سلام
توی متنتون دو تا مطلب کلی دیدم
1- شما چاپلوسی کردی و اهل تعریف کردن دروغ از دیگران هستی. تقصیر بقیه چیه؟
2- مادر شوهر شما داشت سیب زمینی و پیاز رنده می کرد که کوکو سبزی درست کنه ( چطوری با سیب زمینی کوکو سبزی درست می کنید ؟

) شما تعارف کردید و قبول نکردند. بعد که شما نبودید به دخترش گفته چرا اینقد حرف می زنی و کمک نمی کنی. دخترش هم گفته کاملیا که گفت کمک کنه، چرا رد کردی؟
من هر چی به این مکالمه نگاه می کنم که نکته منفی و بدجنسی مادرشوهر خواهرشوهر توش ببینم، نمی فهمم کجاشه؟؟؟
مادرشوهر به خاطر خستگی شما، تعارفی که باهات داشته، نگه داشتن احترامت و ... تعارفت را رد کرده،
اما از دخترش انتظار درک بیشتری را داشته و وقتی تو نبودی بهش گفته چرا کمک نمی کنی و اینقد حرف می زنی
کجاش بی احترامی به شماست؟؟؟؟؟
فکر می کنم چون تنها هستی و همسرت نیست و کسی نیست لوست کنه (مخصوصا که می گی خونه بابا هم خیلی نازت را می کشیدن) حساس شدی.
رفتار اونها کاملا طبیعی و عادی هست (چیزی که اینجا گفتی ) و حتی فراتر از عادی ( هر مادرشوهری به عروسش نمی گه چه خوشگل شدی. به نظرم واقعا خانم خوبی هستن)
پدر من هم همیشه می گفتن ظرف می شورید بی صدا باشه

حرف پدرشوهرت را اینقدر سخت نگیر. باور کن کاملا معمولی و به چشم دختر خودش این حرف را بهت زده.
حتی اگر خانمش یا دخترش هم ظرف می شست حتما این تذکر را می داد.
کاملیا جان،
بهتره یه کم وقتت را صرف مطالعه در مورد مهارتهای ارتباطی و برخورد با افراد، انتظاراتی که می تونی داشته باشی و ... کنی.
در مورد ازدواج و زندگی مشترک بخون.
سعی کن یاد بگیری چطور یه خانم قوی و مهربون باشی. نه چاپلوس و پرتوقع.
کجا کمک کنی و در چه حد. برای عزیز شدن از اولین قاشق تا آخرین لیوان را می شوری و بعدش غر می زنی؟!
به نظر نمی رسه خانواده همسرت بد آدمهایی باشند، فکر می کنم شما یه کم حساس و بی مهارتی.
علاقه مندی ها (Bookmarks)