سلام سمانه خانم.ببخشید جوابم کمی دیر شد.اما این موضوع مشکوکی که گفتید اگه اون گفته ابراز علاقه ی اون خانم درست بوده باشه اون قدر ها هم که شما گفتید چیز بدی نیست این طوری ها هم نیستش ببنید من با این حرف شما راجب صحبت هایی که میخوام بنویسم کمی منو نگران کردید شما باید توجه داشته باشید اگر چنین چیزی واقعیت داشته باشه بعد ها حتی اگه ایشون از شما خواستگاری کردند پیگیر این موضوع بشید البته نه خود ایشون مستقیم و همون اول ماجرا حالا اگه کار به اون جا رسید توصیه ای برای شما دارم
خواستم تاکیید کنم زیاد احساسی با این قضیه برخورد نکنید و این قدر ساده از کنار مسایل نگزرید
ولی بحث اصلی میدونید چی هست !؟؟! همونی که خود شما گفتید اصلا نمیشه به صداقت گفته ی دوست اون خانم اعتماد کرد به هر حال یه دختر که نمیاد خودشو خراب کنه حتی پسر و طبیعتا اگه یکی بره سمت یکی برای دوستی ولی طرف تمایلی نشون نده که نمیگه اون نخواست میگه من نخواستم
بگزریم میرم سر حرف اصلی که قرار بود بزنم...
راجب کتاب این فرصت ویژه ای که برای شما اتفاق افتاده من یه توصیه میکنم که مطمئن باشید جواب میگرید ولی یه خواهشی از شما دارم واین هستش که لطفا این کار باعث نشه دوست بشید چون کافیه سری به تاپیک هایی بزنید که دوستی هایی که منجر به ازدواج نشده و چقدر شرایط سختی پیش اومده برای طرفین و مخصوصا دخترا و این سایت هم کلا برای ازدواج و وصال هستش و هیچی مثل ازدواج دو نفر منو خوشحال نمیکنه پس لطفا این کاری که گفتم رو انجام دادید و رابطه ای ایجاد شد یه وقت و اگه ایشون به شما علاقه داشتند بگید بیان خواستگاری شما و اگه غیر این بود بی خیال رابطه بشید و همه چی رو تمام کنید
و اگه هم ایشون به شما علاقه ای نداشتند باز هم زودتر همه چی رو فراموش کنید
نباید زیاد این موضوع طول بکشه و ذهن شما بیش از این مشغول کنه
- - - Updated - - -
ببینید افراد موفق همیشه یه راه پیش رو ندارند این یکی از ابزار های موفقیت هستش اون ها همیشه به قول معروف چند تا چیز توی جیبشون دارند که موقع شرایط بحرانی اینو رو میکنند و باعث وجه تمایزشون با بقیه میشند !!!! و من میخوام این راهو برای شما دررابطه با پس دادن کتاب بگم
شما که میرید کتاب رو پس بدید باید خوب توی ذهتون تمرین کنید که ممکنه با دو حالت مواجه بشید و در هر کدوم از حالت ها باید بدونید چیکار کنید و امیددوارم حالت اول رخ بده که خیلی برای شما بهتره
حالت اول : شما میرید کتاب رو تحویل بدید و خب بحث تشکر و یه سری صحبت راجب کتاب و موضوع و .. بعدش شما خییل سنگین و نجیب رفتار میکنید و انگار الان میخواید کتاب رو به ایشون تحویل بدید و دیگه همه چی تموم !!! حالا اون اقا اگه واقعا شما رو بخوان و بخوان این رابطه باشه تا بیش تر شما رو بشناسند یا خودشونو به شما بیشتر بشناسونند (بازم تاکیید میکنم برای ازدواج ) اون وقت خودشون یه پیشنهاد دیگه ای میدند نمیدونم مثلا یه کتاب دیگه ای دارم میخواید اونو هم براتون بیارم یا هر چیزی مثل این و اون وقت طبیعتا شما کمی ناز کنید و تشکر و زحمت نمیدید و.. و بعدش قبول میکنید و این طوری انگار شما اون قدر ها مایل نبوید و این خیلی بهتره ولی حالت دوم که شرایط فرق میکنه
حالت دوم:شما کتاب رو تحویل میدید و بعد همون توضیحات اولیه بالا بعدش که میخواید خداحافظی کنید ایشون هم میبینی ددیگه دارند بدون هیچ حرکتی خداحافظی میکنند تقریبا تا لحظه ی اخر !!! ون جاست که شما باید اون چیزی که گفتم رو از جیبتون در بیارید و یه دفعه مثلا میگید راستی من فلان جای کتاب رو نمیدونم متوجه نشدم به نظر شما منظور چی بوده یا همچین چیز مشابه ای به هر حال ایشون اگه مایل به ادامه باشند خیلی استقبال میکنند و شک نکنید و مثلا میگن میخواید یه کتاب دیگه معرفی کنم یا همجین چیز مشابه ای و اگه هم واقعا مایل به ادامه نباشند (که با چیزایی که شما تا الان راجب برخورد های ایشون به خودتون گفتید من بعید میدونم ) که یه جواب سردی میدند
خب تا این جا متوجه شدید که ؟!!!
و این که اون برگ برنده چی باشه طوری که فردا روزی توی ذهن اون اقا نشینه که شما مایل و بودید و فردا روزی حتی اگه شما قسمت هم بودید حتی به شوخی هم نگن دیدم مثلا کی بود مثلا پیشنهاد داد دارم میگم حتی به شوخی !!!
این هنر شماست با توجه به کتابو موضوعش و اون موضوعی که رفتید جلو روز اول و.. یه طوری این برگ برنده رو انتخاب کنید که ایشون اصلا شک نکنند !! فکر نمیکنم صلاح باشه بیش ازا ین بخواید این جا بگید این موضوع چی بوده و من یا دوستان بخوان کمک کنند چون خودتون با توجه به شرایط و ... مطمئنم اگه کمی فکر کنید راهشو پیدا میکنید فقط خوب از نظر ذهنی هم تمرین کنید تا اون روز دیگه باز وقتی کتابو بهشون تحویل میدید یه وقت بعشد خودتون رو سرزنش نکنید....
مثلا حالت دوم رخ بده بعدش شما نتونید برگ برنده رو رو کنید بعدش از دست خودتون کلی کلافه بشید و بیاید بگید کلی ناراحت هستید با این که تمرین کرده بودید نتونستید عمل کنید و باز دوباره بخواید فکر کنید چطوری خودتون رو به اون اقا بشناسونید چون من راهی پیش رو ندارمچون به نظرم این جوری ارزش و شان شما کم میشه پیش اون اقا و کلا هر مردی ....
ببنید منم گفتم یه حرفیزده بشه یا نشه ممکنه کلی نظر من عوض شه !!! الن که ماجرای اجرا رو متوجه شدم باید به شما بگم بهترین کار رو انتخاب کردید و اگه غیر این رفتاری نشون میدادید از چشم اون اقا میفتادید البته اگه ایشون شما رو برای ازدواج بخوان و و اگه یه نفر کی رو برای دوستی بخواد اونی رو ترجیح میده که براش وایمیستاد پس حالا که هدف شما ازدواجه باید بگم بهترین کار رو کردید وباید بگم اگه ایشون شما روبرای ازدواج بخوان با این کارتون خیلی بیش تر ایشون مجذوب شما شدند شک نکنید
با این چیزایی گه بعد اون اتفاق هم گفتید من احتمال میدم به ایشون کتاب رو بدید همون حالت اول رخ بده مگه ایشون با شما رو ببینند دستپاچه شند یا به ذهنشون چیزی نرسه که کاری نکنندو اون وقت که شما اون چیزی که گفتم رو از جیب درارید اعتماد به نفس بهشون داده میشه و خیلی استقبال خواهند کرد و خوشحال خواهند شد
این که ماجرای شهر رو هم پرسیده و مخصوصا شما گفتید همون شهر دانشگاهتون هستید خیلی بهتر شد میدونید اگه قضیه بر عکس بود میگفتم شاید خدایی ناکرده شما رو برای دوستی بخوان چون دخترهایی که شهری دیگه به شهری دیگه میرند برای تحصیل بیش تر در معرض اسیب هستند و کاندید برای دوستی !!!!
سمانه خانم خصلاصه کلام میگم شما خودتون فهمیده تر از این ها هستید همون ماجرای اجرا و... پس فقط خود اصلیتون باشید در برخورد با اون اقا ..ایشون اگه از شما خوشش اومده باشه به خاطر همون خود اصلی مشا و روز اول بوده و اگه بخویا دبه این فکر کنید ایشون چیکار میکنند منم همون کارارو بکنم بیش تر منو میپسندند میخوام بگم اصلا این طور نیست و خیالتون راحت باشه...شما همونی باشید که باید باشید و این طوری دچار دوگانگی هم نمی شید
بازم من تکرار میکنم من این راهی رو که جلوی پای شما گذاشتم برای ازدواج بود ....خدایی ناکرده اگه بخواد منجر به دوستی بشه که معلوم نیست پایانش معلوم نباشه به کجا ختم بشه من خودمو نمیبخشم ...
یه وقت سو تفاهم پیش نیاد شاید بگید شما اهل این دوستی و ها نیستید و. . خب خییل ها هم نبودند از اولش ولی همین تمایلی که بین دو نفر ایجاد میشه و فکر میکنند بعد ها رابطشون به ازدواج ختم میشه از خیلی چیزا ساده میگزرند!! همون چیز هایی که همون اول پست قبلیم هم گفتم به سادگی ازش نگزرید و ضمنا تمام توصیه هایی که کردم فقط بر اساس ان چه بود که نوشته بودید همون بحث یه جمله یه حرف یه کار ممکنه به کل نظرمو عوض کنه.ولی شما گفتید همه چی رو گفتید پس انشالله همین میشه.
بازم ببخشید اگه کمی جوابم دیر شد ....امیدوارم هر ان چه به صلاح شماست رقم بخوره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)