به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 85
  1. #61
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    65
    Array
    تو تاپیک زیر خلاصه زندگیم و علت قهرمونو نوشتم اما با وجود تمام شرایط سختی که قبلا داشتم و میدونم درآینده در انتظارمه اما تصمیم گرفتم که با همسرم آشتی کنم و علت اصلیشم دخترمه خیلی سخته بی پدر بزرگش کنم اما مشکل سر اینجاست که همسرم نمیخواهد و میخواد که مهریه مو ببخشم و دادخواست طلاق بدم اما من میخوام که 50 درصد خودمو تماما مایه بذازم و 0درصد شوهرمو بکنم 1
    لطفا کمکم کنید
    http://www.hamdardi.net/thread-29970.html
    اینو واسه کسایی نوشتم که میان تاپیکو میخونن ولی چون نمیدونن وضعیتم چیه کمکی نمیکنن

  2. #62
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    65
    Array

  3. #63
    Banned
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 آبان 92 [ 12:51]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    247
    سطح
    4
    Points: 247, Level: 4
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    41

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بهار تو هم مثل من داغونی که

  4. #64
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    65
    Array
    ملیسا جان وقتی دیدم یکی به این تاپیک سر زده کلی ذوق کردم ولی یکی مثل خودم بود
    اینجا سایت خوبیه ولی خیلی باید شانس داشته باشی که یکی از کارشناس ها بیاد و راهنمایی کنه
    یه ضرب المثل هست که همیشه درمورد من صدق میکنه
    "جوجه اگه شانس داشت مادرش پستان داشت"


    زندگیمو میسپارم به خدا اگه قراره طلاق بگیرم خودش درست کنه و اگه قرار به آشتی باشه بازم خودش درست کنه


    سهم من از زندگی فقط زنده بودنه
    مسئولین محترم ضمن تشکر از شما بابت سایت خوبتون خواهشمند است این تاپیک را ببندید تا بیشتر از این ظرفیت سایت را اشغال نکنم


    شاد باشید و تندرست

    - - - Updated - - -

    ملیسا جان وقتی دیدم یکی به این تاپیک سر زده کلی ذوق کردم ولی یکی مثل خودم بود
    اینجا سایت خوبیه ولی خیلی باید شانس داشته باشی که یکی از کارشناس ها بیاد و راهنمایی کنه
    یه ضرب المثل هست که همیشه درمورد من صدق میکنه
    "جوجه اگه شانس داشت مادرش پستان داشت"


    زندگیمو میسپارم به خدا اگه قراره طلاق بگیرم خودش درست کنه و اگه قرار به آشتی باشه بازم خودش درست کنه


    سهم من از زندگی فقط زنده بودنه
    مسئولین محترم ضمن تشکر از شما بابت سایت خوبتون خواهشمند است این تاپیک را ببندید تا بیشتر از این ظرفیت سایت را اشغال نکنم


    شاد باشید و تندرست

  5. #65
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آبان 92 [ 20:19]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    2,196
    سطح
    28
    Points: 2,196, Level: 28
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 44 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار_68 نمایش پست ها
    امروز شوهرم اس داد که فردا نمیاد بچه رو ببینه بدون سلام
    منم اس دادم سلام مرسی که خبر دادی
    اس داد در ضمن هوا داره سرد میشه هفته دیگه لباسای بچه رو میارم بیرون کلانتری بهت میدم یه وقت فکرای ناجور نکنی(توضیح-قبلا به خاطر شکایت که کرده بودم جنس آورد وکیلم گفت نگیرم منم نگرفتم)
    منم ج دادم باشه عزیزم مرسی
    دیگه همین چیز دیگه ای نگفت

    همین که شوهرت بهت اس داده یعنی راه ارتباطی داره کم کم شکل میگیره ... منتها با سرعت حلزونی ... و این سرعت حلزونی برای شما بسیار مناسب و لازم هست

    بهار زندگی ات یه جراحت عمیق پیدا کرده ، یه زخم حسابی برداشته ، شما الان داری مداواش می کنی ، باید اجازه بدی ، این زخم دوره نقاهتش رو طی کنه ... چرا اینقدر عجله داری؟؟؟؟
    همین عجله ای که به خرج دادی باعث شد زندگی ات به اینجا برسه که الان هستی

    خواهشا دست از عجول بودن بکش

    اگر واقعا می خواهی تمام 50 درصد خودت رو همه جوره هزینه کنی ، تا صفر همسرت برسه به یک ، پس شروع کن به بدست آوردن ویژگی های خوب

    توی پست قبلی بهت گفتم که شوهرت ترس داره از اینکه شما دوتا برید زیر یک سقف ، چون خاطرات بد گذشته مدام داره توی ذهنش رژه میره ، چون الان مادرش مرتب بهش میگه ، زنت این جوری بود ، اون جوری کرد ، الان اگه دوباره بیاد ، دوباره پای تو رو می کشونه به کلانتری و دادگاه و... خوب خودت رو بذار جای شوهرت ،
    وقتی می بینه تو هیچ تغییری نکرده ای
    چه جوری جلوی مامانش بایسته
    به چی دلگرم باشه
    می دونم که تو می گویی بمیرم هم دیگه نمیذارم زندگی ام به اینجا برسه
    اما الان و در این وضعیت بحرانی ، شوهرت با حرف به قولی رام نمیشه
    باید چیزی فراتر از از حرف و قول و قرار شفاهی باشه
    شوهرت در همین حال هم خیلی دوستت داره ، تو هم خیلی دوستش داری ... ولی اگر با همون شیوه قبلی بری جلو نمی تونی شوهرت رو جذب خودت کنی


    بهار دقت کن مردها وقتی قید چیزی رو بزنند ، واقعا می زنند ... اجازه نده قید تو رو بزنه ...
    راه حلش هم این هست که رفتار و عملکردت رو اصلاح کنی
    تا شوهرت جذب اون اخلاق و رفتارت بشه
    تا شوهرت در کنار تو آرامش بگیره و تو رو بخواد
    تا شوهرت ، کمبود تو رو احساس کنه و بیاد دنبالت
    تا شوهرت برای تو دلتنگ بشه ، و یه لحظه قرار نگیری و جلوی همه بایسته و بگه من زنم رو می خوام
    تا شوهرت عاشقانه تو رو بخواد و یه فرصت دوباره برای زندگیتون باز کنه

    اگر تا اینجای پستم رو گرفتی و هستی ، خبر کن تا پست بعدی برایت بزنم

    حتما حتما هم این پست از مدیر رو بخون و روی خودت تمرین کن

    http://www.hamdardi.net/thread-19404.html

    بهار بزرگ شو ، سعی کن ، تمرین کن ، تو میتونی از این بهار، بهار دیگری رو بسازی که شوهرش بدون او حتی نتواند لحظه ای دوام بیاورد ... تو می تونی همسرت رو به خودت علاقمند و امیدوار کنی ، تو می تونی
    تو می تونی ...
    تو می تونی ...


    یه سئوال ، در جواب اس همسرت بهش چی گفتی؟؟؟؟

  6. #66
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    65
    Array
    سلام رستگار عزیز ممنونم که بالاخره اومدی چون دیگه ناامید شده بودم

    رستگار جان نوشتی
    راه حلش هم این هست که رفتار و عملکردت رو اصلاح کنی
    تا شوهرت جذب اون اخلاق و رفتارت بشه
    تا شوهرت در کنار تو آرامش بگیره و تو رو بخواد
    تا شوهرت ، کمبود تو رو احساس کنه و بیاد دنبالت
    تا شوهرت برای تو دلتنگ بشه ، و یه لحظه قرار نگیری و جلوی همه بایسته و بگه من زنم رو می خوام
    تا شوهرت عاشقانه تو رو بخواد و یه فرصت دوباره برای زندگیتون باز کنه

    چطوری باید رفتارم رو درست کنم؟؟؟

    سئوال ، در جواب اس همسرت بهش چی گفتی؟؟؟؟
    تو اس اولیش که گفته بود نمیاد بهش گفتم سلام باشه مرسی که خبر دادی
    تو اس دومیشم گفتم باشه عزیزم مرسی


    - - - Updated - - -

    رستگا ر جان برای تولدش نظری نداری؟؟؟؟؟ 23 مهره 2 روز دیگه یه تی شرت ورزشی گرفتم نمیدونم بهش بدم یا نه رنگش طوسیِ او مشکی دوست داره که نداشت

  7. #67
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آبان 92 [ 20:19]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    2,196
    سطح
    28
    Points: 2,196, Level: 28
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 44 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    جواب پستم رو ندادی ها

    تا اونجای پستم رو گرفتی یا نه ؟

    آیا زمان می دهی به خودت و همسرت تا مشکلتون به مرور التیام پیدا کنه و بهبود ببخشه ؟

    آیا با خودت عهد و پیمان می بندی که کم کم عجله رو از صفات و ویژگی های خودت حذف کنی ؟

    آیا توی اون دفتری که بهت گفته بودم درست کنی ، این نکته رو می نویسی ، یا نه؟

    همه اینها یعنی ، منظورم این هست که اگه همین الان هم شوهرت اومد دنبالت ، یهو از ذوقت نپری توی بغلش که وای عزیزم ، داشتم می میردم ، عاشقتم ، بدو بریم

    اون وقت میشه ، همون آش و همون کاسه !!


    =========
    جواب هایی که به همسرت دادی ، خیلی بار احساسی نداشت

    کلید حل مشکل شما ، این هست که با ایجاد بار اجساسی زیاد ، منتها با تامل بالا ، شوهرت رو به سمت خودت جذب کنی

    به زبون خودمونی ، با دست پس بزنی ولی با پا پیش بکشی

    حالا با توجه به نکته کلیدی که بهت گفتم :



    امروز شوهرم اس داد که فردا نمیاد بچه رو ببینه بدون سلام


    ==== جواب غلط

    منم اس دادم سلام مرسی که خبر دادی

    ==== جواب درست

    سلام ،نگرانت شدم ، دعا می کنم که مشکلی برات پیش نیوموده باشه ، هم دخترمون و هم من دلتنگت هستیم ، چشم انتظارت می مونیم تا هفته دیگه ، خیلی مواظب خودت باش


    --- بهار دقت کن چی نوشته ای ، شوهرم اس داد ، بدون سلام ....یعنی شما متوجه نیاز شوهرت نشده ای ، بلکه فقط نیاز خودت را دیده ای

    نیاز شوهرت: بهار عزیزم ، ازت محبت می خواهم ، می خواهم نگرانم شوی ، می خواهم برایم دبتنگ شوی

    نیاز شما: سلام کردن ، به معنی به جا آوردن ادب و پاسخ به نیاز احترام گذاشتن به شما

    ---

    همسرت خبری بهتون اطلاع داده ، شما ناراحت شده ای ،چون ازش نوازش عاشقانه می خواستی ،
    شما هم خبری پاسخ داده ای ، انگار شوهرت انجام وظیفه کرده ، و اگر نمی کرد ، صدتا حرف هم توی ذهنت می اومد که ، این که نمی خواست بیاد بچه رو ببینه ، چرا به من خبر نداد ، من رو الاف خودش کرده ، چقدر بی احساس هست و ....
    ---
    اینجا ها هست که شما باید 50 تا مثبت ببینی و شوهرت که صفر هست ، را کم کم به یک بیاری ، یعنی :
    احساس منفی بهت دست نده
    اگرچه شوهرت تو رو درک نمی کنه ، تو درکش کنه
    اگرچه او محبت آمیز حرف نمیزنه ، تو محبت آمیز باشی
    اگرچه مادرش بگه ، بهار داره نقش بازی می کنه که پسرم رو خر کنه ، تو اصلا به روی خودت نیاری و باز هم به محبت کردنت ادامه بدهی




    برای تولدش ، نمی خواد کادو بدهی ، الان وقتش نیست ... یه اس بده با مضمون زیر:
    امشب شبی است که مردی که خیلی دوستش دارم به دنیا اومده ،
    مردی که بازوانش محل امنیت من بود ،--- یا هر ویژگی خاص و یا منحصربفرد همسرت ، مثل صدای خنده هاش ، رنگ چشماش و .. نمی دونم خلاصه اون چیزی که برای تو و همسرت خیلی رمانتیک باشه)
    مردی که پدر دختر نازمون (اسم دخترت) هست ،
    مردی که در کنارش معنی عشق را چشیدم ،
    حیف که زندگیمون ادامه پیدا نکرد و دیگه نمی تونیم باهم زندگی می کنیم
    تولدت مبارک (اسم همسرت) جان
    هیچگاه شب به دنیا آمدن تو از خاطرم نمیره

    در همین حد

    اگر شوهرت بهت جواب داد ، شما باز هم با سیاست با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن جواب بده .... یعنی در همین حال که عشق در جملاتت بکار می بری ، از اون طرف می گویی ، حیف که دوران باهم بودنمون ، کوتاه بود
    حیف که سهم تو برای با من بودن ، ناچیز شد
    حیف که دیگه نمیشه زندگیمون رو از نو بسازیم
    چقدر حسرت می خورم ازاینکه نمی تونم با تو باشم
    چه لحظات خوبی تو برایم ساخته بودی ... و چقدر زود تمام شدند .... ولی حس و خاطره اونها همیشه در روح من جاری هست
    همسرم عزیزم ، با اینکه تو را دوست دارم ، ولی اصلا نمی خواهم خودم را به تو تحمیل کنم
    هر وقت که به دخترمون نگاه می کنم ، یاد تو می افتم .. اگرچه تو را ندارم ، همین دیدن دخترت هم برایم غنیمت هست
    (یا اگر دخترت شکل پدرش هشت ، بگو ، خوشحالم که (اسم دخترت) شکل تو هست ، هر وقت که نگاهش می کنم ، خاطره تو را برایم زنده می کند ...

    از این دست جملات برای جواب اس هایش بگو

    یا اگر زنگ زد ، با یه حالت بغض آلود ، که بیشتر سکوت هم داشته باشی .... بهش بگو ،
    یاد خاطراتمون افتاده ام ،
    بیشتر سکوت کن تا او حرف بزند
    با هاش هم حسی کن ،
    بهش حق بده ...
    بگو باید به نبودنت عادت کنم ، اگر چه نمی خواهم ، اما مجبورم ... چون دیگه تو را نخواهم داشت

    زیاد تماس تلفنی تون رو طولانی نکن ... بذار همسرت تشنه صحبت کردن با تو بشه


    اگر هم هیچ عکس العملی نشان نداد... شما نه ناراحت می شوی ، نه احساساتی می شوی و نه فکر منفی می کنی ....



    ==================

    مشق شب:

    از مقاله مدیر چه چیزی دستگیرت شد؟
    خلاصه اش رو توی دفترت می نویسی
    توی اون مقاله چندتا لینک مقاله دیگر هم ، از اونها چی دستگیرت شد؟ اونها رو هم توی دفترت نت برداری می کنی
    از الان تا پست بعدی ، هر روز شروع می کنی به تمرین صبر کردن ، به اینکه با احساساتت ، آنی جواب ندهی ، بلکه هیجان و احساساتت رو بشناسی ولی سریع واکنش نشون ندهی

    توی دفترت هم هر شب برای خودت نکات مثبت را می نویسی ، فقطو فقط نکات مثبت را ... و سعی کن هر روز این صبر کردن ، برایت درونی شود

    جوری که کم کم همه بهار به صبوری بشناسند

    ===========

    بهار68 گرامی پست قبلی من فکر کنم ، 13 مهر بوده ، یعنی چیزی حدود هفت روز ... مدت زیادی نیست ، من هر موقع بتوانم به نت سر میزنم ، خصوصا واسه پیگیری اینکه انشاله خبر شیرین آشتی شما و همسرتون رو بخونم ..
    ازت گله دارم که چرا زود ناامید می شوی
    من نه ، یکی دیگه از اعضا
    اصلا هیچ کس نیاد بهتون راهکار بده
    این همه مقاله ، این همه تاپیک های به نتیجه رسیده
    از اونها استفاده کن واسه حل مشکل خودت
    امیدت هم هیچ وقت ناامید نشه
    امیدت به خدا باشه ، همیشه
    حتما روی این قسمت هم کار کن ، جون اینها نشانه های وابستگی هست ،منظورم اینه که یعنی بهار68 اونقدر باید خودش توانایی کسب کنه که وابسته به چند خط نوشته ، رستگار نباشه ... راستی عنوان تاپیکت رو هم که عوض کردی



    =====================
    تمام نکات این پست رو مو به مو بخون ، چندبار هم بخون ، مثل یه درس ، خوب یادشون بگیر و دوره شون کن ، جوری که هر موقع توی شرایطش قرار گرفتی ، نمره ات بیست باشه

    واقعا اگر می خواهی زندگی ات درست بشه و تو و همسرت بشوید ، دوتا مرغ عشق .... اینها ، اولین راهکارها هستند ..
    ویرایش توسط رستگار : یکشنبه 21 مهر 92 در ساعت 19:18

  8. #68
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    65
    Array
    ممنونم رستگار عزیز مثل همیشه با حرفات منو آرومم کردی

    به موقع اومدی بهم توصیه کردی که صبر کنم جون تصمیم گرفته بودم این هفته که میاد بهش بگم بیا باهم حرف بزنیم اگه واقعا نمیخواد بیخود کشش ندیم بریم تئافقی طلاق بگیریم اما خوب تصمیمم عوض شد

    ای اس ام اس تولد زیادی عشقولانه نیست ؟ تو زمان خوبی هم اینجوری بهش اس نمیدادم
    بهتر نیست یه دونه از این اس ام های آماده برای تولد بهش بدم؟

  9. #69
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 خرداد 93 [ 02:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    750
    سطح
    14
    Points: 750, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام بهارم چطوری خانومم
    من با نام کاربریم نمیومدم ولی همیشه پستتو دنبال میکردم حرف رستگار عزیز رو گوش کن سر خود کاری نکن همین پیامی که میگه بفرست.وقتی نماد اشک رو تو پستت دیدم ناخداگاه گریم گرفت خیلی دوست دارم موفق بشی اگه بدونی چقدر برات دعا میکنم.

    - - - Updated - - -

    سلام بهارم چطوری خانومم
    من با نام کاربریم نمیومدم ولی همیشه پستتو دنبال میکردم حرف رستگار عزیز رو گوش کن سر خود کاری نکن همین پیامی که میگه بفرست.وقتی نماد اشک رو تو پستت دیدم ناخداگاه گریم گرفت خیلی دوست دارم موفق بشی اگه بدونی چقدر برات دعا میکنم.

  10. #70
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    65
    Array
    ممنونم یاسمینای عزیز دل تنگت شده بودم چه خبر؟ نینی خوبه؟ چیکار کردی با خواهرت؟

  11. کاربر روبرو از پست مفید بهار_68 تشکرکرده است .

    یاسمینا25 (دوشنبه 22 مهر 92)


 
صفحه 7 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ایا برای تامیین اینده ام…"""…… بیمه عمر ……"" تصمیم و گزینه درستی هست؟؟؟
    توسط عروس خوشبخت در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 اسفند 95, 21:30
  2. خوشبختی یعنی "رضایت"
    توسط khaleghezey در انجمن موفقیت و شادی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 14 شهریور 94, 17:40
  3. توصیه نوروزی یک روانپزشک: نه "چاقی" خانمها را به روی شان بیاورید، نه "کچلی" مردها را
    توسط khaleghezey در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 فروردین 93, 13:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.