سلام
امیدوارم که حالتون خوب باشه
طوری که من (در مورد بعد احساسی که فرموده بودین) از نوشته هاتون استنتاج کردم شما رفتار کاملا موقر و منطقی توی جلسه داشتین.معمولا جلسات خواستگاری استرس خاص خودشو داره.برای خود من بارها و بارها این اتفاق افتاده.اما وقتی کار به صحبت های دو نفره میرسه این استرس کمتر میشه و خود واقعی هر فرد نمایش داده میشه.اگه شما خود واقعیتون بودید،به صورت معمول شوخ طبعی داشتین و صرفا خشک نبودین پس این مورد بی احساسی که میگین فقط بهانه ای بوده از جانب این خانوم برای رد کردن شما.گفتین که ایشون تمایل به روابط دوستی داشتن.جالبه که یه خانوم این علاقه رو به خواستگار سنتی شون توی جلسه ی اول انتقال بدن!!!!شاید موردی توی زندگیشون بوده و هزار شاید دیگه.
در مورد محیط کار هم بهتون حق میدم که تاثیر میزاره.اما اگه همه ی مهندسا پیرو این قانون می شدن که همه شون باید به آدمای خشک و بی احساسی تبدیل می شدن.بهترین راه حلش اینه که در کنار کارتون تفریحاتم فراموش نکنین.از خودتون غافل نشین و همیشه غرق در کار کردن نباشین
در مورد مادر و پدر تون و سطح تحصیلات و این افکار هم احساس می کنم دارید دنبال عیب و ایراد برای نشدن خواستگاری توی وجود خودتون می گردین.اما واقعا خیلی از نشدن های این خواستگاری ها به شما هیچ ارتباطی نداره.تجزیه و تحلیل وسواس گونه واقعا اعصابتونو خرد میکنه
خواستگاری معمولا توی یکی دو جلسه رفتن جواب نمیده.پروسه ی بسیار زمان بریه.حالا جلوتر که برین متوجه میشین که به این آسونی ها هم نیست
شاد باشید و خوشبخت![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)