من نمی دانم طرز فکر شما دقیقا چگونه است اما فکر می کنم باید تضادهایی را که در فکرتان است برطرف کنید تا بتوانید بهتر تصمیم بگیرید:
شما می گویید داشتن روابط متعدد برای آن خانم عیب نیست مشروط بر اینکه از خط قرمزها عبور نکند. می گویید اینکه همسر نباید روابط قبلی داشته باشد تعصبی است متعلق به نسل های گذشته و شما متعصب نیستید.
اما در مورد خودتان می گویید اعتقادی به روابط دوستی که برای ازدواج نیست ندارید و این کار به نظر شما مسخره است. و قابل توجه در حرف های شما اینکه :در جواب خانم عسل از یک مثالی استفاده کردید که اصلا چیز بدی تویش نبود. ببینید شما مثال دخترخاله خود را زدید که شاید سه یا چهار بار پیشنهاد ازدواج داشته و نامزد کرده است اما نامزدی به هم خورده است. حالا هم ازدواج کرده است.
شما توجه داشته باشید که با بیست و هشت سال سن حتما موارد بسیار زیادی از دوستی های متعدد ( نامزدی نه ) داشتن را دیده اید و خیلی از آدم های با این اخلاق را از نزدیک شناخته اید. پس می توانستید به جای مثال نامزدی دخترخاله خود که مورد ناجوری ندارد و خلافی در آن اتفاق نیافتاده است ، از این آدم ها و کارهایشان مثال بیاورید. اما شما این کار را نکردید . چرا ؟ چون شما در باطن خود :
این روابط را بی مورد و بیخود می دانید و تا حدی نسبت به آن حس بدی دارید. بنابراین حتی وقتی مثال می آورید هم از آن اجتناب می کنید.
شما گفتید روابط برای ازدواج را می پسندید نه دوستی دختر پسری. اما مثل روز روشن است که روابط متعدد و کوتاه مدت این خانم نمی تواند برای ازدواج باشد.
گفتید اگر همسر آینده از خطر قرمزها عبور نکرده باشد عیبی ندارد در حالی که اگر داشتن یک دوست پسر مثل گذشته قبیح نباشد ( که البته هنوز هم قبحش از بین نرفته است ) داشتن روابط متعدد هنوز به قوت گذشته قبیح تلقی می شود و خط قرمز است. پس این خانم همین الان هم از خط قرمزها رد شده است.








علاقه مندی ها (Bookmarks)