دیگه حالا چه خبره دختری که تا دیروز رویاشون بود بهشون نگاه کنه تا بفهمند اونم دلش گیره تازه اون جا یاد این می افتند که توی دلشون دچار گاها تردید و دودلی میشند (که اکثر مواقع هم اشتباست) الان شما به قول دوست قبلیمون که نظر دادند هرچه بیش تر بخواید توجه نشون بدید نتیجه عکس میشه و بیش تر باعث میشید اون اقا دو دل شند و فکر میکنند حالا شما خدایی ناکرده رو دست پدر موندید و دیگه چه خبره (مشکل اون اقا نیستش ها !!! خودمم بودم برای خودمم اینو میگفتم و هر پسر دیگه ای هم بود) شما باور کنید اشتباه نکردید و بابتش هم سو تفاهم رو رفع کردید...اشتباه شما خدایی ناکرده میتونه بعد این باشه...اون اقا 25 سالش هست مشخصه ادم زرنگی هم هست که موقعیت خوبی داره اون فرد 5 سال از شما هم بزگرتر هم هستش پس طبیعی هستش طوری رفتار کنه که حتی اگه فردا روزی هم بهم رسیدید مردانگیش حفظ شه و شما نگید افتاده بودی دنبالم و این حرفا و اون اقا این چیزا رو خوب میدونه و برای همین وفتی شما رو میبینه و شما اونو یه طوری وانمود میکنه مهم نیست ولی بعدش یواشکی شما رو میبینه که شما هم اتفاقی دیدید... بازم میگم اون اقا اگه شما رو بخواد برای ازدواج که اولش هم همین طور به نظر می اومد شما کافی هستش خودتون باشید اصلا کار نداشته باشید هست یا نیست از ابتدای خلقت هم باید مرد می افتاده دنبال زن و باور کنید شما خودتون رو نشون دادید و بیش از این بخواید کاری کنید اشتباست.. یه وقتی بود شما با ایشو هم کلام نشده بودید و اون وقت میگفتم اره خب یه حرکتی بکنید که اونم متوجه بشه و اون اتفاق هم افتاد دیگه بسه..شما هر چی سنگینی خودتون رو بیش تر حفظ کنید اون اقا سریع تر از دو دلی در میاد و می فهمه نه زود هوا برش داشته !! سنگینی هم این نیست که ایشون رو میبنید به حالت قهر از کنار هم برید یا این چیزا..سنگینی این هستش براتون مهم نباشه الان اون اقا هست یا نیست کجا دیدیش یا کجا ندیدیش...شما وقتی سر به زیر برید وبیاید و قطعا کمتر با ایشون هم چشم توی چشم میشید...کلا توصیه میکنم یه مدت هم کم تر افتابی بشید جاهایی که اون اقا هستند و کمی خویشتن داری کنید و احساساتون رو کنترل کنید (هر چند خییل سخته و من الان خودم موندم) اگه قرار باشه اتفاق خوبی بیفته می افته...








علاقه مندی ها (Bookmarks)