سلام خانم
از اینکه گزارشات شما رو خوندم بسیار خوشحالم و از اینکه می بینم با دقت مهارتها رو فرا می گیرید و انجام می دهید به شما تبریک می گم
اما سوالات شما سوالاتی بسیار خوب هستند، که البته مطمئن بودم این سوالات رو در همین هفته خواهید پرسید:
سوال :
چطور رابطه ی خواهرم رو با شوهرم مدیریت کنم؟
- پاسخ این سوال رو بطور کلی تری می دهم، چطور روابط دیگران رو با شوهرم مدیریت کنم؟ این معضل بزرگی از بانوان و آقایان است که می خواهند روابط دیگران رو با همسر و گاهی با فرزندانشان مدیریت کنند. من سوالی می پرسم؟ آیا شما می توانیم شرکتی رو که هیچ سمتی در اون ندارید مدیریت کنید، هر چند که عواقبش دامن شما رو هم بگیره!؟ مثلا شما می تونید همین حالا بدون هیچ عنوان و سمتی بانک مرکزی رو مدیریت کنید؟ مسلما و بدیهی است که پاسخ شما خیر است! اما چرا پاسخ شما خیر است؟ چون شما در هیچ کدوم از روابط و ضوابط این شرکت یا بانک، کنترلی ندارید و اتفاقات خارج از کنترل شماست! پس زمانی شما می توانید جایی یا رابطه ای رو مدیریت کنید که تحت کنترل شما باشه حداقل قسمتی از اون! برگردیم به روابط همسر شما با خواهرتون! درسته ایشون همسر شماست و طرف مقابل خواهر شما، اما شما هیچ کنترلی بر رفتار و عواطف این دو نفر دارید؟ مسلم است که ندارید و نمی توانید داشته باشید! دقت کنید که شما بر رفتار هیچ کسی غیر از خودتون نمی توانید مدیریت داشته باشید! پس در واقع، شما نمی توانید روابط هیچ کسی رو با شوهرتون مدیریت کنید!
اما می توانید با موقعیت شناسی که خواهم گفت، عواطف این افراد رو بسادگی کنترل کنید
زمانیکه شما قصد دارید آنچه خارج از کنترل شماست رو کنترل کنید، بدون شک دچار خطای شناختی هستید!
چطور به شوهرم متوقع ام یاد بدم که وظایفی داره؟
- با صراحت، آنچه توقع دارید رو به همسرتون بگید. اما بدونید که تا زمانیکه خطاهای شناختی خود رو بر طرف نکرده اید مشکلی بر طرف نمی شود!
شما همین الان به ایشون برچسب می زنید، کارهاشون رو فیلتر می کنید و برای ایشون شرح وظائفی می نویسید که خودشون خبر ندارند!
چطور گاهی به خواهرم رسیدگی کنم و شوهرم رو هم راضی نگهدارم؟ شوهرم عادت نداره من کاری برای خانواده ام انجام بدم!
نیازی نیست شوهرتون رو راضی نگه دارید! شما مسئول رضایت ایشون نیستید که!
عادت های ایشون باید با تغییرات شما تغییر کنه! شما کاری رو انجام بدهید که درسته... البته این به معنی ورود به تعارض نیست! شما می تونید پیشنهاد به ایشون بدهید... ولی اگر قبول نکردند، به این معنی نیست که شما هم نباید انجام دهید. به عنوان مثال: عزیزم من امروز بعد از ظهر می خوام با خواهرم به استخر برم، می تونیم بعد از استخر با هم سه تایی باشیم، اگر موافقی برنامه ریزی کنم! (دقت کنید که در این شرایط شما به عنوان شخصیتی مستقل تصمیم گرفته اید و با اعتماد به نفس به ایشون پیشنهاد می دهید و ایشون حق دارند بگویند: خیر من نمی ام! و شما در جواب بگید: هر طور احساس بهتری داری.. پس بعد از استخر چیزی می خورم و بعد میام منزل!
الان بهم میگین رفتار جراتمندانه رو تمرین کن!
- یکی از مشکلات دقیق شما همینه: ذهن خوانی می کنید!
---
سوال :
چطور وقتی عصبانیم جراتمند باشم؟ شدنی نیست! نمی توانید وقتی عصبانی هستید، جرات مند باشید
آدم جراتمند چطور احساساتش رو کنترل میکنه و بعد اون ها رو ابراز میکنه؟ چون هر احساسی رو که نمیشه ابراز کرد!
- خب حالا چه کنیم؟ یکی از کارهای مهم شما در مورد دیگران و صد برابر خودتون، اینه که بدونید عواطف شما از کجا می آن؟ چی می شه
که شما عصبانی می شوید؟ و یا خوشحال؟ این عواطف چی هستند؟
هرگز کسی که عصبانی و خشمگین هست، نمی تواند جرات مند باشد!
اما خب این طبیعی است که هر کسی عصبانی و خشمگین شود، غمگین شود و یا فریاد بزند! اما چه باید کرد؟
اولین کاری که باید بکنید، تشخیص عواطف خودتون هست که البته مقدمات خلاقیت عاشقانه هم محسوب می شود.
هر احساس و عاطفه و رفتاری، (مثلا خشم، نفرت، خندیدن) نتیجه یک فکر است، وقتی شما از یک نفر تعریف می کنید و مثلا به او می گید که تو چقدر شیک و زیبایی! نا خود آگاه او لبخند می زند و امکان ندارد که این رو به کسی بگید و به شما توهین کند! کلام زیبای شما موجب می شود که او فکرهای خوب و مثبت کند و همین فکر موجب می شود که او لبخند بزند! یعنی لبخند او ( رفتار) ناشی از یک فکر ( فکر خوب و اینکه برای شما مهم است) می باشد. حالا شما دو مرحله از بروز یک رفتار رو می دونید: عواطف یک نفر، ناشی از یک فکر است! اما کدوم اینها رو می تونید کنترل کنید؟ تقریبا هیچ کس نمی تونه این دو رو کنترل کنه! پس چه کنیم؟
فکر از کجا می آد؟ فکر تفسیر مستقیم یک موقعیت است! در مثال بالا چه زمانی دوست شما فکرهای خوب کرد؟ زمانی که شما از او تعریف کردید! پس شما یک موقعیت خلق کرده اید! فکر دوست شما تفسیر مستقیم موقعیت ایجاد شده توسط شماست!
موقعیت تنها چیزی است که می تونید آنرا کنترل کنید، ایجاد کنید و یا تغییر دهید و به تناسب اون، افکار فرد مقابل یا خودتون تغییر کنه و پیامد اون تغییر احساسات/ عواطف و رفتار فرد یا خود شما می باشد!
مثال دیگه ای می زنم! شما احساس غم شدید می کنید، ببینید این احساس غم ناشی از چه فکری است؟ اون فکر رو تغییر ندهید! اون فکر رو کنترل نکنید! ببینید اون فکر تفسیر چه موقعیتی است، اون موقعیت رو تغییر دهید!
حالا اگر بدونید که همسرتون، خواهرتون ، خودتون، مادر و پدرتون، رییستون و هرکسی که برای شما مهم است، در هر موقعیتی چه فکری و چه احساسی دارد می توانید با تغییر موقعیت، او را خوشحال یا حتی غمگین کنید!اما شما که نمی دونید انها چه فکر می کنند! اصلا مهم نیست چه فکر می کنند... مهم این است که در چه موقعیتی چه احساسی دارند! پس یک جدول برای افراد مهم و خودتون درست کنید
در ستون اول: احساس/ عواطف / رفتار
در ستون دوم : موقعیت
مثال:
عاطفه: همسرم عصبانی شد
موقعیت: مهمانی سر زده به منزل ما آمد
این موقعیت شناسایی شد، پس در مواقع مختلف می دونید که این موقعیت اگر ایجاد بشه، همسرتون عصبانی می شه!
مثال 2 : در مورد خودتون
احساس: خوشحالی زیاد
موقعیت: با دوست قدیمی و صمیمی حرف زدم / استخر رفتم/ ورزش کردم
پس اگر زمانی عصبانی بودید و می خواستید خوشحال باشید: می تونید یکی از کارهایی که شما رو خوشحال می کنه انجام بدید و با این تغییر موقعیت خودتون رو آروم کنید و رفتاری جرات مندانه داشته باشید
عملا در زندگی حرفه ای، فرد جرات مند و حرفه ای، می تونه با شناسایی موقعیت افراد مختلف و خودش، یک فضای آرام و خوب رو ایجاد کنه و از بسیاری مسائل جلوگیری کنه!
به عبارت دیگر، فرد حرفه ای مهره های شطرنج خودش رو طوری در زندگی می چینه، که با خلق موقعیت، رفتار دیگران رو کنترل کنه و به هدف مناسب خودش برسه
---
سوال :
من چرا احساساتم اینجوریه؟ انگار که خون جهنده دارم!
چون بلد نیستید چگونه احساسات خودتون رو کنترل کنید
شناخت لازم رو نسبت به احساسات خودتون ندارید
خطاهای شناختی رو برطرف نکرده اید
اما خورشید که غروب می کنه من دلشوره میگیرم. وقتی هوا سرد میشه هم همینطور. احساس ناامنی می کنم!
- با روش بالا این مشکلات رو تبدیل به لحظات زیبا کنید
-------
سوال :
آقای sci اگر این خطاهام رو دائما بنویسم این خطاها برطرف میشه؟ یعنی ذاتی نیست؟
خیر! هیچ رفتار و خطایی ذاتی و یا ارثی نیست! همه چیز اکتسابی است... اگر خطایی رو مادر یا پدر شما دارند و شما هم دارید، به دلیل اینه که شما مهارت جدیدی رو یاد نگرفته اید! خطاها رو پذیرفته و بر طرف نکرده اید! بله خطاها رو دائما بنویسید و نسبت بهشون حساس باشید! بر طرف می شوند! بزرگترین مشکل شما و خیلی از دوستان خطاهای شناختی هستند! زندگی شما رو مختل می کنند
سوال
من الان برم از شوهرم معذرتخواهی کنم و بگم ببخشید که من خوبی های تو رو ندیدم و اغراق کردم؟ یا برم از اول یه گفتگوی جراتمندانه راه بندازم؟انگار من دارم جراتمندی رو به صورت یه ابزار می بینم؟!
چه وقت هایی لازمه برم جراتمندانه معذرتخواهی کنم و چه وقت هایی لازم نیست و من حق اشتباه کردن رو باید برای خودم در نظر بگیرم؟
یکی از نکات بسیار مهم در سوال شماست! یک فرد جرات مند آیا شخصی است که چپ و راست عذر خواهی می کنه و خیلی شیک معذرت می خواد؟
به هیچ وجه اینطور نیست!
یکی از حقوق فردی شما اینه که می تونید تغییر عقیده دهید، و لازم نیست برای این تغییر عقیده عذر خواهی کنید!
شما برای اینکه به حقوق فردی خودتون احترام می ذارید لازم نیست عذر خواهی کنید!!!!
مثلا لازم نیست شما بگید: با عرض معذرت، باید بگم خیر!!! ( وقتی می خواهید حق نه گفتن رو برای خودتون در نظر بگیرید) بهتره بگید: با همه احترامی که برای شما قائلم، خیر!
اما یکی از حقوق شما اینه که می توانید اشتباه کنید! اما باید مسئولیت اشتباه خود رو قبول کنید و اگر لازم بود عذر خواهی کنید!
تنها زمانی که فرد جرات مند، عذر خواهی می کند و توجیه نمی کند و اذعان می کند که اشتباه کرده است، وقتی است که اشتباه می کند
هرگز زمانی که معذرت خواهی می کنید در مورد خطای شناختی خودتون توضیح ندهید! هرگز این کار رو نکنید! مثلا توضیح ندید که من بصورت اغراق امیزی تو رو بد می دونستم! نیازی نیست که مسائل منفی رو ذکر کنید
در عوض هنگام معذرت خواهی جرات مندانه، نکات مثبت طرف مقابل یا خودتون رو متذکر شوید
مثلا : من اشتباه کردم و بابت اشتباهم عذر خواهی می کنم! همیشه مطمئن بودم که شما بسیار بزرگوارید و هرگز در این رابطه شک نکرده ام! از اینکه عذر خواهی مرا می پذیرید احساس بسیار خوبی دارم!
(دقت کنید که همیشه جملات "من" در عذر خواهی بکار ببرید!)
خیلی از سوالات شما (she ) رو جواب دادم، تمرینهای جدید رو شروع کنید
خانم : MMBA
حالا سوال من
میشه فردی که نسبت به اطرافیانش منفعله از این حالت خارج کرد. وقتی خودش متوجه نیست که منفعله؟راهی داره ؟
خیر! تا زمانیکه این فرد متوجه نوع رفتارش نباشه نمی شه براش کاری کرد! اما وقتی شما جرات مند باشید، فردی که همسر شماست و یا فرزند شماست این رفتار رو مشاهده می کنه و عواقب اون رو می بینیه و سعی می کنه اون رو از روی شما تقلید کنه.. این فطری است و طبیعی است! و اینطور از شما یاد خواهد گرفت
دقت کنید که خیلی از انفعال های اطرفیان ما، ناشی از رفتارهای خود ماست! مطمئن باشید که اگر شوهر شما، هر شخص دیگه ای هم بود، الان فردی منفعل بود! و این انفعال ادامه داره تا زمانیکه شما حقوق فردی ایشون رو رعایت کنید، به ایشون اعتبار لازم رو بدهید و با رفتارهای خودتون همانطور که قبلا گفته شد به جای سو استفاده های جرات مندانه، آموزش مهارت رو بدید!
خانم فرشته من:
من از ابراز لطف شما بسیار سپاسگزارم و از اینکه زندگی رو ماهرانه کنترل می کنید، خوشنود و خرسندم
همگی موفق باشید و سوالی بود بپرسید
( سعی بر آن است که هر پنج شنبه برای شما بنویسم و در طول هفته سکوت می کنم، مگر حالات اضطراری! تا بتوانید از مهارتها استفاده کنید)
علاقه مندی ها (Bookmarks)