سلام جناب رفیق فابریک
نظر من کارشناسانه نیست.اما من با خوندن حرفتون دومورد به ذهنم اومد .شما این دومورد و بخونین از آخر خودتون تصمیم نهایی بگیرین.
مورد اول:
فرض بگیریم که شما بهشون میگین ایشون هم در خوشبینانه ترین حالت بررسی میکنن و با توجه به این که شما شناخت کافی از معیاراتون دارین ایشون هم دارن و همدیگرو برای ازدواج انتخاب میکنین.
خب بدون ارتباط که نمیشه تو این دوسال حتما میخواین باهم بیشترم اشنا بشین
رابطه بیشتر و بیشتر میشه و درنهایت وابستگی یکی از طرفین یا هردو شروع میشه !!!
بعد از این دوسال که زمان کمی هم نیست ، بالاخره ماها انسان هستیم دیگه با تغییر زمان ممکنه نظرات و نگرشامون تغییر کنه. ممکنه بعد این دوسال شما یا ایشون دیگه اون احساس قبل و نداشته باشین اونوقت با وجود وابستگی یکی دیگه نتونین براحتی جدا بشین و یکی از طرفین اسیب ببینه.
یا اینکه ممکنه وقتی میخواد قضیه جدی بشه یکی از خانواده ها مخالفت کنه حالا بهردلیلی!
یا ممکنه حتی با تغییر معیاراتون و احساستون کسان دیگه ای وارد زندگیتون بشن شماها باخودتون بگین کاش من اونموقع اینقدر عجله نمیکردم.
یا حتی خانواده هردو یا یکی کسانی و پیشنهاد بدن که شما با مقایسه متوجه بشین کاش میذاشتم خانواده واسه این انتخاب مهم تصمیم بگیره.
(البته من میدونم که همه این موارد ممکنه در مراسمات رسمی هم رخ بده. اما معمولا ما انسان ها تا اون برگه رو امضا نکردیم و اسم شخص و بعنوان همسر نبردیم تو شناسنامممون و حتی در بعضی ممواقع تا نرفتیم زیر یه سقف هنوز یه نور امیدی در تجدید انتخابمون میبینیم حالا چه دختر چه پسرش البته جدای استثناااتی که وجود دارد .)
فرض کنین این اتفاقاتی که من مثال زدم که ممکنه اتفاق بیوفته ممکن هم هست نیوفته
یعنی در خوشبینانه ترین حالت شما دونفر همدیگرو انتخاب کنین و بعدشم بدور از احساسات دوسال منتظر هم باشین و بعد از شنیدن حرفای خانواده و جلب رضایت اونها بصورت عقلی و منطقی و باتوجه به اینکه هنوز معیارا تغییر نکرده و شما ها هنوز همدیگرو مناسب میدونین. باهم ازدواج کنین.
این خوشبینانه ترین حالتش بود
حالا اگه خدایی نکرده یکی از طرفین پشیمون شد که تصور کنین ممکنه خودتون باشین . چی میشه؟؟
آیا باید یه عمر با عذاب وجدان با هاشون زندگی کنین؟
یا خیر رهاشون کنین و بهشون اسیب بزنین؟
یا اصن اوشون ؟ اگه ازدواج کنن و شمارو رها کنن؟فکر اسیبی که بهتون میخوره و کردین؟
نگاهی به الان نکنین که میگین احساس انچنانی وجود نداره فقط یه حس تمایله!!!،
شما الان میتونین بگین احساستون چیه! اما آیا میتونین تضمین بدین که احساس دوسال دیگه اتونم همینه؟؟
پرسیدین: آیا کارم اشتباهه؟؟؟
میخوام بگم :
شما عقلی همدیگرو انتخاب کردین ، هدفتون هم درست بوده ، اما درمورد راهی که میخواین پیش بگیرین باید بگم ریسک بزرگیه البته برای هردو!
یعنی ایشون دوسال منتظر باشن مورد ها و خواستگارای خوبی که ممکنه براشون پیش میاد و رد کنن تا اینکه شما بتونین خواستگاری کنین.! حالا بهشون چه تضمیمنی میتونین بدین که دوسال الاف نمیشن؟؟؟
چه تضمینی وجود داره که اتفاق پیش بینی نشده از جانب شما پیش نیاد و همه چی بهم نخوره ؛ دوسال دیگه ایشون بگن خب دوسال عمرم هدر رفت موردامم از دست دادم!!!!
یا اصلا چه تضمینی وجود داره که ایشون تا یه خواستگار بهتر براشون پیش اومد به این انتظار پایان ندهند.
مورد دوم :
فرض کنین که شما با معیاراتون باز هم آشنایی کامل دارین و بدور از احساسات توخالی ، ایشون و انتخاب میکنین.
ایشون هم معیاراشون و میشناسن و شما رو برای آشنایی بیشتر انتخاب میکنن.
بعد شما به خانوادتون میگین و خیلی رسمی میرین خواستگاری و با خانواده ایشون صحبت میکنین.
اگه همه چی بخوبی و خوشی حل شد.
شما قول میدین تا دوسال دیگه شرایطتون برای ازدواج مهیا میشه.
این اقدام رسمی مزایایی داره:
1. شما با این کار به ایشون ثابت کردین ایشون و انتخاب کردین و هدفتون ازدواج بوده و هدفتون فقط حرف نبوده ؛ در عمل ثابت شده.
2.شما خودتون ملزم میدونین بخاطر حرفی که زدین و مسولیتی و که قبول کردین و مرد و مردونه تمام تلاشتونو بکنین برای اینکه تا دوسال دیگه بتونین شرایط و مهیا کنین( اگه خدارو تو کاراتون همیشه یاد کنین همیشه کمکتون میکنن.)
3. خیالتون از جانب حواشی قضیه مثه نظر خانواده ها راحت شده چون دیگه نگرانی اینو ندارین ممکنه مخالفت کنن یا ممکنه منو جدی نگرفته باشن زبونا رضایت داده باشن چون عملا تشریف بردن خواستگاری و کمتر خانواده ای هستش که فقط جهت راضی کردن پسرشون و کوتاه اومدن پسر الکی خواستگاری برن!!!!!!!!! آخه بعضی وقتا خانواده ها به یسری مواردی فکر میکنن که ماجوونا به این موارد اصن فکر نمیکنیم و برامونم مهم نیس ، اما گاهی اینقد واسه اونا مهمه که ما نمیتونیم بی اهمیت باشیم و ناخوداگاه اینقدر تکرار میکنن که برامون ارزش میشه. پس بهتره نظر خانواده از اول جویا بشیم.
4. خیال هردو از جانب خواستگار اومدن برای خانوم حل میشه (حالا چه خواستگار خوب بیاد چه بد) ایشون دیگه انتخاب نهاییشونو کردن.
5. خیال هردو از جانب اقا پسر هم حل میشه چون بالاخره اقا پسری که متعهد باشه کمتر پیش میاد دست از پا خطا کنه. یعنی انشالله که نمیکنن.
دیگه من معایب ومزایا رو گفتم خودتون راه درست و تشخیض بدین انتخاب کنین.
اگه کم و کسری هم داشت به بزرگی خودتون ببخشید و میذارم به عهده باقی دوستان وکارشناسان !










علاقه مندی ها (Bookmarks)