داداش من درکت میکنم و تجربیاتی سخت داشتم خوب گوش کن تا به مشکلات من دچار نشی
بعدا اگه حوصله داشتم برات مینویسم
داداش گلم بدون مقدمه بگم اولا دوران عقدید و هنوز سر خانه زندگی نرفتید پس اگر هم جدا شوید برای شما که پسر هستی مشکل چندانی برای بعد اتفاق نخواهد افتاد مشکلات برای اوست
اما اینکه دلت به حال اینده او میسوزد این فکر رو کنار بگذار کسی که دلش به حال خودش نمی سوزد تو چرا خودت خوار کنی ومنت او را بکشی که بیاید و خودش را نجات دهد
اما اینکه خیلی دوستش داری این مهم نیست چون زندگی جاده دو طرفه است به دوست داشتن فقط تو, مشکل حل نمی شود باید ایشان هم دوستتان بدارند
اما اینکه چقدرشما را الان دوستتان میدارند خب معلوم است کسی که 4 ماه از کسی خبر نگیرد چقدر دوستش دارد ؟مگر دوران عقد دوران سر شار از احساسات نیست ؟پس کو این احساسی که او داشته است
اما اینکه میگویی او قبلا مرا دوست داشته است نه عزیزم او چون رویایی فکر میکرده است و تو را مرد رویاهایش میدیده تو را به عنوان مرد رویاهایش دوست داشته نه مردی که الان هست به همین خاطر وقتی کمی گذشته گفته است تو را دوست ندارم راحت بگویم داداش گل, که او دوست داشتنش از روی احساسات بوده یعنی اگر هر پسر دیگری بود او را دوست داشت نه اینکه واقعا تو را دوست داشته باشد
اما اینکه تو منت کشی میکنی و میگویی بیا و او میگوید نه, داداش گلم نیگاه این قضیه 50 سال زندگی است نه اینکه الان بیاد و تو را از لحاظ عاطفی و ... تامین کند قضیه 50 سال کسی که هر روز صبح باید از خواب بیدار شود و او را ببیند قضیه اینکه همین خانوم باید بچه های تو را به دنیا بیاورند و همین خانوم با این خصوصیاتش بچه های تو را تربیت کنند 50 سال زندگی با کسی که هر بار چیزی بگویی او بهش بر خورد و برود خانه پدرش پس احساسات کنار بگذار ادای لیلی و مجنون در نیار پس کمی حقیقت بین باش
اما اینکه افسرده گی گرفتی و خودتو سرزنش میکنی اصلا دیگر این کار را نکن چون مهم تر از او خودت هستی پس خودت را برای یک آدم بی مهر از بین نبر که تا همین حالاهم در این 4 ماه به اندازه ی چند سال از بدنت کار کشیدی و فرسوده شان کردی پس آرام باش و اینکه احساس گناه و کوتاهی میکنی بگذار کنار,کوتاهی او کرده است که اطاعت نکرده ,کوتاهی او کرده است که خبر نگرفته,کوتاهی او کرده است که مثل مخبر مسائل خصوصی زندگی اش را رفته است همه جا را پر کرده است,و ...و پس تو وظیفتو انجام دادای نگو که بی تجربه بودم نه داداش خوب کاری کردی کسی که میخواهد برود بگذار بروددددد
مشکل ما ادمای مذهبی همینه که میگیم باید گذشت و بخششو منت و اینا از ما باشه نه داداش بهت ظلم بزرگی کرده کسی که تعهد داده در سخترین لحظات کنارت باشه پس فکرشو از ذهنت بیرون بیار این خانوم سوهان عمرته الان این کار و کرده فردا که تو مشکلات طبیعی زندگی بیفته چی کار میکنه
دیگه هم پدر و مادرتو و کسی دیگر رو نفرست که اگه هم بیاد میره او اگه دوست داشت این 4 ماه به احترام حداقل پدر و مادرت میومد
پس مرد باش مرد,فکرشو هم نکن که به دردت نمی خوره
اگه کسی دیگه هم برات ناز کرد بگو اگه کسی ما رو 100 تا دوست داشته باشه ما 99 تا او رو دوست داریم
فقط حواست باشه طلاقش ندی او بذار قسطی مهریه اش را بگیرد تا چند سال ,آخرش به خاطر اینکه طلاق بخواهد بگو هر چه دادام بدهید تا طلاقش بدهم پس غصه ی پولت را هم نخور
حرف اخر اینکه زمستان رفتنی است سیاهی برای زغال می ماند داداش این روزا گذشتی است اما یه روز پشیمون میشود روزی که تمام فرصتها تمام شده است برای او,
و به دلت نگیر این مشکلات و فشار های روحی را انشاءالله همه تمام میشود ممکن است فقط یک شب با همسر جدیدت بخوابی
طلاق بد است طلاق خوب نیست اما گاهی همین طلاق راه حل مشکل است روزی که وظیفه ات را انجام دادی
ولی داداش توووووووووووووووو وظیفتو انجام دادی بلکه بیشتر از وظیفه ات انجام دادی
فقط دیگه به کوتاهی ات فکر نکن خواهش میکنم که من برای آینده ات نگرانم نگران وبیشتر از این پدر و مادرت را نگران نکن با کم اشتهایی و تو جمع نرفتنو و غمگین بودن که دو روز دیگه اونا اتفاقی براشون بیفته تو جواب باید بدی پس مرد باش مرد.
خانوم زندگی مثل اینکه جایتان خیلی گرم است و معنای حرفهای سروش را نمی فهمید او حرف دیگری می زند و شما چیز دیگری برداشت میکنید
او میگوید مرا دوست ندارد و درخواست مهریه داده است و با این همه کوچک کردن خودم و خانواده ام نیومده اما شما میگویید بروید با او صحبت کنید یا می گویید احساس خودتان را بیان کنید
از قدیم میگویند: عمود زندگی دوست داشتنِ دو طرفه است,اگر دو نفر یکدیگر را دوست داشته باشند اگر دریایی از اختلافات هم داشته باشند باز هم ممکن است روزی این اختلافات شود توافقات
اما اگر دوست داشتن از طرف دونفر نباشد بلکه از یک طرف باشد دیگر طرف مقابل حاضر نیست یک سری کارها را انجام دهد یا ترک کند به خاطر او,چون او را دوست ندارد صحبت های او وخواسته های او هم برایش اهمیتی ندارد
آقا سروش اینکه تو ذهنت افتاده که شاید با کسی در ارتباط باشه و سر و سری با کسی داشته باشه ,خب داشته باشه لیاقت چنین افرادی همون افراد است پس تو ذهن خودت رو مشغول نکن که چنین کسی لایق تو نیست کسی که ارزش ها را بی ارزش می داند
از این به بعد هم ادامه زندگی با چنین کسی را از ذهنت بیرون بیار حتی اگر او پشیمان شد به دلایل گفته شده
تو هم غصه نخور همه این مشکلات تمام می شود انشاءالله یکی از این بهتر گیرت میاد و برایت خانومی میکند چرا که این کسی رو که داشتی خانوم نبوده گویا عشق مردانگی را داشته
پس مواظب باش که چه میکنی
آقا سروش گفتنی ها را گفتم انتخاب با خودت
یا علی برادر
خدانگهدار

- - - Updated - - -

در ضمن این خانم مهستی چون هم خانومند و هم حرف شما رو نمی گیرند این راهکارهای ابتدایی رو میدن
باز هم تاکید میکنم سعی نکن راه اشتباهی که دیگران رفته اند تو خودت بخواهی تکرار کنی
خب دی این بن اشتباهاتی داشتی که باید تجربه شود برای زندگی بعدت چون این زندگی تمام شده است
اول اینکه داداش انتخابتون چون از روی احساسات بوده نه عقلانیت خداحفظ کند حاجای دهنوی رو بارها تاکید میکرد که عاقلانه انتخاب کنید عاشقانه زندگی کنید بی رودر وایستی انتخاب های سنتی اونقدر بعدش به بند بس میخوره چه برسه به این نوع آشنایی ها <وقتش نیست و الا بیشتر در این مورد توضیح میدادم>
دوم اینکه داداش اعتماد به نفس کافی رو نداشتی برای ازدواج به خاطر همین با حرف بقیه برافروخته میشدی
سوم اینکه اگر مساله ای برایت خیلی مهم است مثل حجاب تو که حجابشو اول دیده بودی و اگر بعدش بدحجاب شده بود از مشاوری مشورت میگرفتی که چگونه بهش در مورد حجاب چیزی بگم
چهارم اینکه علاوه بر اینکه قبلا کار اشتباه انجام می دادی<هر چند من می دانم به خاطر آن شب تو عصبانی نشدی یا به خاطر اون حجاب ان روزش بر افروخته نشدی بلکه این پیشینه ی قبلی داشته یعنی او آنقدر کار های غیر مذهبی یا خلاف خواسته ات انجام داده که حتی به خاطر یک کار او برافروخته و عصبانی میشدی پس خودت را دیگر سرزنش نکن به خاطر ان کار این کارم اینطور شد زندگی ام>الان دیگر اشتباهت را ادامه نده و نخش را بکن.
گفتنی ها را گفتم دیگر وقت بیتر ندارم برای این مساله راهنمایی ات کنم.
دوست شما:مهدیار

- - - Updated - - -

داداش من درکت میکنم و تجربیاتی سخت داشتم خوب گوش کن تا به مشکلات من دچار نشی
بعدا اگه حوصله داشتم برات مینویسم
داداش گلم بدون مقدمه بگم اولا دوران عقدید و هنوز سر خانه زندگی نرفتید پس اگر هم جدا شوید برای شما که پسر هستی مشکل چندانی برای بعد اتفاق نخواهد افتاد مشکلات برای اوست
اما اینکه دلت به حال اینده او میسوزد این فکر رو کنار بگذار کسی که دلش به حال خودش نمی سوزد تو چرا خودت خوار کنی ومنت او را بکشی که بیاید و خودش را نجات دهد
اما اینکه خیلی دوستش داری این مهم نیست چون زندگی جاده دو طرفه است به دوست داشتن فقط تو, مشکل حل نمی شود باید ایشان هم دوستتان بدارند
اما اینکه چقدرشما را الان دوستتان میدارند خب معلوم است کسی که 4 ماه از کسی خبر نگیرد چقدر دوستش دارد ؟مگر دوران عقد دوران سر شار از احساسات نیست ؟پس کو این احساسی که او داشته است
اما اینکه میگویی او قبلا مرا دوست داشته است نه عزیزم او چون رویایی فکر میکرده است و تو را مرد رویاهایش میدیده تو را به عنوان مرد رویاهایش دوست داشته نه مردی که الان هست به همین خاطر وقتی کمی گذشته گفته است تو را دوست ندارم راحت بگویم داداش گل, که او دوست داشتنش از روی احساسات بوده یعنی اگر هر پسر دیگری بود او را دوست داشت نه اینکه واقعا تو را دوست داشته باشد
اما اینکه تو منت کشی میکنی و میگویی بیا و او میگوید نه, داداش گلم نیگاه این قضیه 50 سال زندگی است نه اینکه الان بیاد و تو را از لحاظ عاطفی و ... تامین کند قضیه 50 سال کسی که هر روز صبح باید از خواب بیدار شود و او را ببیند قضیه اینکه همین خانوم باید بچه های تو را به دنیا بیاورند و همین خانوم با این خصوصیاتش بچه های تو را تربیت کنند 50 سال زندگی با کسی که هر بار چیزی بگویی او بهش بر خورد و برود خانه پدرش پس احساسات کنار بگذار ادای لیلی و مجنون در نیار پس کمی حقیقت بین باش
اما اینکه افسرده گی گرفتی و خودتو سرزنش میکنی اصلا دیگر این کار را نکن چون مهم تر از او خودت هستی پس خودت را برای یک آدم بی مهر از بین نبر که تا همین حالاهم در این 4 ماه به اندازه ی چند سال از بدنت کار کشیدی و فرسوده شان کردی پس آرام باش و اینکه احساس گناه و کوتاهی میکنی بگذار کنار,کوتاهی او کرده است که اطاعت نکرده ,کوتاهی او کرده است که خبر نگرفته,کوتاهی او کرده است که مثل مخبر مسائل خصوصی زندگی اش را رفته است همه جا را پر کرده است,و ...و پس تو وظیفتو انجام دادای نگو که بی تجربه بودم نه داداش خوب کاری کردی کسی که میخواهد برود بگذار بروددددد
مشکل ما ادمای مذهبی همینه که میگیم باید گذشت و بخششو منت و اینا از ما باشه نه داداش بهت ظلم بزرگی کرده کسی که تعهد داده در سخترین لحظات کنارت باشه پس فکرشو از ذهنت بیرون بیار این خانوم سوهان عمرته الان این کار و کرده فردا که تو مشکلات طبیعی زندگی بیفته چی کار میکنه
دیگه هم پدر و مادرتو و کسی دیگر رو نفرست که اگه هم بیاد میره او اگه دوست داشت این 4 ماه به احترام حداقل پدر و مادرت میومد
پس مرد باش مرد,فکرشو هم نکن که به دردت نمی خوره
اگه کسی دیگه هم برات ناز کرد بگو اگه کسی ما رو 100 تا دوست داشته باشه ما 99 تا او رو دوست داریم
فقط حواست باشه طلاقش ندی او بذار قسطی مهریه اش را بگیرد تا چند سال ,آخرش به خاطر اینکه طلاق بخواهد بگو هر چه دادام بدهید تا طلاقش بدهم پس غصه ی پولت را هم نخور
حرف اخر اینکه زمستان رفتنی است سیاهی برای زغال می ماند داداش این روزا گذشتی است اما یه روز پشیمون میشود روزی که تمام فرصتها تمام شده است برای او,
و به دلت نگیر این مشکلات و فشار های روحی را انشاءالله همه تمام میشود ممکن است فقط یک شب با همسر جدیدت بخوابی
طلاق بد است طلاق خوب نیست اما گاهی همین طلاق راه حل مشکل است روزی که وظیفه ات را انجام دادی
ولی داداش توووووووووووووووو وظیفتو انجام دادی بلکه بیشتر از وظیفه ات انجام دادی
فقط دیگه به کوتاهی ات فکر نکن خواهش میکنم که من برای آینده ات نگرانم نگران وبیشتر از این پدر و مادرت را نگران نکن با کم اشتهایی و تو جمع نرفتنو و غمگین بودن که دو روز دیگه اونا اتفاقی براشون بیفته تو جواب باید بدی پس مرد باش مرد.
خانوم زندگی مثل اینکه جایتان خیلی گرم است و معنای حرفهای سروش را نمی فهمید او حرف دیگری می زند و شما چیز دیگری برداشت میکنید
او میگوید مرا دوست ندارد و درخواست مهریه داده است و با این همه کوچک کردن خودم و خانواده ام نیومده اما شما میگویید بروید با او صحبت کنید یا می گویید احساس خودتان را بیان کنید
از قدیم میگویند: عمود زندگی دوست داشتنِ دو طرفه است,اگر دو نفر یکدیگر را دوست داشته باشند اگر دریایی از اختلافات هم داشته باشند باز هم ممکن است روزی این اختلافات شود توافقات
اما اگر دوست داشتن از طرف دونفر نباشد بلکه از یک طرف باشد دیگر طرف مقابل حاضر نیست یک سری کارها را انجام دهد یا ترک کند به خاطر او,چون او را دوست ندارد صحبت های او وخواسته های او هم برایش اهمیتی ندارد
آقا سروش اینکه تو ذهنت افتاده که شاید با کسی در ارتباط باشه و سر و سری با کسی داشته باشه ,خب داشته باشه لیاقت چنین افرادی همون افراد است پس تو ذهن خودت رو مشغول نکن که چنین کسی لایق تو نیست کسی که ارزش ها را بی ارزش می داند
از این به بعد هم ادامه زندگی با چنین کسی را از ذهنت بیرون بیار حتی اگر او پشیمان شد به دلایل گفته شده
تو هم غصه نخور همه این مشکلات تمام می شود انشاءالله یکی از این بهتر گیرت میاد و برایت خانومی میکند چرا که این کسی رو که داشتی خانوم نبوده گویا عشق مردانگی را داشته
پس مواظب باش که چه میکنی
آقا سروش گفتنی ها را گفتم انتخاب با خودت
یا علی برادر
خدانگهدار

- - - Updated - - -

در ضمن این خانم مهستی چون هم خانومند و هم حرف شما رو نمی گیرند این راهکارهای ابتدایی رو میدن
باز هم تاکید میکنم سعی نکن راه اشتباهی که دیگران رفته اند تو خودت بخواهی تکرار کنی
خب دی این بن اشتباهاتی داشتی که باید تجربه شود برای زندگی بعدت چون این زندگی تمام شده است
اول اینکه داداش انتخابتون چون از روی احساسات بوده نه عقلانیت خداحفظ کند حاجای دهنوی رو بارها تاکید میکرد که عاقلانه انتخاب کنید عاشقانه زندگی کنید بی رودر وایستی انتخاب های سنتی اونقدر بعدش به بند بس میخوره چه برسه به این نوع آشنایی ها <وقتش نیست و الا بیشتر در این مورد توضیح میدادم>
دوم اینکه داداش اعتماد به نفس کافی رو نداشتی برای ازدواج به خاطر همین با حرف بقیه برافروخته میشدی
سوم اینکه اگر مساله ای برایت خیلی مهم است مثل حجاب تو که حجابشو اول دیده بودی و اگر بعدش بدحجاب شده بود از مشاوری مشورت میگرفتی که چگونه بهش در مورد حجاب چیزی بگم
چهارم اینکه علاوه بر اینکه قبلا کار اشتباه انجام می دادی<هر چند من می دانم به خاطر آن شب تو عصبانی نشدی یا به خاطر اون حجاب ان روزش بر افروخته نشدی بلکه این پیشینه ی قبلی داشته یعنی او آنقدر کار های غیر مذهبی یا خلاف خواسته ات انجام داده که حتی به خاطر یک کار او برافروخته و عصبانی میشدی پس خودت را دیگر سرزنش نکن به خاطر ان کار این کارم اینطور شد زندگی ام>الان دیگر اشتباهت را ادامه نده و نخش را بکن.
گفتنی ها را گفتم دیگر وقت بیتر ندارم برای این مساله راهنمایی ات کنم.
دوست شما:مهدیار